پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۰:۲۳
با عزیزی مدتی پیش در مترو این بحث را داشتیم! وقتی که شنیدم کتابهائی با عنوان خودشناسی موجود است که منظور را بر دادن هویت کذائی گذارده اند بسیار متعجب شدم و یاد مطلب آب زیر کاه افتادم که چه جالب سر ما بندگان خدا کلاه میگذارند!!
آخر عزیزی که بحث خود شناسی میکنی.ای عارف عزیز بحث سر نبودن و هیچی خود است آنوقت تو می آئی و اتوریته سازی میکنی تا با هویتی کذایی "خود "را زنده کنی؟!!
بحث بر سر همین هویت فکری کاذبی است که تو و امثال تو در قالب جامعه به من عرضه داشته اید حالا میخواهی من چه را بشناسم؟!هویت گذشتگان خودم را که ثبات "خود"
بدنبال دارد؟!هویتی که جز مشتی گذشته نیست؟! و خدا میداند که از همین هویتهای ساختگی چه پتک ها که نمیسازیم تا بر سر هم بکوبیم و "خود"را عرضه کنیم. وا مصیبت ها
آخر عزیزی که بحث خود شناسی میکنی.ای عارف عزیز بحث سر نبودن و هیچی خود است آنوقت تو می آئی و اتوریته سازی میکنی تا با هویتی کذایی "خود "را زنده کنی؟!!
بحث بر سر همین هویت فکری کاذبی است که تو و امثال تو در قالب جامعه به من عرضه داشته اید حالا میخواهی من چه را بشناسم؟!هویت گذشتگان خودم را که ثبات "خود"
بدنبال دارد؟!هویتی که جز مشتی گذشته نیست؟! و خدا میداند که از همین هویتهای ساختگی چه پتک ها که نمیسازیم تا بر سر هم بکوبیم و "خود"را عرضه کنیم. وا مصیبت ها
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۸:۴۸
سلام
پس دعا می کنم :
یاحضرت سلیمان با نگاه پر مهر و پر شفقت و پر غضبت منگ کن یا بگیر جان "من" ها را تا خون ضلالت منفی شخصیت و هویت را که در رگها جاریست ، با خون مثبت با شخصیت عوض نکند.
آمین
پس دعا می کنم :
یاحضرت سلیمان با نگاه پر مهر و پر شفقت و پر غضبت منگ کن یا بگیر جان "من" ها را تا خون ضلالت منفی شخصیت و هویت را که در رگها جاریست ، با خون مثبت با شخصیت عوض نکند.
آمین
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۹:۵۰
نقل قول :
آنان که در گذشتهاند، درگذشتهاند!
آنان که در گذشتهاند، درگذشتهاند!
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۱۳:۵
پانویس عزیز
در ترمینولوژی شما هویت به معنای خاصی بکار رفته است (کمابیش معادل منیت)
اما در برخی کتابها معنایش چیز دیگریست.
مثلا و قتی کسی میگوید ما باید هویت خودرا بشناسیم شاید منظورش از این کلمه شناخت خصوصیتهای فردی خودش باشد(توانمندیهاویزگیهاو....)بقول مولانا:
هرکسی را بهر کاری ساختند............میل آنرا در دلش انداختند
خود فزون آن به که آن از فطرتست.......تا به افزونی که جهد و فکرتست
حال پرسش اینست که آیا ما همچنان که هویت فردی به معنای ویژگیهای فردی داریم آیا داری هویت جمعی نیز هستیم.؟؟
پاسخ جامعه شناسان به این پرسش مثبت است و طبیعی است که در جهت شناخت هویت جمعی تحقیق کنند و صد البته این به معنای تفاخر و منی و مایی نیست بلکه شناخت ویژگیهای اجتماعی است.
همچنان که فرد باید خود حقیقی خویش را بشناسد و بر ویژگیهای فردیش وقوف داشته باشد شناخت هویت جمعی نیز دز این نگاه گریز ناپذیر است.
در گذر از نام و بنگر در صفات.......تا صفاتت ره نماید سوی ذات
شاد و سر بلند باشید
در ترمینولوژی شما هویت به معنای خاصی بکار رفته است (کمابیش معادل منیت)
اما در برخی کتابها معنایش چیز دیگریست.
مثلا و قتی کسی میگوید ما باید هویت خودرا بشناسیم شاید منظورش از این کلمه شناخت خصوصیتهای فردی خودش باشد(توانمندیهاویزگیهاو....)بقول مولانا:
هرکسی را بهر کاری ساختند............میل آنرا در دلش انداختند
خود فزون آن به که آن از فطرتست.......تا به افزونی که جهد و فکرتست
حال پرسش اینست که آیا ما همچنان که هویت فردی به معنای ویژگیهای فردی داریم آیا داری هویت جمعی نیز هستیم.؟؟
پاسخ جامعه شناسان به این پرسش مثبت است و طبیعی است که در جهت شناخت هویت جمعی تحقیق کنند و صد البته این به معنای تفاخر و منی و مایی نیست بلکه شناخت ویژگیهای اجتماعی است.
