امین
شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۷:۴۲
بهار
یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۵:۴۰
سلام
به نظرم یکی از دلایلی که ما از "خیانت" همسرمان نارحت شده و عذاب می کشیم این است که فکر می کنیم ما به اندازه کافی خوب و قابل قبول نبوده ایم و شخص دیگری از ما شایسته تر وجود داشته است که بر ما ترجیح داده شده است.
tabkom
یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۰:۴۸
واتا‌مولا

با سلام خدمت آقای پانویس و همه دوستان....

کلیپ نشنال پارک را دیدم....و تقریبا با آقای پانویس همسفر شدم......به قول یک دوستی که زیاد به خارج رفته بود میگفت فلانی اینجا مثل تلویزیون سیاه سفیده بعد میری اونجا یکباره تلویزیون رنگی میشه.....خدا عالم است بنده که تا به حال هواپیما هم سوار نشده‌ام.....حقیقت‌اش از این خطوط داخلی خیلی ترس دارم.....یکبار در اینترنت یک عکس دیدم داشتند شیشه هواپیما را با آفتابه آب می‌ریختند و شستشو می دادند.....و بعد هم تعاریفی که دیگران میکنند و سوانح هوایی که جایی برای امیدواری باقی نمی‌گذارد......(حالا هی چشم غره نروید و بگوئید این چه حرفهایی است میزنی! ....یکخورده آبروداری کن مگه ایرانی نیستی؟!!)...بعد از آن خیلی ذهنیت پیدا کردم و دیگر این تردید و بی اعتمادی من به خطوط داخلی از بین نرفت که نرفت.....

در این فیلم و دیگر فیلم‌هایی هم که از خارج از ایران دیدم میبینم آسمان آبی است و درختها سبز و آب هم رنگ بیرنگی دارد.....پوستمان هم که کلفت است و سور اینجا وایستادیم و زندگی می‌کنیم...پس دیگر چه غم.....همین گاه گداری با سفرهای آقای پانویس همراه می شویم و هم سیاحت است و هم خودشناسی.....خرج زیادی هم ندارد الا یک کم و بیش مگابیت حجم برای دنلود......
بله به قول آقای مصفا که می‌گوید چنان به این مرزهای جغرافیایی نگاه میکنیم و آنها را ثابت و لایتغیر می‌بینیم انگار همچون وحی آسمانی از ازل نازل شده و در حد انکار خداست اگر در ذهن‌ات خیال کنی که می‌شود  یک متر این مرزهای بین کشورها را جابجا کنی.....تا دنیا باقی‌ست، حلال خدا حلال است و حرام خدا حرام....

آن قسمت از فیلم هم که زباله‌ها را در آب نشان می‌دهد خیلی امیدوار کننده است....خدا را شکر خیلی هم عقب مانده نیستیم.......

و سوال در مورد خیانت همسر به همسر....... و اینکه چرا وقتی یکی به دیگری خیانت میکند......طرف مقابل ناراحت می‌شود....

ادامه دارد....
tabkom
یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۰:۴۹
ادامه.....

به نظر من به این برمی‌گردد که اولا، ما همسر را مال خود می‌دانیم......و رابطه رابطه‌ی ملکیت است و نه خواست آزادانه هر طرف و آزادی او در این خواست......دوم اینکه انتظار داریم و توقع.....و هیچ جا و امکانی برای تجدید نظر باقی نمی‌گذاریم.....مثل تابوی احترام فرزندان به والدین و پدر بزرگ و مادر بزرگ.....و انتظار سنگینی که در این رابطه بار آنها می‌کنیم.....
مثلا من با پدر بزرگ و مادر بزرگ فرزندان خود این بحث را داشتم که میگفتند اولاد را مثل درخت بزرگ می‌کنیم تا در پیری زیر سایه آن آسایش داشته باشیم و این چه تخم لقی است که در دهان آنها می‌شکنی که احترام به بزرگتر واجب نیست.....اینجوری سنگ رو سنگ بند نمی‌شود.....و من نتوانستم به آنها بقبولانم که این رابطه تحمیلی نه لطفی دارد و نه زیبایی....بهتر است آنها آزادانه انتخاب کنند و اگر خواستند مهر بورزند.....و نمی‌دانم انتظار مهر و محبت از آنها داشتن و شاهد این بازی تحمیلی بودن چه فایده‌ای برای ما دارد؟......
تقریبا می‌توان گفت پشت هر خیانتی یک سری از همین بند و زنجیرها در کار است.....و انتظاراتی بی انتها و خسته کننده.....
چنین دیدگاهی به نظر غیرعاقلانه و خطرناک می‌آید.......اما باور کنید رمز خوشبختی است.....امور زندگی به شکلی زیبا در مسیر درست قرار می گیرد و همین فراغ بال و آزادی برای طرفین، فرصت تفکر درست را فراهم می کند......اما در فشار و تحمیل، انرژی‌ها صرف کلنجار رفتن با افکار پر حرص و خشم می‌شود و در نهایت منجر به انتقام میگردد یا اوقاتی همیشه خراب.....و این ضعف و نقص از درون من است که چنین باید خود را وابسته وجود و حضور حتمی کس  خاصی در کنار خود بکنم....

اینها را بنده عمل کرده‌ام و نتیجه گرفته‌ام....البته ممکن بود همسرم تمایل پیدا می‌کرد  که از زندگی من خارج شود که باز هم در آن صورت مخالفتی نمی‌داشتم... خوب در این صورت، من به شکلی جدید زندگی می‌کردم و با برنامه تازه خود را منطبق می‌کردم....آسمان که به زمین نمی‌آید!.....هر چه را دارم هم با او به طور مساوی تقسیم کرده ام که نیاز و وابستگی مادی سدی در مقابل تمایلات و خواست قلبی او نباشد.....
فعلا فرصت ندارم اما جا برای ادامه بحث وجود دارد....

ممنون
دلبر
سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲:۳۸
اگر یکی به من خیانت کنه من به این دلیل ناراحت میشم که هویتم جلوی دوستام ناجور میشه. زیرا اونها به من با دیده ی حقارت نگاه میکنند. در حالی که اگر من انسان هویتی ای نباشم ناراحت نمیشوم. بلکه تازه به او یک آفرین هم میگویم که توانسته حسابی تور کند! البته بعضی ها هم ممکنه هویتی نباشند ولی باز با این کار همسرشون موافق نباشن. به هرحال در هر دو حالت انسانی که هویتی نیست ناراحت نمیشه. ولی انسانی که هویتی است در هر حالت(چه واکنش نشان دهد چه نشان ندهد) ناراحت و down ‎میشود. ولو خودش بگوید: نه من که ناراحت نشده ام!!.
دلبر
سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲:۳۹
در منطقه ما هر وقت شوهری زن دوم میگیرد زن اولش اول کار راضی است. و اتفاقا خوشحال است. اما بعد که می بیند "مردم" او را حقیر می شمارند و او را تهدید میکنند، زن به فکر می افتد تا نگذارد شوهر زن دوم بگیرد.

در حالی که تا وقتی حرف "مردم" را نشنیده بود راضی بود. بنابر این من فکر میکنم علت ناراحتی ما از خیانت همسرمان حرف مردم است. که حرف مردم هم زمانی مطرح است که "هویت" باشد.

امیدوارم کسانی که همسرشان به آنها خیانت میکنند متوجه این موضوع باشند. و هیچ خود را گدای کسی نکنند. همسرت خیانت کرده? به درک که خیانت کرده. دلش خواسته لابد صلاح دیده خیانت کند. تو چرا گدا باشی. من را بگذار زمین و آزاد باش. اتفاقا اینکه همسرت به تو خیانت کرده برایت مفید است. تا تو به خودت بیایی و از "من" آزاد شوی. و آن وقت آزاد باشی چون باد و غنی باشی چون معدن و سنگین باشی چون کوه. از این فرصت پیش آمده استفاده کن و رها شو.
رها
سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۲:۹
بهتر بگیم انسان اگر هویتی نباشه اصلا ازدواج نمیکنه .واقعا کمتر کسی پیدا میشه که در برابر خیانت همسر به روی مبارک خودش نیاره و خندان به زندگی با او ادامه بده...مگر اینکه ناچار باشه
سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۱:۲۰
نتیجه میگیریم که رابطه انسان منی با انسانهای دیگر بیشتر از رابطه او با طبیعت است!
در مطلب واتامولا بنظر میرسد که موضوع خیانت از بقیه بحث ها مهمتر شده است! مثلا اینکه انتظارات ما از اتفاقات آینده با واقعیت چیزها gap دارد و این خیالات ما را نشان میدهد!
سان شان
چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۴۳
سلام

عید امسال نیت کردم همه روزها را در خانه باشم خیلی خوب پیش می رفت که کم کم احساس دلتنگی و بعدش هم اضطراب کردم دقیق که شدم دیدم بله این هویت فکری خان همه اش در این خیال است که الان همه مردم رفتند در مکانهای خوش منظره و خوش آب و هوا خوش میگذرانند و ایشان محروم مانده است با همان حال و هوا با دوستم قرار گذاشتم که در دامنه کوهی کنار رودخانه مهمان گلها و چمن ها باشیم که بر خلاف انتظار با کوه عظیمی از برف مواجه شدیم خوب این منظره هم خیلی قشنگ بود اما آنچه در ذهن بنده مرا آزار میداده  تصویری از طبیعت سر سبز بود که وجود نداشت و کسی هم در حال خوشگذرانی در آنجا نبود خلاصه کلی به خودم خندیدم و یک دره نسبتا گرمی پیدا کردیم جایتان خالی با چای دارچین و زنجبیل و خرما و شیرینی ما هم خوش گذراندیم وقتی خانه برگشتم خیالم راحت شد که بیرون خبری نیست و هرچه هست در داخل خانه است اما کو گوش شنوا. و در مورد اینکه چرا از خیانت همسر ناراحت میشویم بنظرم بخاطر تصاویر لذتبخشی است که انسان از وی دارد، تصویر تایید شدنم در نگاه وی، تصویر دوست داشتنی بودنم از نظر او .خوب وقتی خیانت میشود ابتدا این تصاویر هستند که لطمه میخورند که خیلی زمان میبرد تا این تصاویر را از خود دور کرد حتی اگر طرف مقابل در کما باشد و یا مرده باشد
ویدیوی زیبائی بود بخصوص موسیقی پایانی فیلم که سکوت و تنهائی عمیق طبیعت را بیشتر به رخ انسان میکشد.
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد