پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ۲۰:۱۸
با سلام خدمت آقای پانویس و همه دوستان
در مورد اتفاقی که برای خانم نسرین پیش آمده و تصمیمی که گرفتهاند( قطع ارتباط یکباره با دوستی که با او صمیمی بودهاند) میخواستم عرض کنم به نظر بنده، دوستانی که ما در دورههای مختلف زندگی داریم به فراخور حال و هوائی است که در آن به سر میبریم.....و تصور نمیکنم برای شروع خودشناسی و رهائی از نفس به چنین اقدامات آنی و تکان دهندهای نیاز باشد....مثل اینکه ما تا دیروز در مورد مراقبه و مدیتیشن چیزی نمیدانستهایم و امروز که از مثلا خواص آن آگاه میشویم ، میخواهیم همین الساعه بنشینیم و مراقبه کنیم و با اصرار و اشتیاق فراوان انتظار کسب نتیجه آنی و فوری از این کار را هم داریم در صورتیکه همین انتظار، نقض کننده غرضی است که از مراقبه داریم، و بیخبر از اینکه هر گونه خواستن و اقدامی که از من و ذهن ریشه بگیرد، ما را از اصل و هدف خودشناسی و عرفان دور میکند....شاید بتوان گفت تنها کاری که در راه خودشناسی باید بکنیم این است که کاری نکنیم....و این خود مشکلترین کار است....
احتما کردن....تنها فعلیست که نیازی به فاعل ندارد!!
ممنون
در مورد اتفاقی که برای خانم نسرین پیش آمده و تصمیمی که گرفتهاند( قطع ارتباط یکباره با دوستی که با او صمیمی بودهاند) میخواستم عرض کنم به نظر بنده، دوستانی که ما در دورههای مختلف زندگی داریم به فراخور حال و هوائی است که در آن به سر میبریم.....و تصور نمیکنم برای شروع خودشناسی و رهائی از نفس به چنین اقدامات آنی و تکان دهندهای نیاز باشد....مثل اینکه ما تا دیروز در مورد مراقبه و مدیتیشن چیزی نمیدانستهایم و امروز که از مثلا خواص آن آگاه میشویم ، میخواهیم همین الساعه بنشینیم و مراقبه کنیم و با اصرار و اشتیاق فراوان انتظار کسب نتیجه آنی و فوری از این کار را هم داریم در صورتیکه همین انتظار، نقض کننده غرضی است که از مراقبه داریم، و بیخبر از اینکه هر گونه خواستن و اقدامی که از من و ذهن ریشه بگیرد، ما را از اصل و هدف خودشناسی و عرفان دور میکند....شاید بتوان گفت تنها کاری که در راه خودشناسی باید بکنیم این است که کاری نکنیم....و این خود مشکلترین کار است....
احتما کردن....تنها فعلیست که نیازی به فاعل ندارد!!
ممنون
جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۹۱ ۱:۳۳
سلام آقای پانویس. خدا خیرت بده. تقریبا همه ی سوالات مربوط به من هم میشد. تو را به اندازه ی پدرم دوست دارم. البته کمی بیشتر! خودم و دوست همکلاسی ام در همین آغاز جوانی با جلسات خو گرفته ایم و خوشبختانه کارمان خیلی هم سخت نیست. بنده خیلی در زندگی ام زجر کشیده ام. حتی نفس تنگی گرفته ام. میدانستم حالم بد است اما نمیدانستم علتش چیست؟ اما حالا خوب علتش را فهمیده ام. این خبر خوش را هم به شما بدهم که بدانید اگر شما یک نفر را با جلسات مثنوی آشنا کردید در واقع کل خانواده ی او را آشنا کرده اید. انشالله هرجا هستی سلامت باشی. دلم میخواهد ببینمت
جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۹۱ ۱۵:۱۴
سلام
ممنونم از وقت و پاسخی که دادین
اگه شماره جلسه یا موضوع داستانی که به این موضوع(خودارضایی) اشاره شده رو میدونید(یا بقیه دوستان)بگید
ممنونم
ممنونم از وقت و پاسخی که دادین
اگه شماره جلسه یا موضوع داستانی که به این موضوع(خودارضایی) اشاره شده رو میدونید(یا بقیه دوستان)بگید
ممنونم
یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ ۱:۵۴
به نظر من خود ارضایی مضره. ولی میتونه مضر نباشه.
ببینید ضرر خود ارضایی چیه؟ ضررش اینه که باعث میشه افکار رو واقعی تصور کنیم. درسته. وقتی من با معشوقه ی خیالی خود آمیرش میکنم در واقع فقط با خیال خودم (با یک نیست. با یک لاموجود) آمیزش میکنم. نه با خود معشوق. و این امر باعث میشه که ما در موقع مراقبه هم افکار رو واقعی تصور کنیم. حالا اگه شما مجبورید خود ارضایی کنید اشکالی نداره و خود ارضایی بکنید. ولی به این توجه داشته باشید که افکار فقط افکار هستند. نه واقعیت. مثل داستان اژدهای موسی. که در واقع آن مارها فقط ریسمان بودند. و ماری وجود نداشت. شما اگر مواظب این موضوع باشید(این موضوع که فکر رو واقعیت متصور نشید) اون وقت خود ارضایی ضرر کمی خواهد داشت. زنده باشید
---
و ممکن نیست این کار بدون عشقبازی با صورتها انجام شود!
ببینید ضرر خود ارضایی چیه؟ ضررش اینه که باعث میشه افکار رو واقعی تصور کنیم. درسته. وقتی من با معشوقه ی خیالی خود آمیرش میکنم در واقع فقط با خیال خودم (با یک نیست. با یک لاموجود) آمیزش میکنم. نه با خود معشوق. و این امر باعث میشه که ما در موقع مراقبه هم افکار رو واقعی تصور کنیم. حالا اگه شما مجبورید خود ارضایی کنید اشکالی نداره و خود ارضایی بکنید. ولی به این توجه داشته باشید که افکار فقط افکار هستند. نه واقعیت. مثل داستان اژدهای موسی. که در واقع آن مارها فقط ریسمان بودند. و ماری وجود نداشت. شما اگر مواظب این موضوع باشید(این موضوع که فکر رو واقعیت متصور نشید) اون وقت خود ارضایی ضرر کمی خواهد داشت. زنده باشید
---
و ممکن نیست این کار بدون عشقبازی با صورتها انجام شود!
یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ ۲:۱
سلام داریوش
در جلسه 144 ، قسمت b
در جلسه 144 ، قسمت b
یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ ۱۰:۲۶
سلام
ممنونم دایوش عزیز
دلبر عزیز
در مضربودن خودارضایی آنچنان مطمینم که از روشنی روز
من این راه رو تا آخر رفتم
من مثل یک آدمی که از بس سیگار کشیده سرطان ریه گرفته ولی هنوز بی دلیل و حالا نه برای لذت که برای همون آرامش مورد اشاره آقای پانویس دست به اینکار میزنه.
میدونید
مدتی داشتم این میل رو با بقیه امیال بررسی میکردم
میل گرسنگی و تشنگی مهمترین نیاز آدمیه
من زمانی شده که چن روز به دلایلی غذایی آنچنان نخورده باشم
اما به یاد ندارم که با تصور غذایی لذیذ احساسی هرچند کم از سیری بهم دست داده باشه
و باز بیاد ندارم که در اوج گرسنگی حاضر بخوردن پست ترین چیزها شده باشم
شاید چیزی مانند دفع شکم خودم
حال مطمینم که خودارضایی نشخوار دفعیات "شکم شهوت" است
وقتی از چیزی میخوری که از ضایعات خود است
داری با ذهن خویش خودارضایی میکنی
اما داره اتفاقاتی میوفته
دعا کنید
ممنونم
میرم این جلسه رو گوش بدم
از اینکه بی پرده و عریان حرف زدم منو ببخشید
ممنونم دایوش عزیز
دلبر عزیز
در مضربودن خودارضایی آنچنان مطمینم که از روشنی روز
من این راه رو تا آخر رفتم
من مثل یک آدمی که از بس سیگار کشیده سرطان ریه گرفته ولی هنوز بی دلیل و حالا نه برای لذت که برای همون آرامش مورد اشاره آقای پانویس دست به اینکار میزنه.
