امین
۱۹؍۸؍۱۳۹۱ ۱۳:۳۸
سلام
بله، فرق بین به اصطلاح انسانهای عرفانی و غیر عرفانی اینست که انسان عرفانی به بیماری خود آگاست و انسان غیر عرفانی آگانیست.همین و بس!!

در من وما سخت کردستی دو دست
هست این جمله خرابی از دو هست

🌹
سان شان
۲۰؍۸؍۱۳۹۱ ۱۲:۵۰
سلام

یا حضرت سلیمان به دادم برس
امین
۲۰؍۸؍۱۳۹۱ ۱۷:۳۷
البته:

چون بدانستی سبب را سهل شد
دانش اسباب دفع جهل شد
چون سبب معلوم نبود مشکست
داروی رنج و در آن صد محملست
tabkom
۲۰؍۸؍۱۳۹۱ ۱۸:۲۶
با سلام...

چو دزدی با چراغ آید
گزیده‌تر برد کالا

یعنی اگر قرار باشد دزد، موقع دزدی (که معمولا در شب انجام می‌شود) با چراغ و در روشنی نور چراغ،  دزدی کند، حتما که چشم‌اش بهتر می‌بیند و چیز‌های گرانبهاتر را می‌دزدد).....

یعنی وقتی آدمی گرفتار هویت فکری و یا نفس باشد، این احتمال که هوش و استعداد و قریحه‌ای که دارد در اسارت و گرفتاری‌اش موثر باشد هم،  وجود دارد........

ممنون
یلدا
۲۱؍۸؍۱۳۹۱ ۱۳:۵۶
انسان هویت فکری هر قدم که بر میدارد در جهت تحکیم من و نفس است.
حال این قدم بسوی ظاهرا ساحل نجات باشد یا هر راه دیگر.قدمی ست که در آن عنوان کند ببینید من توانستم و شما نه.خود نمایی میکند.چرا که این زنجیر هویت فکری دایم در گوشش میخواند که تو تافته جدا بافته ای! تو فلان مطلب را فهمیده ای ! تو به فلان مقصد به اصطلاح رسیده ای! مقایسه ای در ذهن میبافد و به شخص حالتی متمایز از سایرین القاء میکند.
۲۲؍۸؍۱۳۹۱ ۱۳:۴۵
آگاهی اولین قدم تغییر است و در جهت درست حرکت میکند.
نظر شما
😊
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد