۲۳؍۷؍۱۳۹۱ ۷:۴۵
سلام
ریا
اگر اخلاقیات بعنوان فکر و یا عقیده در ذهن آدم مطرح باشد چه بسا هر عمل و یا رفتار اخلاقی چه آشکار و چه پنهان در باطن خود به ضد اخلاق و یا ریا تبدیل شده و هستی دیگری بر هستی های پنداریش افزوده شود هر چند که بظاهر و در نظر دیگران آن رفتار صد در صد اخلاقی باشد بنابراین من تا زمانیکه اسیر هویت فکری هستم رفتار و کردار اخلاقی که بنا به توصیه قانون و یا احکام دینی و یا به اقتضای فرهنگ آن جامعه از آدم سر میزند بلحاظ مادی و به ظاهر برای جامعه نظم و امنیت و آسایش اجتماعی – اقتصادی – و فرهنگی بوجود میاورد اما آرامشی برای روح و روان انسان ببار نمی آورد درحالیکه رفتاری که از ذات انسان نشات بگیرد ولو با هنجارهای جامعه سازگار نباشد بنظرم عین اخلاق و بدور از رنگ و ریاست چرا که در باطن و ظاهر نه به خود و نه به دیگران آسیبی نمی رساند و ذهن را درگیر قضاوت نسبت به رفتارهای خود و عکس العمل دیگران نمی کند، انسان با در نظر گرفتن راحتی روح و روان- راحتی جسم و راحتی جیب اقتصادی خود و همینطور راحتی روح و روان دیگران رفتار می کند، یعنی نه براساس توان و نیازهای ذهنی که موجب آزار خود و دیگران است بلکه بر اساس توان واقعی اش حرکت می کند و آشکار و پنهان بودن آن رفتار هم بر وی یکسان است
ریا
اگر اخلاقیات بعنوان فکر و یا عقیده در ذهن آدم مطرح باشد چه بسا هر عمل و یا رفتار اخلاقی چه آشکار و چه پنهان در باطن خود به ضد اخلاق و یا ریا تبدیل شده و هستی دیگری بر هستی های پنداریش افزوده شود هر چند که بظاهر و در نظر دیگران آن رفتار صد در صد اخلاقی باشد بنابراین من تا زمانیکه اسیر هویت فکری هستم رفتار و کردار اخلاقی که بنا به توصیه قانون و یا احکام دینی و یا به اقتضای فرهنگ آن جامعه از آدم سر میزند بلحاظ مادی و به ظاهر برای جامعه نظم و امنیت و آسایش اجتماعی – اقتصادی – و فرهنگی بوجود میاورد اما آرامشی برای روح و روان انسان ببار نمی آورد درحالیکه رفتاری که از ذات انسان نشات بگیرد ولو با هنجارهای جامعه سازگار نباشد بنظرم عین اخلاق و بدور از رنگ و ریاست چرا که در باطن و ظاهر نه به خود و نه به دیگران آسیبی نمی رساند و ذهن را درگیر قضاوت نسبت به رفتارهای خود و عکس العمل دیگران نمی کند، انسان با در نظر گرفتن راحتی روح و روان- راحتی جسم و راحتی جیب اقتصادی خود و همینطور راحتی روح و روان دیگران رفتار می کند، یعنی نه براساس توان و نیازهای ذهنی که موجب آزار خود و دیگران است بلکه بر اساس توان واقعی اش حرکت می کند و آشکار و پنهان بودن آن رفتار هم بر وی یکسان است
۲۳؍۷؍۱۳۹۱ ۱۹:۱۸
ریا
عمل و عکسالعملهای برخاسته از ذات انسان،همچون سرزدن آفتاب یا روئیدن گیاه و باز شدن شکوفه، روان و صاف و بی گره است....نه طلبکار است و نه بدهی دارد.....و شاید برای عمل کردن فکر نمیکند....نه....قریب به یقین فکر نمیکند....!
یعنی میتواند اینجوری باشد؟!....آیا چنین روالی، منطقی و قابل قبول است؟....یعنی اینکه برای برخورد و عمل کردن فکر نکنی.....و آنچه از اعمال و گفتار تو در منظر دیگران مشاهده میشود برآمده از اصل وجود تو باشد.....بی توقع و انتظار و قضاوت....
آیا در اینصورت ممکن است خطائی از انسان سربزند؟.......منظورم این است که ملاکهای سنجش و قضاوت و بررسی اخلاقی، که بر مبنای یک سری قراردادهای اعتباری بنا شده، قابل استناد و تکیه هست؟....آیا ناکارآمدی بیشتر قوانین وضع شده، در ارتباط با این نقیصه نیست؟...
آیا اغلب قراردادهای اجتماعی، خود دست اندرکار پرورش نقض کنندگان اصول وضع کردهی جامعه نیستند؟....
