۲۲؍۸؍۱۳۹۱ ۱۴:۱
کلمات واژه های خشگ و دو پهلویی هستند. اما شعر با بازی با انها زیبایی میآفریند.
شوکوفیل
۲۲؍۸؍۱۳۹۱ ۱۵:۳۵
بسیار زیبا و دل انگیز بود  آنهم با صوت داوود وار شما
ولی لطفا شعر مثل چشمه مثل رود را هم بخوانید.
میگویند در پرونده ای بس قطور نوشته شده!!
یلدا
۲۲؍۸؍۱۳۹۱ ۱۶:۶
میخواهمت چنانکه شب خسته خواب را
میجویمت چنانکه لب تشنه آب را
محو تو چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بی تابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان به گهواره خفته تاب را
بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنان بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
قیصر امین پور
امین
۲۲؍۸؍۱۳۹۱ ۲۰:۱۲
سلام
صدا  2 ست!
🌹

---
🌹
مجتبی
۲۳؍۸؍۱۳۹۱ ۲:۴۲
🌹🌹🌹

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم
اگر خنجر دوستان,گرده ایم
گواهی بخواهید:اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
tabkom
۲۳؍۸؍۱۳۹۱ ۱۱:۲۹
شاعران در شعر شیدا می‌شوند
گنج پنهانند و پیدا می‌شوند

جستجوی یار همدل می‌کنند
چون نمی‌یابند،  ................

چی‌چی می‌شوند؟.......اگر گفتید...
سان شان
۲۳؍۸؍۱۳۹۱ ۱۲:۳۲
سلام

بسیار زیبا و دلنشین است
۲۶؍۸؍۱۳۹۱ ۰:۱۲
...خرماي خوزستانِ من،...آه...  خنديدن تو
نظر شما
😊
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد