قطره
دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲۱:۶
چهل هندونه .... برای چهل روز اربعینی ....

در دفاتر یادداشتتون بنویسید :

در چله نشینی  ، خوردن هندوانه در جوار درحتان چنار ، از واجبات است ....

"  رساله ی حضرت داوود " .

tabkom
سه شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۴:۵۸
هیچ آدابی و  ترتیبی مجوی
هرچه میخواهد دل تنگ‌ات بگوی
سان شان
سه شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۵:۵۱
هرفصلی جلوه گری های خودش را دارد باز بهار است و دلبریهایش ، نمی توان در برابرش خویشتندار بود وبه سوی کوه و دشت نشتافت ،  طبیعت   انسان را از تصاویر و وراجی های  ذهن دور  کرده و بر سر عقل و هوش میاورد و دل آرام میکند، اما  میگویند اصل و منشاء تمام زیبائی ها  دل است، دل خودبخود آرام است ، دل جمال  است و جمیل  پس بسوی دل باید شتافت و نیازی به اینهمه دلبستگی به زیبائیهای بیرون نیست وجد و آرامش حاصل  از آن مقید به زمان و مکان است و زود گذر، نمی دانم اما انگار راست می گویند. نشانه هایش پیداست
یگانه
چهارشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۵:۳۳
ما گاهی با شنیدن بعضی جملات و ایات یک لحظه از دنیای مادی یا همان هویت فکری جدا می شیم و وصل می شیم به اصلمان ولی متاسفانه چند لحظه بیشتر طول نمی کشد یه اهی می کشیم و دوباره میاییم به دنیای ذهن و هویت فکری و غرق د رافکار و چه کنم چه کنم؟
یا مشغول توصیف زیبایی های ظاهری می شویم به لحاظ اینکه من خیلی سرم می شه یا از این قبیل.......
برای درک این ایه یا هر جمله معنوی باید به عمق مطلب رفت با اون یکی شد ذکر_ ارامش_ خدا
خدا کیه؟ ذکر چیه؟ ترکیب این دو چطور منو به ارامش می رسونه؟ ارامش واقعی یعنی چه؟
اگر از تعاریف و هر چیزی که بشه توصیفش کرد بیاییم بیرون بریم به عمق و جان و روح کلام بریم متوجه میشویم که ذکر و ذاکر و مذکور یکیه. همه چی در وحدت حل می شه .
من هنگامی که تبدیل به او بشم  با چشم اون ( چشم ناظر) به دنیا نگاه  می کنم دیگه من نوعی باقی نمانده که بخواد قضاوت کنه بد و خوبش کنه تفسیرش کنه. بهارو پاییزش یکی می شه.
وقتی من ذهنی قضاوت نمی کنه به ارامش می رسه متاسفانه ذهن ما را فریب می ده از یک طرف زیبایی های بهار رو نشون میده از طرف دیگه ترس ایجاد می کنه که ای بابا تا بجنبی پاییز رسیده اله میشه بله میشه
ارامش چیزی نیست که د رذهن جا بشه ارامش واقعی فقط تو فضای عشقه.  
وتازه اون موقع متوجه نقش ذکر و الله برای رسیدن به تطمئن القلوب می شویم .
ش.
پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۲:۵۴
آقای پانویس، من بعد از گوش دادن به فایلهای صوتی شرح مثنوی حالا خیلی خیلی بهتر می توانم معنای نوشته هایتان را درک کنم و انصافاً دنیای دیگری بریم باز کرده اید. یک دنیا (به اندازه ی دنیای جدید!) از شما ممنونم و دعای صمیمانه از قلبم برایتان می کنم.
پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۷:۵۷
سلام بر عزیزان

آیا این روزها  ، در جشن عروسی گرده ها شرکت می کنین ؟

این لحظات باشکوه زیبا رو از دست ندید هااااااااا

ای کسانی که آلرژی دارید ،  چشمها را باید شست ...جور دیگر باید دید ...

فوق العاده است .... سخاوت ....هنر.... مدیریت ... آینده نگری ... کارشناسانه
لطیف...عاشقانه ....بکر ...نو به نو ...

و هر وقت دیدید با درک این پدیده ی زیبای گرده افشانی دارید مست می شید ،
بدونید در حضور خدایید .... خود خدایید ....

دیوانه می کنه این عظمت آدم رووووووووووووووووووووو ...

در این روزها ، هر لحظه دوست دارم چشم دل بشم ....

چی بگم ....
بهترش این که گفتن :

هیچ مگوووووووووووووووو

....





http://gatreee.blogfa.com/89112.aspx
مومنیان
پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲۱:۵۷
ســلام و عرض ادب

بسیار زیبا بود تعبیر اِلّا و اَلا واقعاً محشر بود گویی قرآن مصرع دوم حافظ را نگفته و به نحوی به هیچ وجه دگرش را در همان مصرع اول پنهان کرده  . . . .

تشکر و سپاس فراوان
پ
چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ ۱۱:۱۹
جز به خلوتگاه حق آرام نیست (مثنوی معنوی)
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد