فاطمه
سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۱۶
سلام و.. خدا قوت!
زیبا بود
امین
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۲:۲۶
زندگی پیارکا!
زندگی عشق است!

ممنون
دلبر
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۵۹
سلام. من متوجه نشدم جمله ی آخر رو.
"راقم" یعنی چه؟ اسم دوستتان است؟

---
vajehyab.com
سان شان
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۲۷
سلام

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
بچرخید که هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

خیلی زیبا بود دستتان درد نکند
کیا
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۱۴
سلام دلبر جان
راقم یعنی نویسنده مثل راقم سطور یعنی نویسنده این سطر.
یعنی خود آقای پانویس
در پناه حق
m & m
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۳۱

دلبر
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۳
زنده باشید!
خیلی خوب فهمیدم راقم یعنی چه.
ای کلک!
I love you
tabkom
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۲۱:۳۴
با سلام خدمت آقای پانویس و همه دوستان......

برداشت من از مرام و مراسم‌های دوستان هندی   این است که تا حدود زیادی مثل خود  ما ایرانی‌ها  احساسی هستند و به آنچه حواس را تحت تاثیر قرار می‌دهد زیاد توجه می‌کنند.....البته شاید من هم زیاد فیلم هندی دیده باشم.......
اما با توجه به اینکه بیشتر در رابطه با عواملی بیرونی مثل رنگها و نورهای الوان و زیورآلات پرزرق و برق و علائم و سمبل‌ها قرار دارند و عکس‌العمل نشان می‌دهند، می‌توانم حق را به خودم بدهم.......یا موسیقی خاصی که دارند......با سازهایی که جوری طراحی شده‌اند که جزئی‌ترین ریزه‌کاریهای صوت و مالش‌ها و کشش‌های نت و موسیقی را نشان بدهد......تا جایی که به سخن گفتنی محزون و نالنده تبدیل شود......و با رقص و رقص و رقص........با ترکیبی پیچیده از حرکاتی هر چه بیشتر موزون......مثل همان موسیقی خاص و پر انعطافی که می‌نوازند.....و خدایانی که اغلب در رقص هم تخصص دارند.......  این‌ها همه موارد نیازی است برای بیان ریزه‌کاری‌ها و زیر و بم‌های احساس.......یا رفع کنندگان موانعی که می‌خواهند نگذارند من احساس خود را با آنچنان لطافتی که حس می‌کنم، بیان کنم.....
خود همین موسیقی ایرانی هم در زمان‌هایی نه چندان دور اغلب همراه با رقص‌هایی بوده که اوج و پایان همه آنها همراه می‌شده با قطعاتی موسیقیائی به نام رِ نگ که  در پایان هر گوشه و دستگاهی که در جمع و محفلی نواخته می‌شده، زینت بخش خاتمه مجلس بوده.....و بیانگر این که هر چه گفتیم و شنیدیم از غم و درد یا شکوه و شکایت و نصیحت، همه را رها کن که باید از همه اینها بگذری و شاد باشی و با شادی پا بر سر هرچه از این دست قضاوت‌ها و خیالات است بکوبی و از همه بگذری.....که پایان جهان شاد است و شادی.......

حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است
بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

ممنون
علی
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۳۱
به افتخار آقای پانویس ...
دست دست دست دست ....
حالا بیا ......
آهان ......
خودشه ......
حالا چپ حالا راست .....
بلرزون بچرخون .......
ماشالله ......
چشم نخوره ایشالله .....
رها
دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ۰:۲۸
احسنت
شاد باشید
!
دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۵۱
سلام!

بسیار رنگ سبز درین تصویر روح نواز است
بسیار احساس خاصی به من می دهد
afra
دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ۲۱:۳۲
بسیار زیبا بود .
سپاس
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد