morteza.deyanatdar
دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰ ۷:۶
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

هر چه پیش آید خوش آید ما که خندان می رویم.

همین!!!


tabkom
دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰ ۹:۳۶
سلام

گویند سنگ ؛ لعل شود در مقام " صبر "
آری شود ولیک به خون جگر شود

حافظ

البته اینجوری هم میشه گفت :

گویند لعل سنگ شود در مقام جنگ
آری شود ولی ای کاش مینشود

ممنون
مصطفی
دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۱۷
به رمز چه می گویی رفیق
سان شان
دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۳۴
سلام
كافيست انسان ساعتي در درون در حال سكوت و مشاهده نباشد تا هويت فكري فتنه گري كرده و انديشه هاي توهمي را بر ذهن حاكم سازد كه بنظر من نفس منتظر چنين لحظه ايست تا بر ذهني كه خود را سوار بر زين انديشه هاي موهومي ديده بود مجددا سوار شود و با لحظه اي غيبت وغفلت انسان ،عبادت هفتاد ساله را بر باد دهد.
درست است كه انسان اگر طعم آب  حقيقت را از چشمه زلال فطرت چشيده باشد بازگشت و ماندن در چاه خشك نفس برايش بسيار دشوار است اما حالات خوب فطري كه تحت مناسبترين شرايط نيز بقول آقاي دكتر بناني محترم "اگر عشقش بكشد"  خودي نشان مي دهد   با دمي غفلت از حضور در زمان حال ، غفلت از مشاهده عميق هر آنچه كه انسان در حال انجامش هست و يا غيبت از هر انديشه اي كه از ذهن ميگذرد ،  از انسان دور ميشود پس بايستي در هر موقعيتي كه هست در حضور فطرت بود و او را مخاطب افكار، احساس، كردار  و حتي در حين انجام امورات واقعي و عيني، قرار داد
نیکلاس
دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۸:۴۰
هزاران سال است که تحت عنوان رشد وپیشرفت ، برتری ، فتح قله های زرین موفقیت !هویت پوشالی بر اندیشه ما سوارشده واین ذهن معکوس رو گردیده است .
حال با پای پیاده برخلاف جاده موهوم " هویت فکری "گام می نهیم . سخت است ولی عرق نمی ریزیم . دراین راه درعین تنهایی از وجود دوستان نیز بهره مند گردیده و
ازهمدلی آنان برخوردار می شویم ." اندک اندک جمع مستان می رسد"

جاده خود شناسی بی انتهاست . دراین راه از نور صاحب کائنات بهره مند می شویم.
امین
دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰ ۲۱:۸
سلام
قربان ازاین  یاداشت دل نگران شدم، امیدوارم صحت باشی!
من
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ۴:۳۷
چیه؟ زین به پشتت گذاشتند الاغ؟
ساناز م.
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ۵:۲۲
ای وای!

امیدوارم برایتان مشکلی‌ پیش نیامده باشد.

اگر کمکی‌ از دست من بر می‌‌آید خوشحال میشوم...
من
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ۶:۵۳
سلام جتاب پانویس
این کامنت قبلی از بنده نیست.
بنده از این جسارتها ندارم.
شاد و سر بلند باشید.
...
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۳۳
از من هرچی‌ بگی‌ برمیاد!
morteza.deyanatdar
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۴۳
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

و ایضا :

چنین است رسم سرای سه پنج
دو صـد رنـج بـردی یـکی بـرد گنج
"مرتضی"

همین!!!
tabkom
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ۱۳:۱۹
با سلام به " من " عزیز،  (اصلی، نه دومی ) ،

می‌بینید که آقای پانویس هم کامنت ایشان را حذف نکرده ، خدا بدهد همیشه از این قبیل دشمنان ،اگر هم ضربه میزند به خوب جایی میزند، البته نظر من این است که ضربه ‌اش جایی برای برخورد پیدا نکرده !! این هم من، یک دشمن !!....  حافظ میفرماید :

هزار دشمن‌ام ارمی‌کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

ممنون
شهره
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ۱۷:۲۹
سلام
جایتان خالی است و دلتنگی دوستتان قابل تقدیر است و من حسودیم می شود که دوست اینچنینی ندارم ...
تا بوده دنیا همین جوری بوده گاهی بالا گاهی پایین ..گاهی خوش گاهی غمگین ..
گاهی سوار بر اسب مراد و گاهی بدبخت و بیچاره ....ولی زندگی باید کرد و همه جورش را دوست داشت
من
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۲۰
حالا که اینطور شد راستشو میگم. بله اون کامنت قبلی‌ هم از من بود! که چی‌ حالا؟
morteza.deyanatdar
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۰ ۱۵:۱۴
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

و ایضا له:

چنیـن اسـت رسم سـرای سخیف
گهی خوار گردی گهی هم شریف
"مرتضی"

همین!!!
محمد
پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۰ ۱۰:۵۷
آقای ۳ نقطه مگر یادداشت قبلی‌ آقای پانویس رو نخوندید؟!

؛)
یک دوست
یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۰ ۹:۱۵
با نگاهی به کامنت ها به نظرم اومد:
که مهم نیست بعضی چه می گویند، مهم این است که ما از آقای پانویس عزیز چیزهایی یاد گرفته ایم که باعث شده دیدمان نسبت به زندگی عوض شود و کیفیت زندگیمان خیلی بهتر شود.
مهم حرف های ارزشمند ایشان است.
ممنونم.
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد