جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰
با سلام خدمت آقای پانویس و همه دوستان...
میگم که......آقا مرتضی، این یکی از وعدههای آقا پانویس بود که وفا شد......
فیلم بلومونتین و سه خواهرون نسبتا جامع بود و البته خیلی جالب......کاش همه تبعیدگاهها اینجوری بودند.....
سرگذشت بومیان استرالیا و سرخپوستان آمریکا و همه گذشتگانی که در محیطهای طبیعی و باز و در ارتباط دائمی با طبیعت زندگی کردهاند، قابل بررسی است.....ابتدا به نظر میرسد یک محیط طبیعی مناسبتر، میتواند کمک حال یک زندگی طبیعی و روحی روانی سالم هم باشد.....اما من فکر میکنم ممکن است که از لحاظ فیزیک جسمانی شرایط سالمتری فراهم بوده، اما از لحاظ اشکالات معنوی و گرفت و گیرهای هویتی، نمیتواند چندان مربوط و کارساز باشد.....و تاریخ هم این مطلب را به خوبی نمایش میدهد.....
نکته جالب این به نظرم رسید که احتمالا پزشکهایی که جادوگری هم میکردند اول فقط پزشک بودهاند و با داروهای گیاهی مثلا پزشکی میکردهاند....بعد در مواردی که میدیدند معالجه نتیجه بخش نمیشده و برای اینکه کم نیاورده باشند متوسل به یک سری ادعاهایی در باب وجود ارواح شیطانی و خبیث میگردیدهاند و برای غلبه بر آنها یک سری آداب و مراسم من درآوردی را باب میکرده و کمکم کنار طبابت یک شعبه جادوگری هم میزدهاند.....تا جائیکه این شغل جدید، کار اصلی طبابت را تحت شعاع قرار میداده و خلاصه دربست به شغل شریف جادوگری میپرداختهاند....
نکته دوم هم این می شود که، مقایسه کنید مشکلاتی را که در قرون اخیر برای گرفتاریهای ذهنی و ایدئولوژیک و معنائی و فکری و....برای ابنای بشر پیش میآمده و پیش میآید و چون همانند آن بیماریها در قدیم، ساز و کار گرفتاری و علاج مرض را نمیدانند، منجر به ظهور پزشکان روحی شده که یواش یواش متمایل به جادو جمبل و خرافات شدهاند!....
ممنون
میگم که......آقا مرتضی، این یکی از وعدههای آقا پانویس بود که وفا شد......
فیلم بلومونتین و سه خواهرون نسبتا جامع بود و البته خیلی جالب......کاش همه تبعیدگاهها اینجوری بودند.....
سرگذشت بومیان استرالیا و سرخپوستان آمریکا و همه گذشتگانی که در محیطهای طبیعی و باز و در ارتباط دائمی با طبیعت زندگی کردهاند، قابل بررسی است.....ابتدا به نظر میرسد یک محیط طبیعی مناسبتر، میتواند کمک حال یک زندگی طبیعی و روحی روانی سالم هم باشد.....اما من فکر میکنم ممکن است که از لحاظ فیزیک جسمانی شرایط سالمتری فراهم بوده، اما از لحاظ اشکالات معنوی و گرفت و گیرهای هویتی، نمیتواند چندان مربوط و کارساز باشد.....و تاریخ هم این مطلب را به خوبی نمایش میدهد.....
نکته جالب این به نظرم رسید که احتمالا پزشکهایی که جادوگری هم میکردند اول فقط پزشک بودهاند و با داروهای گیاهی مثلا پزشکی میکردهاند....بعد در مواردی که میدیدند معالجه نتیجه بخش نمیشده و برای اینکه کم نیاورده باشند متوسل به یک سری ادعاهایی در باب وجود ارواح شیطانی و خبیث میگردیدهاند و برای غلبه بر آنها یک سری آداب و مراسم من درآوردی را باب میکرده و کمکم کنار طبابت یک شعبه جادوگری هم میزدهاند.....تا جائیکه این شغل جدید، کار اصلی طبابت را تحت شعاع قرار میداده و خلاصه دربست به شغل شریف جادوگری میپرداختهاند....
نکته دوم هم این می شود که، مقایسه کنید مشکلاتی را که در قرون اخیر برای گرفتاریهای ذهنی و ایدئولوژیک و معنائی و فکری و....برای ابنای بشر پیش میآمده و پیش میآید و چون همانند آن بیماریها در قدیم، ساز و کار گرفتاری و علاج مرض را نمیدانند، منجر به ظهور پزشکان روحی شده که یواش یواش متمایل به جادو جمبل و خرافات شدهاند!....
ممنون
شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱ ۰:۵۷
خيلي چسبيد آقا داوود . در حالي كه در تهران شلوغ و پرسر و صدا نشستم ، دقيقا احساس كردم خودم در بلو مانتن هست و آرامش آنجا رو به ما منتقل كردي ..
در سفري كه سال گذشته به واسطه كارم به اروپا داشتم يك نكته كشف كردم ...
وقتي كه ما در شهر بد آب و هوا و شلوغي مثل تهران زندگي مي كنيم ، زماني كه به مكانهاي خوش آب و هوايي مثل شهرهاي اروپايي يا مثلا استراليا مي رويم زيبايي هاي آنجا را دو چندان حس مي كنيم ... حال آن كه اين زيبايي ها براي خود ساكنان اروپا يا استراليا كمي عادي شده است و آن زيبايي كه در آن جا ما رو به هيجان مي آورد براي آنها خيلي هيجان آور نيست و مشمول روزمرگي شده است ...
يعني به عبارت ديگر وقتي در جهنم زندگي مي كني زيبايي هاي بهشت رو دو چندان مي بيني ... حال آن كه براي كساني كه در خود بهشت به دنيا آمده اند ، اين زيبايي ها خيلي به چشم نمي آيد ...
شما هم با اين پديده برخورد كرده ايد ؟
---
سلام. بله، امر رایجی است.
در سفري كه سال گذشته به واسطه كارم به اروپا داشتم يك نكته كشف كردم ...
وقتي كه ما در شهر بد آب و هوا و شلوغي مثل تهران زندگي مي كنيم ، زماني كه به مكانهاي خوش آب و هوايي مثل شهرهاي اروپايي يا مثلا استراليا مي رويم زيبايي هاي آنجا را دو چندان حس مي كنيم ... حال آن كه اين زيبايي ها براي خود ساكنان اروپا يا استراليا كمي عادي شده است و آن زيبايي كه در آن جا ما رو به هيجان مي آورد براي آنها خيلي هيجان آور نيست و مشمول روزمرگي شده است ...
يعني به عبارت ديگر وقتي در جهنم زندگي مي كني زيبايي هاي بهشت رو دو چندان مي بيني ... حال آن كه براي كساني كه در خود بهشت به دنيا آمده اند ، اين زيبايي ها خيلي به چشم نمي آيد ...
شما هم با اين پديده برخورد كرده ايد ؟
---
سلام. بله، امر رایجی است.
شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱ ۲:۰
مرسی. مرسی. خیلی جالبناک بود مخصوصا داستان سه خواهر.








شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۸
"کل - جز"
" به صورت رفته ای ..... "
کل = دفعه ی اول "مهآلودی شدید" منظر فضای کل نگری که معمولا می هشته ایم
جز = دفعه ی دوم "یکشنبه شکار شد " که شامل طبیعت و کوه و درها.. منظر جز نگری که معمولا داریم
"این همه خوش ها زدریاییست ژرف*** "جز" را بگذار و در "کل" دار طرف "
" به صورت رفته ای ..... "
کل = دفعه ی اول "مهآلودی شدید" منظر فضای کل نگری که معمولا می هشته ایم
جز = دفعه ی دوم "یکشنبه شکار شد " که شامل طبیعت و کوه و درها.. منظر جز نگری که معمولا داریم
"این همه خوش ها زدریاییست ژرف*** "جز" را بگذار و در "کل" دار طرف "
یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۱ ۷:۲۵
سلام
بنظر می آید که زندگی کردن در آنجا بلحاظ ذهنی و روانی آنقدر راحت و بدون دغدغه است که رانندگی و توجه به علائم آن که درستش هم همین است ، ذهن آدم را خسته میکند و بنابراین نیاز به استراحت پیدا می کند اما در ایران بخاطر گل روی شخصیت و هویت به همه چیز توجه میشود الا مقررات رانندگی که رانندگی در اینجا مثل آب خوردن است و نتیجه اش هم معلوم ، مگر اینکه روزی بتوانند یکجورائی آنرا هم به شخصیت گره بزنند.
دستتان درد نکند ویدئوی بسیار زیبائی بود
بنظر می آید که زندگی کردن در آنجا بلحاظ ذهنی و روانی آنقدر راحت و بدون دغدغه است که رانندگی و توجه به علائم آن که درستش هم همین است ، ذهن آدم را خسته میکند و بنابراین نیاز به استراحت پیدا می کند اما در ایران بخاطر گل روی شخصیت و هویت به همه چیز توجه میشود الا مقررات رانندگی که رانندگی در اینجا مثل آب خوردن است و نتیجه اش هم معلوم ، مگر اینکه روزی بتوانند یکجورائی آنرا هم به شخصیت گره بزنند.
دستتان درد نکند ویدئوی بسیار زیبائی بود
دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۱ ۷:۱۸
من هم یک برادر کوچکتر دارم. شما بعنوان برادر این سه خواهر (Dave) تاییدشون میکنید که بیاییم برای خواستگاری؟

---
اخلاقشون خوبه! چون از خیلی بالا به زندگی نگاه میکنند!
تشریف بیارید. خدا را چه دیدید، شاید فامیل شدیم!

---
اخلاقشون خوبه! چون از خیلی بالا به زندگی نگاه میکنند!
تشریف بیارید. خدا را چه دیدید، شاید فامیل شدیم!
دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۱ ۷:۲۱
برای من این جالب بود که اسم محل به کوه های پشت آن بر میکشت و آن سخره بسیار زیبا را رد میکرد. این مساله بنظر من دید را وسیع تر کرده و چیزی است که میتوان بیاد داشت و در زندگی روزمره دید کلی به زندگی را همیشه در نظر گرفت
پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱ ۲:۷
سلام بچه ها
سلام مخصوص برای پانویس جااااااااااااااااان وای چقد خوب بود چقد قشنگ بود مخصوصا ما منتظر بودیم(هرچند پاک یادمون رفته بود) اما او مه یه لطفی داشت این روز روشن هم یه لطفی اما جفتشونم یه لطف مشترک دارند که واسه ما یه دنیا میرزه و اونم راوی نازنینشه.
میدونم واسه دل خودت رفتی نه به خاطر اصرار ما اما باز ممنون که شیر کردی طبیعت جالبی داره و چقد تر و تمیز بود خیلی نازنینی پانویس خیلی
راستی یه سوال اگه دوست دارید جواب بدید:
رشته تحصیلی تون چی بوده و الان چی هست؟
---
رشته آشی. بهش ادیان و عرفان هم میگن.
سلام مخصوص برای پانویس جااااااااااااااااان وای چقد خوب بود چقد قشنگ بود مخصوصا ما منتظر بودیم(هرچند پاک یادمون رفته بود) اما او مه یه لطفی داشت این روز روشن هم یه لطفی اما جفتشونم یه لطف مشترک دارند که واسه ما یه دنیا میرزه و اونم راوی نازنینشه.
میدونم واسه دل خودت رفتی نه به خاطر اصرار ما اما باز ممنون که شیر کردی طبیعت جالبی داره و چقد تر و تمیز بود خیلی نازنینی پانویس خیلی
راستی یه سوال اگه دوست دارید جواب بدید:
رشته تحصیلی تون چی بوده و الان چی هست؟
---
رشته آشی. بهش ادیان و عرفان هم میگن.
نظر شما