شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۱ ۲۳:۴۴
سلام
دلمان برایتان خیلی تنگ شده اون سکوت و نگاه های پر از سوال و گاهی جواب گرفته اتان هیچ وقت از یادم نخواهد رفت به نکته خیلی خوبی اشاره داشتید به راستی چقدر ما اشتباه می بینیم و می شنویم واقعیت هر حرفی در سادگی آن نهفته است و ما می پیچانیمش تا خود را بیشتر مطرح کنیم مرسی
دلمان برایتان خیلی تنگ شده اون سکوت و نگاه های پر از سوال و گاهی جواب گرفته اتان هیچ وقت از یادم نخواهد رفت به نکته خیلی خوبی اشاره داشتید به راستی چقدر ما اشتباه می بینیم و می شنویم واقعیت هر حرفی در سادگی آن نهفته است و ما می پیچانیمش تا خود را بیشتر مطرح کنیم مرسی
شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۱ ۲۳:۵۸
در ضمن نه ویدئو تونستیم ببینیم و نه تونستیم برنامه های مثنوی را دانلود کنیم یواش یواش از همه چیز محروم میشیم نه پالتاک می تونیم وارد شیم خلاصه حالمان خوب نیست
---
سلام. هم برای ویدیو و هم برای فایلهای جلسات مثنوی میتوانید از لینکهای مستقیم استفاده کنید و دانلود کنید.
---
سلام. هم برای ویدیو و هم برای فایلهای جلسات مثنوی میتوانید از لینکهای مستقیم استفاده کنید و دانلود کنید.
یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۱ ۱:۵۸
آقای پانویس، چطور این بحث را به آن یکی که معشوق از عاشقش غمگین میشود که او را از دیگران بهتر تصور میکند، وصل میکنید؟ آیا عشق هیچ رلی در ازدواج یا خواست زندگی مشترک ندارد؟ میتوانید این دو موّضوع را کاملا از هم جدا برسی کرد؟ ممنون از توضیحتان .
---
سلام. در حقیقت هیچ ارتباطی بهم ندارند. آن بحث دیگری بود و این دیگر.
---
سلام. در حقیقت هیچ ارتباطی بهم ندارند. آن بحث دیگری بود و این دیگر.
یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۱ ۱۰:۵۲
"حیف بود!"؟
زندگی مشترک " امر ساده ایست".
میدونیدچیه "فهمیدن شجاعت میخواهد" .
زندگی مشترک " امر ساده ایست".
میدونیدچیه "فهمیدن شجاعت میخواهد" .
یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۱ ۱۷:۵
واقعاً همینطوره. زندگی مشترک با گذشت و حق محوری و انصاف می تونه خوش باشه.
ممنون.
ممنون.
دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۸:۳۳
سلام
به "هم کمک کردن و زندگی را برای هم ساده و دلپذیر کردن" درک واقعیت های زندگی مشترک وعین دوست داشتن است و نیازی به گفتن و شنفتن الفاظ و جملاتی نظیر "شخصیت" تو را دوست دارم ویا "من" را دوست بدار، نیست چرا که "شخصیت" و یا "من" ی وجود ندارد و زائیده و نیاز ذهن است اما اینگونه رفتار از کسی بر می آید که از هویت فکری رها باشد ،"خود" محور و یا "شخصیت" محور نباشد و دوست یا همسر را وسیله کسب ارزشها از هر نوعش و جبران ضعف های روحی قرار ندهد.
به "هم کمک کردن و زندگی را برای هم ساده و دلپذیر کردن" درک واقعیت های زندگی مشترک وعین دوست داشتن است و نیازی به گفتن و شنفتن الفاظ و جملاتی نظیر "شخصیت" تو را دوست دارم ویا "من" را دوست بدار، نیست چرا که "شخصیت" و یا "من" ی وجود ندارد و زائیده و نیاز ذهن است اما اینگونه رفتار از کسی بر می آید که از هویت فکری رها باشد ،"خود" محور و یا "شخصیت" محور نباشد و دوست یا همسر را وسیله کسب ارزشها از هر نوعش و جبران ضعف های روحی قرار ندهد.
دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۹:۳۵
با سلام خدمت آقاي پانويس و همه دوستان
نكته قابل توجه و اشارهاي كه در اين يادداشت (حياتي) به نظر من رسيد اين است كه گاهي ما با نظرخواهي و درخواست پرسش و راهنمائي از ديگران صرفا قصد دريافت كمك فكري براي انتخاب راه بهتر و سالمتر را نداريم و بيشتر به دنبال اين هستيم كه تاييدي پيدا كنيم در جهت آنچه پيش خود قضاوت كرده و تصميم گرفتهايم.......وقتي به آنچه خودم بهتر از همه ميدانم يقين داشته باشم نيازي به اجماع آرا نيست.....منظورم در مراتب دروني است....
مثل اين پسر كوچولو كه در ويديويي كه ضميمه اين يادداشت است خيلي صريح و راحت ميگويد من هميشه تو را دوست ندارم و فقط وقتي به من شيريني ميدهي تو را دوست دارم.....پس اگر من دنبال دوست داشتن ديگران براي اقناع خودم نباشم از اين جواب تعجب نميكنم و نميگويم : تو را به خدا ميبيني؟!!.....دارم مار تو آستينام پرورش ميدم....تخم سگ داره تو روي من نگاه ميكنه و ميگه تو رو دوست ندارم....چه روزگاري شده...دوره آخرالزمونه.....بچههاي اين دوره زمونه حيارو خوردن ادب رو تف كردن.....عنتر پدر سگ، من تورو به اين جا رسوندم.....مردني ريقونه علقه مضغه!!!!
و اين ناله پدرومادرها از دشمني اولاد همچنان ادامه دارد....و معروف است اين سوال معروف كه چرا نوه از اولاد عزيزتر است؟!...خوب معلوم است چون دشمنِ دشمنِ من، دوست من است!!
ممنون
نكته قابل توجه و اشارهاي كه در اين يادداشت (حياتي) به نظر من رسيد اين است كه گاهي ما با نظرخواهي و درخواست پرسش و راهنمائي از ديگران صرفا قصد دريافت كمك فكري براي انتخاب راه بهتر و سالمتر را نداريم و بيشتر به دنبال اين هستيم كه تاييدي پيدا كنيم در جهت آنچه پيش خود قضاوت كرده و تصميم گرفتهايم.......وقتي به آنچه خودم بهتر از همه ميدانم يقين داشته باشم نيازي به اجماع آرا نيست.....منظورم در مراتب دروني است....
مثل اين پسر كوچولو كه در ويديويي كه ضميمه اين يادداشت است خيلي صريح و راحت ميگويد من هميشه تو را دوست ندارم و فقط وقتي به من شيريني ميدهي تو را دوست دارم.....پس اگر من دنبال دوست داشتن ديگران براي اقناع خودم نباشم از اين جواب تعجب نميكنم و نميگويم : تو را به خدا ميبيني؟!!.....دارم مار تو آستينام پرورش ميدم....تخم سگ داره تو روي من نگاه ميكنه و ميگه تو رو دوست ندارم....چه روزگاري شده...دوره آخرالزمونه.....بچههاي اين دوره زمونه حيارو خوردن ادب رو تف كردن.....عنتر پدر سگ، من تورو به اين جا رسوندم.....مردني ريقونه علقه مضغه!!!!
و اين ناله پدرومادرها از دشمني اولاد همچنان ادامه دارد....و معروف است اين سوال معروف كه چرا نوه از اولاد عزيزتر است؟!...خوب معلوم است چون دشمنِ دشمنِ من، دوست من است!!
ممنون
دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۱:۴۹
بله آقای پانویس دقیقا... اما جدا از اینها یک سوالی میخواستم مطرح کنم و اون اینکه:
چرا دخترهای امروزه اینقدر بیچاره شده اند؟ خواهر خودم هم بیچاره است. دلش به این خوش است که n تا خواستگار داشته است! اصلا انگار دخترها یک جوری شده اند. دختر باید در جوشش و عشق درونی اش غرق باشد. نه اینکه گدای شوهرش باشد. بنده خودم شخصا هیچ میلی به ارتباط با چنین دخترهایی را ندارم. الخصوص اینکه قرار است در آینده مادر بچه های عزیزم! باشد.
امیدوارم شما دخترهای عزیز (که انشالله یکیتون در آینده زن من میشید!) به اخطارهای آقای ایمنی(آقای پانویس) توجه کنید و عشق را در درون خودتان بارور کنید. و دست از نمایش و گدایی بردارید. اگر اینکار را کردید 3 فایده عایدتان میشود:
1 شادی در زندگی
2 فریب نخوردن پسران نیرنگ باز
3 یکی از شما به قید قرعه و شانس زن من خواهید شد و من و شما با هم به جزایر هاوایی خواهیم رفت!
4 شوهر عزیزی مثل من با شما خواهد بود. بنده کم الکی نیستم! خداحافظ دخترهای عزیز...
چرا دخترهای امروزه اینقدر بیچاره شده اند؟ خواهر خودم هم بیچاره است. دلش به این خوش است که n تا خواستگار داشته است! اصلا انگار دخترها یک جوری شده اند. دختر باید در جوشش و عشق درونی اش غرق باشد. نه اینکه گدای شوهرش باشد. بنده خودم شخصا هیچ میلی به ارتباط با چنین دخترهایی را ندارم. الخصوص اینکه قرار است در آینده مادر بچه های عزیزم! باشد.
امیدوارم شما دخترهای عزیز (که انشالله یکیتون در آینده زن من میشید!) به اخطارهای آقای ایمنی(آقای پانویس) توجه کنید و عشق را در درون خودتان بارور کنید. و دست از نمایش و گدایی بردارید. اگر اینکار را کردید 3 فایده عایدتان میشود:
1 شادی در زندگی
2 فریب نخوردن پسران نیرنگ باز
3 یکی از شما به قید قرعه و شانس زن من خواهید شد و من و شما با هم به جزایر هاوایی خواهیم رفت!
4 شوهر عزیزی مثل من با شما خواهد بود. بنده کم الکی نیستم! خداحافظ دخترهای عزیز...
دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۳:۴۶
پسر عاشق، مثل اینکه دوزاریتان نیافتاده! اگر نفس بد است برای شما نیز که دنبال مادر بچه های عزیزتان هستید لطفی نخواهد داشت.
آقای tabkom صحبت هایتان همشه دلچسب است و پاک!
آقای پانویس خوشحالم که حالتان بهتر بنظر میرسد.
ممنون
---
ممنون. مگر حالم بد بوده؟!
آقای tabkom صحبت هایتان همشه دلچسب است و پاک!
آقای پانویس خوشحالم که حالتان بهتر بنظر میرسد.
ممنون
---
ممنون. مگر حالم بد بوده؟!
دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۶:۶
با سلام
از حسن نظر دانه انار عزیز ممنون....اما با « پسر عاشق» هم موافقم....خیلی خوب است دخترخانمها و خانمها با حفظ شان و مرتبه اصیل خود، به زندگی بپردازند و زیاد گرفتاری فکری از بابت همسر برای خود ایجاد نکنند....البته میدانم که برای خانمها و با توجه به شرایط اجتماعی که در ایران داریم، مسئله پیچیدهتر از آقایان است.....اما همین سختی مورد میتواند چالش خوبی برای محک زدن خود باشد....ضمنا صدی هشتاد خانمهای مزدوج، چندان رضایتی از تغییری که در زندگیشان پیش آمده ندارند شاید اشکال پیش آمده برای آنها مربوط به همین عجله داشتنها باشد و دیدگاه اشتباهی که دارند؟!....
ممنون
از حسن نظر دانه انار عزیز ممنون....اما با « پسر عاشق» هم موافقم....خیلی خوب است دخترخانمها و خانمها با حفظ شان و مرتبه اصیل خود، به زندگی بپردازند و زیاد گرفتاری فکری از بابت همسر برای خود ایجاد نکنند....البته میدانم که برای خانمها و با توجه به شرایط اجتماعی که در ایران داریم، مسئله پیچیدهتر از آقایان است.....اما همین سختی مورد میتواند چالش خوبی برای محک زدن خود باشد....ضمنا صدی هشتاد خانمهای مزدوج، چندان رضایتی از تغییری که در زندگیشان پیش آمده ندارند شاید اشکال پیش آمده برای آنها مربوط به همین عجله داشتنها باشد و دیدگاه اشتباهی که دارند؟!....
ممنون
دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۲۰:۳۶
اقای پانویس عزیز هیچ لینکی چه مستقیم چه غیر مستقیم مقدور نمی باشد تا 134 را دانلود قدیمی کردم دارم وگاهی تکراری که هر بار موضوع جدیدی را باز توش پیدا می کنم که معلومه که خوب گوش نکردم ولی جمع که شد سی دی را تهیه می کنم ولی دلم می خواست در جلسات آنلاین شرکت کنم که نمیشه ....آرزوی سال خوب و پر از برکت همه جوره براتون آرزومندم
---
سلام. شما که تهران هستید، میتوانید DVD کل جلسات آنلاین را از آقای رضا میرکریمی در جلسات خمر کهن بخواهید. ایشان زحمت میکشند و همیشه هم آن را بروز میکنند.
افسوس شرکت در جلسات آنلاین را هم نخورید که جلسات آنلاین تعطیل شده. تعطیل هم نشده بود، باز هم افسوس نباید خورد. جاش نور بخورید. گوارای وجود!
---
سلام. شما که تهران هستید، میتوانید DVD کل جلسات آنلاین را از آقای رضا میرکریمی در جلسات خمر کهن بخواهید. ایشان زحمت میکشند و همیشه هم آن را بروز میکنند.
افسوس شرکت در جلسات آنلاین را هم نخورید که جلسات آنلاین تعطیل شده. تعطیل هم نشده بود، باز هم افسوس نباید خورد. جاش نور بخورید. گوارای وجود!
سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ۹:۳۵
سلام
اگر دختر ها و پسر ها ، نه بهتر بگویم اگر انسانها به این آگاه می بودند که همه مریض هستیم به همدیگرکمک میکردیم و حداقل به همدیگر کم نیش میزدیم. اما متاسفانه نود ونو در صد انسانها به این آگاه نیستند!
ممنون

اگر دختر ها و پسر ها ، نه بهتر بگویم اگر انسانها به این آگاه می بودند که همه مریض هستیم به همدیگرکمک میکردیم و حداقل به همدیگر کم نیش میزدیم. اما متاسفانه نود ونو در صد انسانها به این آگاه نیستند!
ممنون

سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ۱۲:۱۶
آقای tabkom, من فکر میکنم که غر زدن کاریست بی فایده، بخصوص برای دیگران. بعد هم انسان باید مشکل کار را در خود بجوہد تا دیگری، یا لا اقل از خود شروع کند.
آقای پانویس. حالا که حالتان خوب است امیدوارم که احوالاتتان هم خوش باشد.
آقای پانویس. حالا که حالتان خوب است امیدوارم که احوالاتتان هم خوش باشد.
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۰:۵۰
سلام دوست عزیز:
مساله را از زاویه ای دیگر هم میتوان دید
وقتی مردی به خانمی اظهار دوستی میکند و میگوید تنهاست و میخواهد تشکیل خانواده دهد
او هم به بقا میاندیشد
وزن مقابلش را وسیله ای برای ارضای خواسته های خودش میخواهد
آیا آن خانم حق ندارد تا آماج اندیشه آن مرد را مورد پرسش گیرد
آیا آن خانم حق ندارد تا تشخیص طر فش را به محک آزمایش بگذارد
آیا این خودخواهی است؟
ووقتی پاسخی میشنود که معنای ضمنی اش آن است که برای طرف خصوصیات فردی مطرح نیست واو این خانم را ابزاری میبیند در خدمت تشکیل خانواده ..حق ندارد ناراحت شود.
گمان میکنم اوتوریته اندیشه مصفا توان درست دیدن را از شما گرفته است.
شاد باشید
مساله را از زاویه ای دیگر هم میتوان دید
وقتی مردی به خانمی اظهار دوستی میکند و میگوید تنهاست و میخواهد تشکیل خانواده دهد
او هم به بقا میاندیشد
وزن مقابلش را وسیله ای برای ارضای خواسته های خودش میخواهد
آیا آن خانم حق ندارد تا آماج اندیشه آن مرد را مورد پرسش گیرد
آیا آن خانم حق ندارد تا تشخیص طر فش را به محک آزمایش بگذارد
آیا این خودخواهی است؟
ووقتی پاسخی میشنود که معنای ضمنی اش آن است که برای طرف خصوصیات فردی مطرح نیست واو این خانم را ابزاری میبیند در خدمت تشکیل خانواده ..حق ندارد ناراحت شود.
گمان میکنم اوتوریته اندیشه مصفا توان درست دیدن را از شما گرفته است.
شاد باشید
نظر شما