ممنون
عمل و عکسالعملهای برخاسته از ذات انسان،همچون سرزدن آفتاب یا روئیدن گیاه و باز شدن شکوفه، روان و صاف و بی گره است....نه طلبکار است و نه بدهی دارد.....و شاید برای عمل کردن فکر نمیکند....نه....قریب به یقین فکر نمیکند....!
یعنی میتواند اینجوری باشد؟!....آیا چنین روالی، منطقی و قابل قبول است؟....یعنی اینکه برای برخورد و عمل کردن فکر نکنی.....و آنچه از اعمال و گفتار تو در منظر دیگران مشاهده میشود برآمده از اصل وجود تو باشد.....بی توقع و انتظار و قضاوت....
آیا در اینصورت ممکن است خطائی از انسان سربزند؟.......منظورم این است که ملاکهای سنجش و قضاوت و بررسی اخلاقی، که بر مبنای یک سری قراردادهای اعتباری بنا شده، قابل استناد و تکیه هست؟....آیا ناکارآمدی بیشتر قوانین وضع شده، در ارتباط با این نقیصه نیست؟...
آیا اغلب قراردادهای اجتماعی، خود دست اندرکار پرورش نقض کنندگان اصول وضع کردهی جامعه نیستند؟....
ممنون
۱۳؍۸؍۱۳۹۱ ۲۰:۴۶
ريا و دزدي داوود جان😁
http://rahaii.persiangig.com/weblog/neviseh_1339875039.html
من جاي تو بودم ديگه نمي پادكستيدم!
http://rahaii.persiangig.com/weblog/neviseh_1339875039.html
من جاي تو بودم ديگه نمي پادكستيدم!
۱۵؍۸؍۱۳۹۱ ۱۰:۴۰
candy عزیز: متاسفم که هنوز افرادی را می بینم که با وجود اطلاع از زحمتهای آقای پانویس، قصد مچ گیری و ایرادات بنی اسراییلی دارند.
دوست عزیز، جهت اطلاع شما: خوب به تاریخ یادداشتی که لینک آن را داده اید توجه فرمایید: 28 خرداد 1391 است. حالا خوب به پادکست آقای پانویس توجه کنید: مربوط به جلسه 148 شرح مثنوی.
حالا بروید به آرشیو صوتی جلسات شرح مثنوی و ببینید که جلسه 148 در چه تاریخی بوده: تاریخ نهم ژانویه 2012 یعنی 19 دی ماه 1390 ! یعنی حدود پنج ماه قبل از یادداشتی که شما میگویید آقای پانویس از آن دزدی کرده!
دوست عزیز، جداً متاسفم.
من جای شما بودم دیگه ...
دوست عزیز، جهت اطلاع شما: خوب به تاریخ یادداشتی که لینک آن را داده اید توجه فرمایید: 28 خرداد 1391 است. حالا خوب به پادکست آقای پانویس توجه کنید: مربوط به جلسه 148 شرح مثنوی.
حالا بروید به آرشیو صوتی جلسات شرح مثنوی و ببینید که جلسه 148 در چه تاریخی بوده: تاریخ نهم ژانویه 2012 یعنی 19 دی ماه 1390 ! یعنی حدود پنج ماه قبل از یادداشتی که شما میگویید آقای پانویس از آن دزدی کرده!
دوست عزیز، جداً متاسفم.
من جای شما بودم دیگه ...
۱۵؍۸؍۱۳۹۱ ۱۰:۴۷
در ضمن، من با گشت کوچکی در همان وبلاگی که آدرس داده اید دریافتم نویسنده اش از سایت و مطالب آقای پانویس متاثر هستند. دقت فرمایید مثلا این پست و منبع آن را که خود نویسنده داده ملاحظه فرمایید:
http://rahaii.persiangig.com/weblog/neviseh_1323437046.html
و ایشان تنها کسی نیست که در وب متاثر از مطالب، پادکستها و صحبتهای آقای پانویس است! من وبلاگهای بسیاری از این دست را می شناسم.
دوست عزیز، مهم این نیست که کی متاثر از کیست. از خود آقای پانویس یاد گرفته ایم که این حرفها کودکانه و بازیچه است. بلکه مهم اینست که کسانی با رویکرد شما و نسبت دزدی دادن به ایشان انصافاً که بی انصافی می فرمایید.
http://rahaii.persiangig.com/weblog/neviseh_1323437046.html
و ایشان تنها کسی نیست که در وب متاثر از مطالب، پادکستها و صحبتهای آقای پانویس است! من وبلاگهای بسیاری از این دست را می شناسم.
دوست عزیز، مهم این نیست که کی متاثر از کیست. از خود آقای پانویس یاد گرفته ایم که این حرفها کودکانه و بازیچه است. بلکه مهم اینست که کسانی با رویکرد شما و نسبت دزدی دادن به ایشان انصافاً که بی انصافی می فرمایید.
نظر شما