...
جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۳۷
فقط اینکه من که الان روزه ام دلم ازون هندوونه قرمزه که به نطر می یاد خیلی هم شیرینه می خواد
بنا به قوانین موجود الان شما اقای پانویس محکوم به مجازات هستید!!
morteza.deyanatdar
جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۳۱
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

به به عجب هندوانه قرمزی یعنی این هم به شرط چاقو بوده است؟
راستی یک سئوال:

هندوانه
به شرط چاقو
تو سفید اگر بود
نمی خرند
خب حرفی نیست
اما
.
.
آدم اگر
تو زرد از آب در بیاید
آنوقت
تکلیف چیست؟


همین!!!
جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۲۱:۷
عالی!
کامم شیرین شد، چون حلوا!
حدیث روزگارِ رفته هیچ گاه کهنه نمی شود؛ همواره تازه و ترد و آبدار و شیرین است، مثل همین هندوانه سرخ
حسین
جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۲
احتمالا در عکس اول, آن تک دست, دست من نیست؟

---
حسین عزیز، اگر شما حسین آقای صابری باشید، پاسخ خیر است! شما هنوز از تازه‌واردهای خمر کهن هستید.
ساناز م.
شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ ۶:۴۰
به به! من و همسرم در سفر همراه شما خواهیم بود.
شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۲۰
خوش بگذره (-:
سان شان
شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۱۰
سلام

 تا باشد از این هندوانه ها و حلواها بخصوص در جوار دوستان و بویژه که پایان ماه است واسلامی هم در کار نیست که این دست و دهان را ببندد. به باز شدن دهان دیگر هم بعدا فکر خواهد شد.انشاءاله
قطره
شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۳۴
" دل  " میگه به این سفر برووووووووووووووووووووووووووووووووووو

اما همسری می گه نروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

لبخند

گاهی لبخند ها مزه ی  اشک  می دن  .....
داغ و  شوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

.............





سفر خوش ......
tabkom
شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۳۲
سلام.......ما هم می آییم ما رو جا نگذارید!
یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۱ ۰:۴۳
قدمتان روی چشم اقای تبکم....
حضور و همراهی شما باعث خوشحالی ماست
--
خانم قطره، اشک ما را هم که دراوردید... ما محبت شما در سفر سال گذشته را به خاطر داریم و مشتاق دیدار دوباره هستیم
یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹
ممنون .... از این حلوای شیرین

تازه یادم اومد که کوله پشتی داشتم و حالا داره خاک می خوره و من از کوه دور افتادم...
دلارام خانم هم سلام می رسونه و الان دندون در اورده و این هندونه رو تا ته می خوره...
شاد باشی
morteza.deyanatdar
دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱:۴۳
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

بخت من امشب قمر در عقرب است
حال من دیوانگان را اقرب است
می ندانم اینچنین  بخت سیه
از کدامین چشمه امشب مشرب است
با کدامین جرمم امشب ذولفقار
کردنم را از قفا او مضرب است
یا چرا امروز من را شش جهت
یک طرف گشته است و جمله مغرب است
حالیا گشته مسجل بهر من
از چه رو حال خوش من اغرب است
چون رخ مه وار دلبر در بر
چنبر زلفش قمر در عقرب است
مرتضی رو رو خموشی را گزین
بعد از این ذکر تو یارب یارب است

همین!!!
دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۲۴
میان ما ادم ها چیزی نیست جز دیوارهایی که خودمان ساخته ایم!"تولستوی"

سلام !!!!!!!

وب قشنگی داری خوشم اومد ازش!!!!

حتما بهم سر بزن

منتظرتم!

"قاصدک"
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد