۲۵؍۵؍۱۳۹۱ ۱۲:۵۲
با سلام.....
اتفاقا در مورد شوخی کردن در فایل b در جلسه پنجم شرح مثنوی دقیقه 20 آمده :
"مثلا یکی دیگر از راههای مخفیانه و موذیانهی ارضاء خشم، شوخی کردن است....که در قالب آن، نیشهای روانی خود را به همدیگر میزنیم.....(خشم نفسانی)......"
که خب مصادیق آنرا همه میشناسیم.....اما به نظر من خیلی خشک و جدی بودن هم میتواند تنها یک ماسک باشد.... یکجور کلاس گذاشتن و ادعای جدی بودن و ادای شخصیت والای معنوی بودن را در آوردن است....چون تصور نمیکنم هیچ وجود سالم و اصیلی باشد که حتی اگر خودش شوخ و شنگ نباشد، آنچنان خشک و عبوس باشد که از شوخی و مزهی بجا و بیآزار لذت نبرد و کسب انرژی نکند.... گاهی شوخی کردن و طنز راه خوبی است که بعضی حالتها و تابوهای مزاحم و دست و پاگیر شکسته شود....مثل ضربالمثلی که همراه خودش بار مفهومی فشردهای را حمل میکند....
طنز صحیح و عادلانه مثل تلنگری است که حباب بعضی از انحصارات و گرههای خیالی و پوچ را میترکاند.....یا مثل نیشتری است که در فضا حرکت میکند و فقط به دملهای چرکین هویت فکری برخورد میکند.....طنز بی آزار و سرخوش و بجا.....یادآور این است که ما با هر فطرت و ذاتی که داریم و در هر مرتبهای از حیات که هستیم، بدانیم همه چیز در حال تغییر و حرکت است و در این سفر خوب است که شاد باشیم و نظارهگر، و به کاروانسالاری که کاروان حیات را به پیش میبرد اعتماد کنیم .
ممنون
اتفاقا در مورد شوخی کردن در فایل b در جلسه پنجم شرح مثنوی دقیقه 20 آمده :
"مثلا یکی دیگر از راههای مخفیانه و موذیانهی ارضاء خشم، شوخی کردن است....که در قالب آن، نیشهای روانی خود را به همدیگر میزنیم.....(خشم نفسانی)......"
که خب مصادیق آنرا همه میشناسیم.....اما به نظر من خیلی خشک و جدی بودن هم میتواند تنها یک ماسک باشد.... یکجور کلاس گذاشتن و ادعای جدی بودن و ادای شخصیت والای معنوی بودن را در آوردن است....چون تصور نمیکنم هیچ وجود سالم و اصیلی باشد که حتی اگر خودش شوخ و شنگ نباشد، آنچنان خشک و عبوس باشد که از شوخی و مزهی بجا و بیآزار لذت نبرد و کسب انرژی نکند.... گاهی شوخی کردن و طنز راه خوبی است که بعضی حالتها و تابوهای مزاحم و دست و پاگیر شکسته شود....مثل ضربالمثلی که همراه خودش بار مفهومی فشردهای را حمل میکند....
طنز صحیح و عادلانه مثل تلنگری است که حباب بعضی از انحصارات و گرههای خیالی و پوچ را میترکاند.....یا مثل نیشتری است که در فضا حرکت میکند و فقط به دملهای چرکین هویت فکری برخورد میکند.....طنز بی آزار و سرخوش و بجا.....یادآور این است که ما با هر فطرت و ذاتی که داریم و در هر مرتبهای از حیات که هستیم، بدانیم همه چیز در حال تغییر و حرکت است و در این سفر خوب است که شاد باشیم و نظارهگر، و به کاروانسالاری که کاروان حیات را به پیش میبرد اعتماد کنیم .
ممنون
نظر شما