نیکلاس
سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۹:۴۹
راستش هم میخواسته دلت را ببرد وهم داستان عرفانی بگوید

جلال الدین است دیگر ، چه میشود گفت ؟ بسکه شور داشته معلوم نیست اولین

حرف درست یا دومین حرف ویا اصلا فقط شور بوده وبس .
جلال الدين!
سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۱۰:۱۳
پانويس جان ،زورت به ما رسيده؟! آنزمان كه شيخ عجل سعدي شيرازي فرمودند :
امشب مگربه وق نمي خواند اين خروس
عشاق بس نكرده هنوز ازكنار وبوس
...تان يار درخم گيسوي تابدار
چون گوي عاج درخم چوگان آبنوس
لب برلبي چو چشم خروس ابلهي بود
برداشتن!به گفته بيهوده خروس
هيچكس اعتراض نكرد ما از گونه ها گفتيم برادر سعدي از ..تان! ديواري كوتاهتراز ديوار ما نديدي گير ميدهي به ما؟
:))
شهریار
سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۱۳:۴۴
پانویس جان چرا اینقدر فایلهای صوتی جلسات رو دیر می گذارید ؟ فکر مخاطبان آفلاین هم باشید . دل آنها هم زود آب می شود!!



فایلهای جلسهء اخیر اتفاقاً زودتر از همهء جلسات قبل گذاشته شدند. صفحه آرشیو را باید چک کنید.
morteza deyanatdar
سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۱۵:۳۸
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

پس حالا که حرف از دل بردن شد این یکی را هم از این شاعر داشه باشید:

دیوان شمس غزل شماره ۲۷۷۹

بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌ای
هیچ دیدیت ای مسلمانان غلامی جسته‌ای
یک غلامی ماه رویی مشک بویی فتنه‌ای
وقت نازش تیزگامی وقت صلح آهسته‌ای
کودکی لعلین قبایی خوش لقایی شکری
سروقدی چشم شوخی چابکی برجسته‌ای
بر کنار او ربابی در کف او زخمه‌ای
می‌نوازد خوش نوایی دلکشی بنشسته‌ای
هیچ کس دارد ز باغ حسن او یک میوه‌ای
یا ز گلزار جمالش بهر بو گلدسته‌ای
یوسفی کز قیمت او مفلس آمد شاه مصر
هر طرف یعقوب وار از غمزه‌اش دلخسته‌ای
مژدگانی جان شیرین می‌دهم او را حلال
هر کی آرد یک نشان یا نکته‌ای سربسته‌ای

پانویس عزیز نظرت چیه؟

همین!!!
...
سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۱۷:۴۷
وا! چه خوش اشتها هستین!
tabkom
سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۱۹:۱۰
با سلام خدمت آقای پانویس و همه دوستان
البته پنبه ولی به زعم شما آتیش ، فقط مواظب باش نسوزاندت .......  شوخی کردم.
به احتمال زیاد شما تاویلی خودشناسانه برای این پست دارید ولی من دوست دارم به ظاهر نگاه کنم و ابراز نظری.
البته من هم دور از جون شما از آنهایی هستم که به من گفتند بفرمایید طویله ، تو لرها یک ضرب‌المثل هست که میگوید "بخت دوم آدم نصیب غول‌بیابونی میشه" اما یا  خوش اقبال بودم یا خدا به من رحم کرد ، خلاصه  آماده همون طویله بودم اما به مصداق داستان ابراهیم گلستانی و آتش کذایی‌اش طویله بر من گلستان که نه اما جالیز !! شد.
از شوخی گذشته من همان حرف اولم را دوباره عرض میکنم ، زن و مرد خوبه که جفتی داشته باشند و با هم زندگی کنند و سعی بر این داشته باشند که رعایت حال همدیگر را بکنند که این خودش بهترین راه کوبیدن هویت فکری میباشد . حالا حتما لازم نیست انکحت خوانده بشود چون به نظر من باید اصل بر تعهد به وفا و عهد و پیمان قلبی باشد چون همانطوری که میدانید یک لفظ ظاهری هیچ تعهدی نمیتواند ایجاد کند. جالب است در این فیلمهای اروپایی میبینیم زوجهایی را که بدون قراردادی مکتوب با هم زندگی میکنند و وقتی یکی از آنها خدایی نخواسته خیانت میکند طرف مقابل  چگونه عمیقا عکس‌العمل نشان میدهد.

ای بر آذر تا توانی زن بگیر
نو‌بهار زندگی از سر بگیر

نکته‌گویان نکته‌ها گفتند بسی
بشنو از من زود باش زودتر بگیر

خال مهرویان و قد سرو و بالای بلند
ساق سیمین و کمان ابرو و موی کمند
چند بنشستی نپاید دیر بهانه کم بگیر
یگانه
سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۱۹:۴۰
گر شبی در منزل جانانه ای میهمانت کنند    
گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش
البته شاید شعر را درست ادا نکنم ولی معنی رو می رسونه .
000
چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۱۲:۷
به بزرگی خودتان ببخشیدش منظوری نداشته .
جلال الدین!
چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۱۲:۲۱
چقدر نظر! به به .. به به ........ خوب ميدانيم چه بگوييم ملت خوششان بيايد!
000
چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۱۲:۳۷
یه شب توی یه مهمونی صحبت از تحول عظیم در صنایع غذائی ایران بود و اینکه شرکتهائی مثل " آیدین" عجب پیشرفتی کردن .... دوستی میگفت یه جور بیسکویت زده خوش مزه ‘ نه ‘ معرکه که دانه های شکلات هم توش هست و آدم باید چشمهاش رو ببنده و فقط به مزش فکر کنه ..... آخر شب نمی تونستم بیام خونه از یکی از سوپرهای اورزانسی پیداش کردم .... حتی نتونستم یه دونش رو کامل بخورم....
ناشناس
چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۱۳:۱۰
دلت را صابون نزن برادر خواسته من را شیر فهم کند و آن حالات وخصوصیات کودکی است که در فطرتش میباشد و هنوز آلوده هویت فکری وجامعه نشده است چون من توان درک و تجربه حقیقت را ندارم با توصیفات آنچنانی دلم را می برند وبه دامم می اندازند بعد که گوش ذهن شیطانیم کر ، انشاءاله اگر توانستند دلم را ببرند نه ذهنم را ، می فهمم که من هم شتری دارم با آن خصوصیاتی که شاه ندارد
شهریار
چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۱۹:۱
سایت 4shared در ایران فیلتر شده و عملا هیچ راهی برای دسترسی به جلسات اخیر برای مخاطبان در ایران نیست . ضد فیلتر ها هم که همه به قدرتی خدا فیلتر شده اند !
what kind of soil we must pour on our heads??


در صفحهء آرشیو پنج روش برای دانلود فایلها وجود دارد که سایت 4shared یکی از آنهاست. روش‌های دیگر را امتحان کنید.

در روش پنجم هم 14 روش متفاوت(سایتهای متفاوت) برای دانلود هست. یعنی جمعاً 18 روش در صفحهء آرشیو هست.

امیدوارم موفق شوید. اگر نشدید، شما راهی پیشنهاد دهید.
morteza deyanatdar
چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

جسارتا جناب پانویس عزیز شما احول بین شده اید.

شیشه یک بود و به چشمش دو نمود
چون شکست او شیشه را دیگر نبود
خشم و شهوت مرد را احول کند
ز استقامت روح را مبدل کند
چون غرض آمد هنر پوشیده شد<-------
صد حجاب از دل به سوی دیده شد<-----
چون دهد قاضی به دل رشوت قرار
کی شناسد ظالم از مظلوم زار

همین!!!
محسن ...
شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۵:۴۵
ما را ز شب وصل چه حاصل که تو از ناز
...
تا بند قبا باز کنی صبح دمیده است .
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد