جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱ ۰:۱۰
حرفهاي ما هنوز ناتمام...
تا نگاه مي كني:
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي!
پيش از آنكه باخبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود
آي...
اي دريغ و حسرت هميشگي!
ناگهان
چقدر زود
دير مي شود!

تا نگاه مي كني:
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي!
پيش از آنكه باخبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود
آي...
اي دريغ و حسرت هميشگي!
ناگهان
چقدر زود
دير مي شود!

جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱ ۱۶:۱۹
ای روح،راح این تنی،وی شرع ،مفتاح منی
وی عشق شنگ و ره زنی وی عقل،دفتر می کشی
ای باده دفع غم توئی،بر زخمها مرهم توئی
وی ساقی شیرین لقا،دریا به ساغر می کشی
وی عشق شنگ و ره زنی وی عقل،دفتر می کشی
ای باده دفع غم توئی،بر زخمها مرهم توئی
وی ساقی شیرین لقا،دریا به ساغر می کشی
شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ ۱۸:۳۶
آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی
وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱ ۱۹:۷
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
نظر شما