میدونید
مدتی داشتم این میل رو با بقیه امیال بررسی میکردم
میل گرسنگی و تشنگی مهمترین نیاز آدمیه
من زمانی شده که چن روز به دلایلی غذایی آنچنان نخورده باشم
اما به یاد ندارم که با تصور غذایی لذیذ احساسی هرچند کم از سیری بهم دست داده باشه
و باز بیاد ندارم که در اوج گرسنگی حاضر بخوردن پست ترین چیزها شده باشم
شاید چیزی مانند دفع شکم خودم
حال مطمینم که خودارضایی نشخوار دفعیات "شکم شهوت" است
وقتی از چیزی میخوری که از ضایعات خود است
داری با ذهن خویش خودارضایی میکنی
اما داره اتفاقاتی میوفته
دعا کنید
ممنونم
میرم این جلسه رو گوش بدم
از اینکه بی پرده و عریان حرف زدم منو ببخشید
یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ ۲۱:۳۹
بله داریوش دقیقا همینطور است
انشاالله یه نامزد خوب و مهربان و دلبر! پیدا کنید.
بنده هنوز به سن ازدواج نرسیدم. برای من هم دعا کنید!
انشاالله یه نامزد خوب و مهربان و دلبر! پیدا کنید.
بنده هنوز به سن ازدواج نرسیدم. برای من هم دعا کنید!
یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ ۲۲:۲۱
سلام آقای پانویس
نوشته ی شما را دقیقا فهمیدم.
لطفا نظرتان را درباره ی متن زیر بنویسید:
نمیشود یک بار در هفته (فقط یک بار) با صورت های ذهنی از سر اجبار عشق بازی کنیم ولی بعد از آن زودی دوباره آگاهی خود را برگردانیم. البته میدانم دارم شعر و ور میگم! چون کسی که آگاهی دارد نمیتواند خودارضایی کند و برای انجام خود ارضایی حتما باید اول آگاهی خود را (نسبت به واقعی نبودن افکار) زایل کند (و با صورت های ذهنی عشق بازی کند) تا بعد بتواند انزال را متحقق کند. ولی من میگویم اگر هر دو هفته یکبار؛ فقط یکبار برویم و آگاهی خود را نسبت به واقعی نبودن افکار نابود کنیم ولی بعدش زودی دوباره آگاهی خود را گسترش دهیم ها؟ چرا اینطوری نگاه میکنید!؟
---
نوشتهای: "البته میدانم دارم شعر و ور میگم!".
"شعر و ور" نمیگویی، شر و ور میگویی!
نوشته ی شما را دقیقا فهمیدم.
لطفا نظرتان را درباره ی متن زیر بنویسید:
نمیشود یک بار در هفته (فقط یک بار) با صورت های ذهنی از سر اجبار عشق بازی کنیم ولی بعد از آن زودی دوباره آگاهی خود را برگردانیم. البته میدانم دارم شعر و ور میگم! چون کسی که آگاهی دارد نمیتواند خودارضایی کند و برای انجام خود ارضایی حتما باید اول آگاهی خود را (نسبت به واقعی نبودن افکار) زایل کند (و با صورت های ذهنی عشق بازی کند) تا بعد بتواند انزال را متحقق کند. ولی من میگویم اگر هر دو هفته یکبار؛ فقط یکبار برویم و آگاهی خود را نسبت به واقعی نبودن افکار نابود کنیم ولی بعدش زودی دوباره آگاهی خود را گسترش دهیم ها؟ چرا اینطوری نگاه میکنید!؟
---
نوشتهای: "البته میدانم دارم شعر و ور میگم!".
"شعر و ور" نمیگویی، شر و ور میگویی!
دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ۹:۳
در مورد سوال حسینِ عزیز:
حسین جان، کلاسهای ویپاسانا یا متدهای دیگر مراقبه، مراقبه رو به شما نمیاموزه. اصلا مراقبه چیزی نیست که آموزش داده بشه زیرا که اون چیزی که اون متدها به شما یاد میدهند محصول فکر هست و ساخته یه ذهن انسان. دنباله روی از هر متد و سیستمی شخص رو بیشتر دچار سر گر دونی خواهد کرد و هیچ گاه علاجه واقعی یه مشکلِ منو شما رو به ارمغان نمیاره.
مدیتیشن، دیدن افکار و حالاتِ درونی شخص هست در طول روز. مراقبه یا مدیتیشن در لحظه و ساعت خاصی اتفاق نمیوفته. وقتی که شخص مطلبی رو مینویسه، یا میخونه، یا تو یه باغچه کار میکنه، یا آشپزی میکنه یا با همسایش صحبت میکنه اینها همه مراقبه هست.
همچنین دیدن ترسهای خودمون (مثل ترس از یک همکارِ با هوش)، رنجهای خودمون (رنجهای ناشی از هویات فکری)، حسادتهای خودمون، عصبانیتهای خودمون همه یه اینها یعنی مدیتیشن.دیدن حالات درونی.
آقای پانویس گاهی میگن که با اینها (ترس ها، رنج ها، حسادت ها) بمانید. آیا ما هیچ وقت فکر میکنیم که این موندن به چه معنا هست؟ آیا موندن یعنی اینکه بگیم این رنج و حسادتِ من مانعی ندارد؟ این سوال خیلی مهم هست درک و فهمش و اگر شخص عمق این رو درک کنه به نظرم مطلب رو خوب گرفته و نیازی به جستجو نمیبینه. واقعا آیا ما هیچ گاه به این مطلب (موندن با ترس، حسادت، خشم و غیر) عمیق شدیم؟
لطفا این صحبتها رو از این نویسنده نپذیر و خودت معنی یه مراقبه را پیدا کن.
حسین جان، کلاسهای ویپاسانا یا متدهای دیگر مراقبه، مراقبه رو به شما نمیاموزه. اصلا مراقبه چیزی نیست که آموزش داده بشه زیرا که اون چیزی که اون متدها به شما یاد میدهند محصول فکر هست و ساخته یه ذهن انسان. دنباله روی از هر متد و سیستمی شخص رو بیشتر دچار سر گر دونی خواهد کرد و هیچ گاه علاجه واقعی یه مشکلِ منو شما رو به ارمغان نمیاره.
مدیتیشن، دیدن افکار و حالاتِ درونی شخص هست در طول روز. مراقبه یا مدیتیشن در لحظه و ساعت خاصی اتفاق نمیوفته. وقتی که شخص مطلبی رو مینویسه، یا میخونه، یا تو یه باغچه کار میکنه، یا آشپزی میکنه یا با همسایش صحبت میکنه اینها همه مراقبه هست.
همچنین دیدن ترسهای خودمون (مثل ترس از یک همکارِ با هوش)، رنجهای خودمون (رنجهای ناشی از هویات فکری)، حسادتهای خودمون، عصبانیتهای خودمون همه یه اینها یعنی مدیتیشن.دیدن حالات درونی.
آقای پانویس گاهی میگن که با اینها (ترس ها، رنج ها، حسادت ها) بمانید. آیا ما هیچ وقت فکر میکنیم که این موندن به چه معنا هست؟ آیا موندن یعنی اینکه بگیم این رنج و حسادتِ من مانعی ندارد؟ این سوال خیلی مهم هست درک و فهمش و اگر شخص عمق این رو درک کنه به نظرم مطلب رو خوب گرفته و نیازی به جستجو نمیبینه. واقعا آیا ما هیچ گاه به این مطلب (موندن با ترس، حسادت، خشم و غیر) عمیق شدیم؟
لطفا این صحبتها رو از این نویسنده نپذیر و خودت معنی یه مراقبه را پیدا کن.
دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ۱۱:۱۹
آها. ممنون!
دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ۱۱:۳۴
به گمانم کسی که آگاهی داشته باشد "هیچ احساس اجباری ندارد" که مجبور شود و خود ارضایی کند. این از شر و ور اولم!
و آگاهی هم علف خرس نیست که دو هفته ای یکبار نابودش کنیم! این هم شر و ور دومم!
و آگاهی هم علف خرس نیست که دو هفته ای یکبار نابودش کنیم! این هم شر و ور دومم!
دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ۱۵:۲۴
با سلام
یکی از دلایل از ریشه غلط بودن و عارضی بودن خود ارضائی این است که دیده شده حتی افرادی که ازدواج کردهاند در مواقعی به این کار مبادرت نمودهاند.....پس ریشهی روحی روانی داشتن آن از این سربند ثابت میشود....بینیازی نسبت به این عمل، با پیشرفت در تعادل روحی روانی نسبت مستقیم و با بی تعادلی روحی و اضطراب و گرفتاریهای نفسانی نسبت عکس دارد.....و صد البته رشد آگاهی و معنویات شخص حتی در سنین جوانی میتواند به صورتی موثر باشد که نیروهای غریزی به شکلی متعادل عرضه شود و انرژی درونی که به سمت غرایز طبیعی متمایل است، در جهات معنوی به کار گرفته شود....
به طور کل شکل برخورد با نیروی جنسی حتی در زمان تأهل و در شکل به اصطلاح طبیعی خود، میتواند به سمت انحراف کشیده شود....و از جنبههای انحرافی این روند میتواند افراط در ایجاد رابطه جنسی به صورت بی رویه باشد، چه به صورت رابطه با همسر یا موارد انحرافی دیگر.....در طی جلسات شرح مثنوی این افراطها در کنار مسائلی مانند پرخوری و تیکهای متفاوت عصبی که اغلب نسبت به آنها نیمه آگاه یا نادان هستیم طبقهبندی شده است....
و مثل بیشتر اشکالات روحی روانی برخورد صحیح آن است که بدون ملامت و سرکوب به کسب آگاهی نسبت به روند سلطه و بروز آنها بپردازیم و به تدریج و به طور ریشهای آنها را حل کنیم.....و البته این هم شامل همان داستان تمثیلی آقای مصفا از آب استخر میشود که نمیتوان یک قسمت آنرا تصفیه کرد و باید کل آب تعویض شود.....
ممنون
یکی از دلایل از ریشه غلط بودن و عارضی بودن خود ارضائی این است که دیده شده حتی افرادی که ازدواج کردهاند در مواقعی به این کار مبادرت نمودهاند.....پس ریشهی روحی روانی داشتن آن از این سربند ثابت میشود....بینیازی نسبت به این عمل، با پیشرفت در تعادل روحی روانی نسبت مستقیم و با بی تعادلی روحی و اضطراب و گرفتاریهای نفسانی نسبت عکس دارد.....و صد البته رشد آگاهی و معنویات شخص حتی در سنین جوانی میتواند به صورتی موثر باشد که نیروهای غریزی به شکلی متعادل عرضه شود و انرژی درونی که به سمت غرایز طبیعی متمایل است، در جهات معنوی به کار گرفته شود....
به طور کل شکل برخورد با نیروی جنسی حتی در زمان تأهل و در شکل به اصطلاح طبیعی خود، میتواند به سمت انحراف کشیده شود....و از جنبههای انحرافی این روند میتواند افراط در ایجاد رابطه جنسی به صورت بی رویه باشد، چه به صورت رابطه با همسر یا موارد انحرافی دیگر.....در طی جلسات شرح مثنوی این افراطها در کنار مسائلی مانند پرخوری و تیکهای متفاوت عصبی که اغلب نسبت به آنها نیمه آگاه یا نادان هستیم طبقهبندی شده است....
و مثل بیشتر اشکالات روحی روانی برخورد صحیح آن است که بدون ملامت و سرکوب به کسب آگاهی نسبت به روند سلطه و بروز آنها بپردازیم و به تدریج و به طور ریشهای آنها را حل کنیم.....و البته این هم شامل همان داستان تمثیلی آقای مصفا از آب استخر میشود که نمیتوان یک قسمت آنرا تصفیه کرد و باید کل آب تعویض شود.....
ممنون
دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ۱۷:۲۲
سلام
در سایتهای روانشناسی این موضوع از لاعلاجترین و شایع ترین مشکلات زوجهای جوان هست
که همسر یواشکی اقدام به اینکار میکنه و این دقیقا نقطه موردنظر ذهن هست که از واقعیت لذت نمیبره و عاشق پندار و بافته های ذهن خویش است
راه علاجشم نگاه مستمر به ذهن و فهمیدن راه های فرعیه فریبهای ذهنی و صد البته نزدیک نشدن به خود فحشاست
هر چند که با گذشت مدت طولانی خود فحشا نیز در خود ذهن ساخته میشه و انجا کار بسیار دشوار میشه
ولی بازم آب حوض اگه کامل عوض بشه میشه
ایشالله همه کسایی که به نحوی به این مدل خودارضایی و مدلهای دیگه مثل مال و ثروت و شهرت و مدرک مبتلان آگاه بشن و آزادی و آرامش ذهن رو تجربه کنن
بعد دیگه با هیچ چی عوضش نمیکنن
التماس دعا
در پناه حق
در سایتهای روانشناسی این موضوع از لاعلاجترین و شایع ترین مشکلات زوجهای جوان هست
که همسر یواشکی اقدام به اینکار میکنه و این دقیقا نقطه موردنظر ذهن هست که از واقعیت لذت نمیبره و عاشق پندار و بافته های ذهن خویش است
راه علاجشم نگاه مستمر به ذهن و فهمیدن راه های فرعیه فریبهای ذهنی و صد البته نزدیک نشدن به خود فحشاست
هر چند که با گذشت مدت طولانی خود فحشا نیز در خود ذهن ساخته میشه و انجا کار بسیار دشوار میشه
ولی بازم آب حوض اگه کامل عوض بشه میشه
ایشالله همه کسایی که به نحوی به این مدل خودارضایی و مدلهای دیگه مثل مال و ثروت و شهرت و مدرک مبتلان آگاه بشن و آزادی و آرامش ذهن رو تجربه کنن
بعد دیگه با هیچ چی عوضش نمیکنن
التماس دعا
در پناه حق
سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۱ ۰:۴۳
آقای تبکم نوشتین که:
برای درمان خود ارضایی، بدون ملامت، آگاهی خود را گسترش بدهیم.
ایکیا نوشته ای که :
علت خود ارضایی این است که ذهن به جای عاشق واقعیت بودن عاشق تصاویر است.
آفرین و ممنون از هر دوی شما.
راستی آقای تبکم شما دبیر ریاضیات هستین؟!
نسبت مستقیم و نسبت عکس! و...
برای درمان خود ارضایی، بدون ملامت، آگاهی خود را گسترش بدهیم.
ایکیا نوشته ای که :
علت خود ارضایی این است که ذهن به جای عاشق واقعیت بودن عاشق تصاویر است.
آفرین و ممنون از هر دوی شما.
راستی آقای تبکم شما دبیر ریاضیات هستین؟!
نسبت مستقیم و نسبت عکس! و...
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱:۴۹
با سلام
مطلبی رو بر اساس چیزهایی که از آقای مصفا یاد گرفته بودم در مورد خودارضایی نوشتم:
"اگر قضاوت در مورد خود عمل خود ارضایی که نظرات ضد و نقیض علمی و غیر علمی در مورد آن وجود دارد را کنار بگذاریم، بدون شک زیاده روی در آن دارای مضرات جسمی و روانی بسیاری است. زیاده روی در عمل خود ارضایی (که به آن برچسب اعتیاد زده می شود) در حقیقت حاصل قرار گیری فرد در یک سیکل می باشد. این سیکل عبارت است از رابطه ی علت و معلولی مجموعه ی {عمل خود ارضایی و برخی کیفیات ذهنی}. به این صورت که ذهن فرد پس از این عمل دچار کیفیاتی می شود که خود این کیفیات علت انجام عمل در دفعات بعدی می شود. این کیفیات عبارتند از: ملامت، زندگی در گذشته و آینده، تلاش برای چیز دیگری شدن، مقایسه. در ادامه به یاری خدا این عوامل بیان می گردد.
ملامت کردن خود: شخص پس از انجام عمل مدام خود را ملامت می کند و در این کیفیت قرار می گیرد. وی که با نسبت دادن صفت هایی، «خود» یا «من» ساخته است، اکنون این عمل را به صورت صفتی مذموم به خود می چسباند و خود را ملامت می کند. این ملامت خود آن قدر ادامه پیدا می کند که شخص خود را نا لایق ببیند و معلول آن جدا شدن از هستی و زندگی طبیعی است. با اتفاق افتادن این جدایی، عمل خودارضایی جایگزین بسیاری از فعالیت های طبیعی شخص می شود. برخورد صحیح در این مورد این می تواند باشد که شخص به جای ملامت خود، رفتار و عمل غیر طبیعی را به صورت آگاهانه ملامت کند.
مطلبی رو بر اساس چیزهایی که از آقای مصفا یاد گرفته بودم در مورد خودارضایی نوشتم:
"اگر قضاوت در مورد خود عمل خود ارضایی که نظرات ضد و نقیض علمی و غیر علمی در مورد آن وجود دارد را کنار بگذاریم، بدون شک زیاده روی در آن دارای مضرات جسمی و روانی بسیاری است. زیاده روی در عمل خود ارضایی (که به آن برچسب اعتیاد زده می شود) در حقیقت حاصل قرار گیری فرد در یک سیکل می باشد. این سیکل عبارت است از رابطه ی علت و معلولی مجموعه ی {عمل خود ارضایی و برخی کیفیات ذهنی}. به این صورت که ذهن فرد پس از این عمل دچار کیفیاتی می شود که خود این کیفیات علت انجام عمل در دفعات بعدی می شود. این کیفیات عبارتند از: ملامت، زندگی در گذشته و آینده، تلاش برای چیز دیگری شدن، مقایسه. در ادامه به یاری خدا این عوامل بیان می گردد.
ملامت کردن خود: شخص پس از انجام عمل مدام خود را ملامت می کند و در این کیفیت قرار می گیرد. وی که با نسبت دادن صفت هایی، «خود» یا «من» ساخته است، اکنون این عمل را به صورت صفتی مذموم به خود می چسباند و خود را ملامت می کند. این ملامت خود آن قدر ادامه پیدا می کند که شخص خود را نا لایق ببیند و معلول آن جدا شدن از هستی و زندگی طبیعی است. با اتفاق افتادن این جدایی، عمل خودارضایی جایگزین بسیاری از فعالیت های طبیعی شخص می شود. برخورد صحیح در این مورد این می تواند باشد که شخص به جای ملامت خود، رفتار و عمل غیر طبیعی را به صورت آگاهانه ملامت کند.
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱:۵۰
زندگی در گذشته و آینده: فرد که خود را فردی نالایق می بیند، از وضعیت فعلی خود ناراضی است. نمی خواهد با آن بماند و آن را ببیند. بنابراین از واقعیت که در حال حاضر جریان دارد فاصله می گیرد. با جدا شدن فرد از واقعیت ها کنترل طبیعی فرد از بین می رود و شخص تحت تاثیر توهماتی که در ذهن او جریان یافته عمل می کند. و این خود علتی است برای اینکه شخص بدون توجه به نیاز های طبیعی و واقعیات مربوط به رفع آن ها دست به عمل غیر طبیعی بزند.
تلاش برای چیز دیگری شدن: پس از انجام عمل و برای رهایی از ملامت ها و ... شخص قول می دهد که چیز دیگری بشود. چرا که عمل خود ارضایی را به «خود» نسبت داده است. حال می خواهد خود را تغییر دهد. وعده هایی در ذهن می پروراند. بنابر این یک «خود» فعلی در ذهن دارد که نمی خواهد آن را ببیند و از آن فرار می کند و نمی خواهد آن باشد و یک «خود» ایده آل دارد که خود را در آن رها یافته می بیند. اما این «خود رها یافته» خودی است مبهم و دست نیافتنی.
مقایسه: در مقایسه هایی که بین خود و دیگران انجام می دهد، دیگران را برتر می بیند و کمبود های خود را به خود ارضایی ازتباط می دهد. چه به صورت فیزیکی و چه به این صورت که خدا مرا دوست ندارد.
تلاش برای چیز دیگری شدن: پس از انجام عمل و برای رهایی از ملامت ها و ... شخص قول می دهد که چیز دیگری بشود. چرا که عمل خود ارضایی را به «خود» نسبت داده است. حال می خواهد خود را تغییر دهد. وعده هایی در ذهن می پروراند. بنابر این یک «خود» فعلی در ذهن دارد که نمی خواهد آن را ببیند و از آن فرار می کند و نمی خواهد آن باشد و یک «خود» ایده آل دارد که خود را در آن رها یافته می بیند. اما این «خود رها یافته» خودی است مبهم و دست نیافتنی.
مقایسه: در مقایسه هایی که بین خود و دیگران انجام می دهد، دیگران را برتر می بیند و کمبود های خود را به خود ارضایی ازتباط می دهد. چه به صورت فیزیکی و چه به این صورت که خدا مرا دوست ندارد.
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱:۵۰
باید بدانیم که نداشتن «خود» فقط به این معنا نیست که نباید خودخواه باشیم. به وجود آوردن هر خودی اشتباه است و همه ی عوامل مذکور برای رها شدن از خلوص و فطرت و افتادن در دام شیطان است. چرا که شیطان کسانی را می فریبد که خالص نباشند. نیاز را به صورت طبیعی در خود حس کنیم و هیچ موجودی را از حق طبیعی اش که رفع نیاز های واقعی است محروم نکنیم. می توانیم ورزش کنیم، می توانیم به اندازه و مفید بخوریم و می توانیم از توهمات جدا باشیم تا صحیح زندگی کرده باشیم."
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۳:۳۳
نوی عزیز. با تشکر از شما. ای کاش ذکر می فرمودید منبع شما کدام اثر یا آثار آقای مصفا است. و کدام صفحات؟
چون شما متن نوشته تان را داخل گیومه قرار داده اید، این یعنی متن را از اثر ایشان برگفته اید. پس نشانی آن اثر را ای کاش بدهید.

چون شما متن نوشته تان را داخل گیومه قرار داده اید، این یعنی متن را از اثر ایشان برگفته اید. پس نشانی آن اثر را ای کاش بدهید.

جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۳۰
از نوشته خودم نقل قول کردم!! یه جایی از آقای مصفا این کیفیات ذهنی رو شنیده بودم و بر اساس اون کلید ها این مطلب رو نوشتم.
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۴۳
راستی اگر فکر می کنید این تحلیل می تونه به کسانی کمک کنه فایل pdfش رو براتون بفرستم که در سایت قرار بدید!
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۵۵
نوی عزیز. من کاره ای نیستم. برای صاحب سایت بفرستید بهتر است.
مرسی از توضیح بهرحال.
مرسی از توضیح بهرحال.
چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۳
سلام نو. آفرین جالب بود. میتونی فایل pdf أش رو آپلود کنی و آدرسش رو قرار بدی همینجا تو بخش نظرات. اینجا من همه کاره ام!!
نظر شما