دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۵۷
عجب از این همه آزادی در ۸۰۰ سال پیش !!!!
بله در آزادیست که میتوان روزه به سبک خود گرفته، سعی کنیم تا از مسیر نفس جدا شویم!
بله در آزادیست که میتوان روزه به سبک خود گرفته، سعی کنیم تا از مسیر نفس جدا شویم!
دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۱۲
بقول خودتون: خوش برگشتید


دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۴۰
انگار همین دیروز بود.....چقدر زود یکسال گذشت!... البته یک سال قمری!
دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۳۸
ماه رمضان بر همه شما عزيزان مبارك باد
سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱ ۷:۴۳
سلام
همیشه ،حتی از دوران ابتدائی ، از لحظه ای که توانستم روزه بگیرم ماه رمضان را خیلی دوست داشتم روزه دار بودن برای من یعنی با عشق زندگی کردن بود به هفته آخر که میرسید غم و غصه من شروع میشد که بدون آن چه کنم ، با خودم میگفتم زندگی من امسال تمام شد ، اما از روزی که به خودشناسی رو آورده ام دیگر ماه رمضان آن حال و هوای خوب و دوست داشتنی را ندارد
همیشه ،حتی از دوران ابتدائی ، از لحظه ای که توانستم روزه بگیرم ماه رمضان را خیلی دوست داشتم روزه دار بودن برای من یعنی با عشق زندگی کردن بود به هفته آخر که میرسید غم و غصه من شروع میشد که بدون آن چه کنم ، با خودم میگفتم زندگی من امسال تمام شد ، اما از روزی که به خودشناسی رو آورده ام دیگر ماه رمضان آن حال و هوای خوب و دوست داشتنی را ندارد
پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۱ ۹:۴۲
من دقیقا متوجه نشدم یعنی خودشناسی با روزه و یا این قبیل از آداب شریعت منافات دارد یا درجه دارد که دوستان بحدی میرسند که از شریعت عبور میکنند.
نه اینکه من دل در گرو شریعت داشته باشم و پایبند به این امور ولی کلا برایم سوال پیش آمد،
بنظرم خودشناسی ریشه در عرفان دارد و از سوی چشم به قرآن دارد ( که خود تبعاتی دارد و نمیشود الف را پذیرفت ولی سنت کسی که الف را آورده را قبول نکرد و ..) و نقبی به درون انسان و مراقبت و مواظبت از خود لذا برخی از تعابیر دوستان را نمیفهمم.
نه اینکه من دل در گرو شریعت داشته باشم و پایبند به این امور ولی کلا برایم سوال پیش آمد،
بنظرم خودشناسی ریشه در عرفان دارد و از سوی چشم به قرآن دارد ( که خود تبعاتی دارد و نمیشود الف را پذیرفت ولی سنت کسی که الف را آورده را قبول نکرد و ..) و نقبی به درون انسان و مراقبت و مواظبت از خود لذا برخی از تعابیر دوستان را نمیفهمم.
پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴
اره واقعا تاسف داره ولی حالا من باید با این وضع چه کنم :به نطرم باید از تمام دیوارها و سدها,یه پنجره به بینهایت زد,از تپه ی محدودیت ها,معدن ازادی استخراج کرد,باید از مس کیمیا ساخت!برا من یکی که این چارچوب ها محدودیتی ایجاد نکردن اخه اگه بتونن که دیگه یعنی من ازون چارچوب ها هم محدودترم که گیر کردم توش!!!ما بی من ها!!فقط تو یه تله گیر میکنیم اونم عشق و عشق و عشقه
ماه رمضونه من به دست خودم تعریف میشه و فقط هم مال منه هیچکسم نمی تونه تغییرش بده. خیلی هم عاشقشم!!ما باید از هر شرایطی به درک یه مفهوم برسیم اونم عشقه,حالا می خواد ماه رمضون باشه,نماز,مسافرت,دانشگاه و حتی امتحانای اخر ترم باشه!!

ماه رمضونه من به دست خودم تعریف میشه و فقط هم مال منه هیچکسم نمی تونه تغییرش بده. خیلی هم عاشقشم!!ما باید از هر شرایطی به درک یه مفهوم برسیم اونم عشقه,حالا می خواد ماه رمضون باشه,نماز,مسافرت,دانشگاه و حتی امتحانای اخر ترم باشه!!

پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۵۴
سلام دوستان
این بیت هم تقدیم به شما:
ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما
بربند سر سفره بگشای ره بالا
ای یاوهٔ هر جایی وقتست که بازآیی
بنگر سوی حلوایی تا کی طلبی حلوا
یک دیدن حلوایی زانسان کندت شیرین
که شهد ترا گوید: « خاک توم ای مولا »
رضای عزیز
نه دوست عزیز
در یک کلام چیزی برای انسان ارزش داره که از درونش باشه
همه چیز
نماز و روزه وهمه چیز زمانی مفید و ارزشمنده که از درونه انسان بجوشه
مثل نفس کشیدن
عرفان با شریعت در تضاد نیست
عرفان میگه شریعت با آگاهی و از درون باشه و نه از روی اجبار که دیگه ارزش معنویش کم میشه
نمیگم از بین میره چون "او" هیچ تلاشی که در راهش باشه رو بیجواب نمیگذاره
اگر شریعت برای سر سپردن به "او" باشه همه چیز جای خودشه
التماس دعا
در پناه حق
این بیت هم تقدیم به شما:
ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما
بربند سر سفره بگشای ره بالا
ای یاوهٔ هر جایی وقتست که بازآیی
بنگر سوی حلوایی تا کی طلبی حلوا
یک دیدن حلوایی زانسان کندت شیرین
که شهد ترا گوید: « خاک توم ای مولا »
رضای عزیز
نه دوست عزیز
در یک کلام چیزی برای انسان ارزش داره که از درونش باشه
همه چیز
نماز و روزه وهمه چیز زمانی مفید و ارزشمنده که از درونه انسان بجوشه
مثل نفس کشیدن
عرفان با شریعت در تضاد نیست
عرفان میگه شریعت با آگاهی و از درون باشه و نه از روی اجبار که دیگه ارزش معنویش کم میشه
نمیگم از بین میره چون "او" هیچ تلاشی که در راهش باشه رو بیجواب نمیگذاره
اگر شریعت برای سر سپردن به "او" باشه همه چیز جای خودشه
التماس دعا
در پناه حق
جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱:۳۶
ختم قرآن...نماز شب ..دعا..نیایش..طلب مغفرت..العفو.. العفو..
بعد یه ماه حس سبکی میکنی.. خب... به سلامتی امسال رو هم پاکسازی کردیم بریم سال جدیدو شرو کنیم............از نو!!!
خستم
گاهی دوست دارم ازین جامعه ی شعار زده ازین قالب حاضر و آماده فرار کنم
دوست دارم از نو ایمان بیارم...تازه ی تازه
کجاست جای رسیدن؟
بعد یه ماه حس سبکی میکنی.. خب... به سلامتی امسال رو هم پاکسازی کردیم بریم سال جدیدو شرو کنیم............از نو!!!
خستم
گاهی دوست دارم ازین جامعه ی شعار زده ازین قالب حاضر و آماده فرار کنم
دوست دارم از نو ایمان بیارم...تازه ی تازه
کجاست جای رسیدن؟
جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۵۳
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:
به شرط چاقو
خنجری بر سینه ام آمد فرود
در زمان از هم گسستم تار و پود
گفتمی زخمی چنین کاری ز کیست
چون نگه کردم ز دست دوست بود
دردم از خنجر یکی بودی ولی
چونکه از یارم بشد صد می نمود
گفتم ای جانا کدامینم گناه
خنجرت را سینه ام گشته عمود
گفت اینجا عاشقان را امتحان
می کند دلدار ما قبل از شهود
می خرند اینجا به شرط چاقویی
دل ز عاشق جان من وقت ورود
چونکه پاسخ این شنیدی مرتضی
سر فرو برد و بشد اندر خمود
همین!!!
مرتضی میگه:
به شرط چاقو
خنجری بر سینه ام آمد فرود
در زمان از هم گسستم تار و پود
گفتمی زخمی چنین کاری ز کیست
چون نگه کردم ز دست دوست بود
دردم از خنجر یکی بودی ولی
چونکه از یارم بشد صد می نمود
گفتم ای جانا کدامینم گناه
خنجرت را سینه ام گشته عمود
گفت اینجا عاشقان را امتحان
می کند دلدار ما قبل از شهود
می خرند اینجا به شرط چاقویی
دل ز عاشق جان من وقت ورود
چونکه پاسخ این شنیدی مرتضی
سر فرو برد و بشد اندر خمود
همین!!!

جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۲۴
سلام
بنظر من خودشناسی نه تنها با شریعت منافات ندارد بلکه فهم درست آن منوط به درک درست خودشناسی و عرفان میباشد انسان اگر خودش را نشناسد شریعت چیزی جز تصویرو اوهام در ذهنش نیست ، درست نیست جسم را به زحمت انداخت وبه سجده رفت در حالیکه ذهن به خواب اوهام فرو رفته ، نمی توان این دهان را بست و گرسنگی کشید در حالیکه در ذهن فکری فکر دیگر را میخورد بنظر من بالعکس از عرفان و خودشناسی است که می توان به شریعت راه یافت ، احکام شریعت را آن کیفیت بی "خود"ی انجام میدهد نه من هویت فکری ، "او"ست که خود را ستایش میکند نه من او را. من اگر مثنوی را درک نکنم ، تجربه نکنم و در زندگی بکار نبرم نمی توانم از قران هم سر در بیاورم، پس می شود گفت کسی که از شریعت لذت نمی برد به معنی رسیدن به درجات بالاتر نیست بلکه از "خود" عبور نکرده، جانش تبدیل نشده که آنرا درک کند واین از راه خودشناسی و عرفان و عمل به آن میسر است.
---
ای بسا روزهدارانی که از روزه جز گرسنگی و تشنگی چیزی نصیبشان نمیشود. امام علی
بنظر من خودشناسی نه تنها با شریعت منافات ندارد بلکه فهم درست آن منوط به درک درست خودشناسی و عرفان میباشد انسان اگر خودش را نشناسد شریعت چیزی جز تصویرو اوهام در ذهنش نیست ، درست نیست جسم را به زحمت انداخت وبه سجده رفت در حالیکه ذهن به خواب اوهام فرو رفته ، نمی توان این دهان را بست و گرسنگی کشید در حالیکه در ذهن فکری فکر دیگر را میخورد بنظر من بالعکس از عرفان و خودشناسی است که می توان به شریعت راه یافت ، احکام شریعت را آن کیفیت بی "خود"ی انجام میدهد نه من هویت فکری ، "او"ست که خود را ستایش میکند نه من او را. من اگر مثنوی را درک نکنم ، تجربه نکنم و در زندگی بکار نبرم نمی توانم از قران هم سر در بیاورم، پس می شود گفت کسی که از شریعت لذت نمی برد به معنی رسیدن به درجات بالاتر نیست بلکه از "خود" عبور نکرده، جانش تبدیل نشده که آنرا درک کند واین از راه خودشناسی و عرفان و عمل به آن میسر است.
---
ای بسا روزهدارانی که از روزه جز گرسنگی و تشنگی چیزی نصیبشان نمیشود. امام علی
شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ۲:۱
آقاجان من باشكم خالي نه ميتونم به خودم فكر كنم نه خداي خودم . چه كاريه فرض كن شما اسبي داري كه هر روز سوار بر آن مي شي گرسنگي اسب چه خدمتي به شما ميكنه اگر مركب انسان يا همون كالبد فيزيكي باشه كه فطرت ما بر آن سوار است پس گرسنگي دادن به اين مركب چه ارزشي براي فطرت ايجاد ميكنه ؟
یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۵
اين شعر را هر سال ماه رمضان تكرار مي كنيد اما باز هم اين قدر زيبا است كه به شنيدن دوباره آن مي ارزد ..
براي انساني كه حقيقت لحظه و حضور را درك مي كند هر روز عيد نوروز است و هر ماه ، ماه مبارك .. انسان عاشق چه نيازي به تقويم دارد ... و چه نيازي به غذا خوردن يا نخوردن .. اگر حتي براي چند دقيقه فقط براي چند دقيقه اين غذاي بد مزه تصوير را به خورد عقل و فطرت عزيزمان ندهيم به اندازه سالها بلكه قرنها روزه گرفته ايم و ثواب آن هم برايمان ثبت خواهد شد !
اما افسوس كه از اين تصوير چرب و شيرين نمي شه گذشت ... وگرنه روزه گرفتن اينقدر سخت نبود ...
براي انساني كه حقيقت لحظه و حضور را درك مي كند هر روز عيد نوروز است و هر ماه ، ماه مبارك .. انسان عاشق چه نيازي به تقويم دارد ... و چه نيازي به غذا خوردن يا نخوردن .. اگر حتي براي چند دقيقه فقط براي چند دقيقه اين غذاي بد مزه تصوير را به خورد عقل و فطرت عزيزمان ندهيم به اندازه سالها بلكه قرنها روزه گرفته ايم و ثواب آن هم برايمان ثبت خواهد شد !
اما افسوس كه از اين تصوير چرب و شيرين نمي شه گذشت ... وگرنه روزه گرفتن اينقدر سخت نبود ...
نظر شما