جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۵۴
... حالا این هر ((سه)) را چه کنم؟!

سپاس رفیق
morteza.deyanatdar
جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۳۱
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

دست و پایی میتوان زد بند اگر بر دست و پاست
بنـد زلـف دوسـت از دل بـاز کـــــردن عـاطلـلست

همین!!!
ساناز م.
جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۳۴
دست و پایی میتوان زد بند اگر بر دست و پاست
وای بر حال گرفتاری که بندش بر دل است!!
1000x
امین
جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۵۱
بسیار زیبا و مقبول!!

دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست
هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصلست
یارزیبا گرهزارش وحشت از ما دردلست
بامدادان روی او دیدن صباح مقبلست
پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی
باز می‌گویم که هردعوی که کردم باطلست
زهردرنزد خردمندان اگر چه قاتلست
چون ز دست دوست می‌گیری شفای عاجلست
من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست
دوستان معذور داریدم که پایم در گلست
آن که می‌گوید نظر در منظر خوبان مکن
او خود این صورت همی‌بیند ز معنی غافلست
ساربان آهسته ران کآرام جان در محملست
اشتران را بار بر پشتست و ما را بر دلست
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزلست
دست و پای می توان زد بند اگربر دست وپاست
سعدی آسانست با هر کس گرفتن دوستی
لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکلست
....
سعیدی
شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ ۳:۲۹
لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکلست....
مریم و مهشید
شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۴۸

titi
یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ ۰:۳۴
لایک ....
دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۵۱
... پایم در گل است!
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد