۵؍۸؍۱۳۹۱ ۲۲:۵۱
سلام به دوستان
من فکر می کنم علتش این باشه که یاد نگرفتم ریشه احساسات و تمایلاتمون رو پیدا کنیم_به پوسته اکتفا می کنیم شاید هم نمی خوهیم ازین فراتر بریم و شاید یه علت دیگش اینه که ادم خودش رو هم گول میزنه!یه جورایی اکثریت دنبال دست یافتن به یه حس خوب و خوشایند هستیم و برای تحققش بسته به محفوظاتش و عقایدش دست به هر کاری می زنه
من فکر می کنم علتش این باشه که یاد نگرفتم ریشه احساسات و تمایلاتمون رو پیدا کنیم_به پوسته اکتفا می کنیم شاید هم نمی خوهیم ازین فراتر بریم و شاید یه علت دیگش اینه که ادم خودش رو هم گول میزنه!یه جورایی اکثریت دنبال دست یافتن به یه حس خوب و خوشایند هستیم و برای تحققش بسته به محفوظاتش و عقایدش دست به هر کاری می زنه
۷؍۸؍۱۳۹۱ ۱۳:۲۶
سلام
خواستن
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
مست آب و پیش روی اوست آن
اندر آب و بیخبر ز آب روان
چون گهر در بحر گوید بحر کو؟
وآن خیال چون صدف دیوار او
گفتن آن کو حجابش میشود
ابر تاب آفتابش میشود
بند چشم اوست هم چشم بدش
عین رفع سد او گشته سدش
بند گوش او شده هم هوش او
هوش با حق دار ای مدهوش او
خواستن
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
مست آب و پیش روی اوست آن
اندر آب و بیخبر ز آب روان
چون گهر در بحر گوید بحر کو؟
وآن خیال چون صدف دیوار او
گفتن آن کو حجابش میشود
ابر تاب آفتابش میشود
بند چشم اوست هم چشم بدش
عین رفع سد او گشته سدش
بند گوش او شده هم هوش او
هوش با حق دار ای مدهوش او
۷؍۸؍۱۳۹۱ ۱۶:۵۹
با سلام خدمت آقای پانویس و همه دوستان.....
یکی از هزاران "خواستن"ها، خواستن بهتر شدن و بهتر عمل کردن است که تحت عنوان پُر جاذبهی اخلاقیات به نظر خیلی هم معقول میرسد و هیچ ایرادی ندارد.....اما شاید در حد و ردیف خیلی از خواستههای خودخواهانهی آدمی، "رم" Ram سیستم او را بیهوده اشغال میکند و وجود او را از درک خود و ارتباط با خود بازمیدارد....
البته من تصور میکنم برای برخورد در اجتماع و معاشرت با دیگران رعایت مواردی از رعایت حقوق و حضور دیگران تا جائیکه از اجرای آن برای خود به دنبال کسب وجهه و موقعیت نباشیم لازمالاجرا باشد.....و به طور حتم انسان ذاتا اینگونه رفتار خواهد کرد که مانع و مُخلّ حضور سالم دیگران نباشد.....اما اینکه شخصی بخواهد پُز داشتههای خود را بدهد و از دیگران هم انتظار داشته باشد که با او در این معرکهگیری مشارکت کنند، شرمنده،....نمیتوانم تضمینی بدهم!!
ممنون
یکی از هزاران "خواستن"ها، خواستن بهتر شدن و بهتر عمل کردن است که تحت عنوان پُر جاذبهی اخلاقیات به نظر خیلی هم معقول میرسد و هیچ ایرادی ندارد.....اما شاید در حد و ردیف خیلی از خواستههای خودخواهانهی آدمی، "رم" Ram سیستم او را بیهوده اشغال میکند و وجود او را از درک خود و ارتباط با خود بازمیدارد....
البته من تصور میکنم برای برخورد در اجتماع و معاشرت با دیگران رعایت مواردی از رعایت حقوق و حضور دیگران تا جائیکه از اجرای آن برای خود به دنبال کسب وجهه و موقعیت نباشیم لازمالاجرا باشد.....و به طور حتم انسان ذاتا اینگونه رفتار خواهد کرد که مانع و مُخلّ حضور سالم دیگران نباشد.....اما اینکه شخصی بخواهد پُز داشتههای خود را بدهد و از دیگران هم انتظار داشته باشد که با او در این معرکهگیری مشارکت کنند، شرمنده،....نمیتوانم تضمینی بدهم!!
ممنون
۱۰؍۸؍۱۳۹۱ ۹:۲۸
خواستن و شدن یکی از حقه های همیشگی هویت فکری برای فرار از حالت خمودگی خود است.
اینکه من در زندگیم نارضایتی داشته باشم و از درک زندگی کنونی و وضعیت کنونی خود غافل شوم و نگاهم مرتب به آینده و امید واهی شدن ها باشد.
امید شدن ها و خواستن های واهی وقتی در مقابل آنچه هستم قرار میگیرد نتیجه ای جز تضاد بهمراه ندارد و این تضاد فقط و فقط ملامت بدنبال دارد.
و ملامت است که رنج بشریت بدنبال دارد .میبینید چه جالب است.ما خود در ذهن خواستنی مبتنی بر شدن مان می آفرینیم بعد اکنونمان را که باز زاییده هویت کذایی ماست ملامت میکنیم.دایم با خود درگیریم و این تضادها خدا میداند چه بدبختیها که برایمان بار نمی اورد.
حتی رنج و محنت جسم و ارگانیسم را نیز در پی خواهد داشت!
و این همان است که نمیگذارد در درون بمانیم و مشاهده گر باشیم.تمام انرژی ما را حرام میکند.
اینکه من در زندگیم نارضایتی داشته باشم و از درک زندگی کنونی و وضعیت کنونی خود غافل شوم و نگاهم مرتب به آینده و امید واهی شدن ها باشد.
امید شدن ها و خواستن های واهی وقتی در مقابل آنچه هستم قرار میگیرد نتیجه ای جز تضاد بهمراه ندارد و این تضاد فقط و فقط ملامت بدنبال دارد.
و ملامت است که رنج بشریت بدنبال دارد .میبینید چه جالب است.ما خود در ذهن خواستنی مبتنی بر شدن مان می آفرینیم بعد اکنونمان را که باز زاییده هویت کذایی ماست ملامت میکنیم.دایم با خود درگیریم و این تضادها خدا میداند چه بدبختیها که برایمان بار نمی اورد.
حتی رنج و محنت جسم و ارگانیسم را نیز در پی خواهد داشت!
و این همان است که نمیگذارد در درون بمانیم و مشاهده گر باشیم.تمام انرژی ما را حرام میکند.
۱۷؍۹؍۱۳۹۱ ۱۹:۵
خواستن شدن با این توصیفات مردود به نظر میرسه .... اما آفریدن بدون خواستن معنی داره؟ متاسفانه جلسات رو کامل گوش ندادم و یه تازه وارد حساب میشم... خواستن آفریدن هم در ابتدای امر ملالت انگیزه، خواستن نو شدن و نو ماندن و نو آفریدن.... ( نمیدونم خواستن آفریدن هم از هویت فکری نشات میگیره یا نه ؟) بین این خواستن ها میشه تفاوتی قائل شده؟ خواستنی که به قول نیچه در مقابل "تو باید" قرار می گیره؟
نظر شما