همچنان که فرد باید خود حقیقی خویش را بشناسد و بر ویژگیهای فردیش وقوف داشته باشد شناخت هویت جمعی نیز دز این نگاه گریز ناپذیر است.
در گذر از نام و بنگر در صفات.......تا صفاتت ره نماید سوی ذات
شاد و سر بلند باشید
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۱۳:۳۶
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:
گفته ام این را ولی بار دگر
شد مناسب بهر این پست و نظر
الا ای مدعی در خود شناسی
که در هر پستی و در هر لباسی
ویا دم میزنی عرفانیم من
گذاری بهر این و آن کلاسی
چرا حسرت خوری تو از گذشته<-----
و یا آینده را هول و هراسی<-----
رها کن ماضی و مستقبلت را
سپس یکسو بنه تو هر قیاسی
در اکنون زندگی کن ای عمو جان
ببر لذت ز اکنونت اساسی
چنین کردی ببینی بعد از اینت
ز نور حق درونت انعکاسی
خمش ای مرتضی مشغول خود شو
خودت در خود شناسی آس و پاسی
همین!!!
مرتضی میگه:
گفته ام این را ولی بار دگر
شد مناسب بهر این پست و نظر
الا ای مدعی در خود شناسی
که در هر پستی و در هر لباسی
ویا دم میزنی عرفانیم من
گذاری بهر این و آن کلاسی
چرا حسرت خوری تو از گذشته<-----
و یا آینده را هول و هراسی<-----
رها کن ماضی و مستقبلت را
سپس یکسو بنه تو هر قیاسی
در اکنون زندگی کن ای عمو جان
ببر لذت ز اکنونت اساسی
چنین کردی ببینی بعد از اینت
ز نور حق درونت انعکاسی
خمش ای مرتضی مشغول خود شو
خودت در خود شناسی آس و پاسی
همین!!!

پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۱۴:۱
ساز مخالف عزیز فکر نمیکنم در ترمینولوژی کسی معنای هویت فکری خصوصیات رفتاری فرد باشد!!
دوست عزیز به من بگو اینکه بدانی مثلا حافظ یا سعدی یا اصلا اجدادم در گذشته چگونه بوده اند خصوصیت رفتاری ما شکل میگیرد یا هویت فکری که ذهن مترصد تشکیل آنست؟؟!! خصوصیت فطری که یاد گرفتنی نیست!!
ساز مخالف جان مشکل من و تو و ما رفتارهای ذاتی ما نیست.البته اگر نخواهیم هر رفتاری را با فطرت توجیهش کنیم! آخر در زنگی کنونی افکار خبیث و هویت فکری ما بر بروز رفتارهایمان نیز تاثیر گذارده!!
مشکل ما هویتی است که کسب میکنیم تا آنرا نمودی سازیم برای تحقیر هم.و ارائه دهندگان این هویت خوب به این مسئله واقفند و من و تو اکثرا بدون آگاهی در این دام میافتیم.
اشعار زیبایی که گذاشته بودید هم ساز مخالف بود اما بطریق دیگر!!
دوست عزیز به من بگو اینکه بدانی مثلا حافظ یا سعدی یا اصلا اجدادم در گذشته چگونه بوده اند خصوصیت رفتاری ما شکل میگیرد یا هویت فکری که ذهن مترصد تشکیل آنست؟؟!! خصوصیت فطری که یاد گرفتنی نیست!!
ساز مخالف جان مشکل من و تو و ما رفتارهای ذاتی ما نیست.البته اگر نخواهیم هر رفتاری را با فطرت توجیهش کنیم! آخر در زنگی کنونی افکار خبیث و هویت فکری ما بر بروز رفتارهایمان نیز تاثیر گذارده!!
مشکل ما هویتی است که کسب میکنیم تا آنرا نمودی سازیم برای تحقیر هم.و ارائه دهندگان این هویت خوب به این مسئله واقفند و من و تو اکثرا بدون آگاهی در این دام میافتیم.
اشعار زیبایی که گذاشته بودید هم ساز مخالف بود اما بطریق دیگر!!
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۱۴:۲۸
به ساز: اشعاری که نوشته اید چه ارتباطی با متن شما دارد؟
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۱۷:۱۸
آنان که در گذشته اند، در گذشته اند!
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۲۲:۲
شوکوفیل عریر
من کلمه هویت را بکار بردم نه هویت فکری.....اما اگر با نظر جامعه شناسان موافق باشیم و برای -جامعه هویت جمعی قایل باشیم این هویت ریشه در گذشته های تاریخی مادارد...........و صد البته منظور از شناخت هویت به این معنا به هیچ روی به معنای بروز تفاخرات جاهلانه نیست بلکه به معنای شناخت هویت جمعی یک جامعه است و از نگاه جامعه شناسان این شناخت برای ایجاد تغییرات اجتماعی ضروری است.
ساناز عزیز:
در اشعار اول منظورم این بود که در بعضی متون هویت (ونه هویت مجازی)به معنای خصوصیات فردی بکار میرود همان که مولانا ساخته شدن هر کس بهر کاری مینامد
واز شعر پایانی منظوری دوگانه داشتم:
اول اینکه هر ذاتی متصف به صفاتی ویژه است و ثانیا توجه دادن به این نکته که هر نامی در هر متنی ممکن است معنای متفاوتی داشته باشد که باید از نام گذشته دقتمان را بر معنای واژه معطوف کنیم.
شاد وسر بلند باشید
من کلمه هویت را بکار بردم نه هویت فکری.....اما اگر با نظر جامعه شناسان موافق باشیم و برای -جامعه هویت جمعی قایل باشیم این هویت ریشه در گذشته های تاریخی مادارد...........و صد البته منظور از شناخت هویت به این معنا به هیچ روی به معنای بروز تفاخرات جاهلانه نیست بلکه به معنای شناخت هویت جمعی یک جامعه است و از نگاه جامعه شناسان این شناخت برای ایجاد تغییرات اجتماعی ضروری است.
ساناز عزیز:
در اشعار اول منظورم این بود که در بعضی متون هویت (ونه هویت مجازی)به معنای خصوصیات فردی بکار میرود همان که مولانا ساخته شدن هر کس بهر کاری مینامد
واز شعر پایانی منظوری دوگانه داشتم:
اول اینکه هر ذاتی متصف به صفاتی ویژه است و ثانیا توجه دادن به این نکته که هر نامی در هر متنی ممکن است معنای متفاوتی داشته باشد که باید از نام گذشته دقتمان را بر معنای واژه معطوف کنیم.
شاد وسر بلند باشید
جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۱ ۱:۱۴
نوشته است:
گفتیم بگوییم تا یکوقت از راه ضلالتی که در آن هستید به راه راست منحرف نشوید.
نظر بنده:
وضعیت اجتماع طوریست که اگر من سالم باشم تو دید هستم! و برای همین فورا احساس تمایز میکنم. و احساس تمایز همان و شکل گیری هویت همان. و بنابر این من هم هویتی میشوم. از آن به بعد هویت له له میزند برای خودشناسی. چرا؟ تا احساس تمایز کند. البته این نظر بنده به پادکست اخیر هم مربوط است:
http://www.panevis.net/panevis/podcast/audio/2012/0158_Khodshenasi-va-Tamayoz.mp3
چند وقت قبل تصمیم گرفتم تا حواسم را جمع کنم تا احساس تمایز نکنم! تا هویت شکل نگیرد! ولی باز هم نشد! باز هم دچار تمایز؛ترس؛تشنج؛نیازمندی؛و هویت شدم. اصلا انگار هیچ راهی نیست برای ورود به اجتماع...هر طوری وارد شوی کارت ساخته است... و وقتی کارت ساخته شد آن وقت برو خودت را بکش هیچ فایده ای ندارد.
مولانا میگوید:
آب را اندک اندک دزدد هوا
عقل هم احمق بدزدد از شما
اجتماع اندک اندک شما را اسیر میکند. بنابر این من میخواهم اگر شد دانشگاه را بیخیال شوم و کشاورزی کنم. دوستان محیط دانشگاه ها چطور است؟
بیایید همه با هم کشاورزی کنیم...
هم ز من میروید و من میخورم!!
گفتیم بگوییم تا یکوقت از راه ضلالتی که در آن هستید به راه راست منحرف نشوید.
نظر بنده:
وضعیت اجتماع طوریست که اگر من سالم باشم تو دید هستم! و برای همین فورا احساس تمایز میکنم. و احساس تمایز همان و شکل گیری هویت همان. و بنابر این من هم هویتی میشوم. از آن به بعد هویت له له میزند برای خودشناسی. چرا؟ تا احساس تمایز کند. البته این نظر بنده به پادکست اخیر هم مربوط است:
http://www.panevis.net/panevis/podcast/audio/2012/0158_Khodshenasi-va-Tamayoz.mp3
چند وقت قبل تصمیم گرفتم تا حواسم را جمع کنم تا احساس تمایز نکنم! تا هویت شکل نگیرد! ولی باز هم نشد! باز هم دچار تمایز؛ترس؛تشنج؛نیازمندی؛و هویت شدم. اصلا انگار هیچ راهی نیست برای ورود به اجتماع...هر طوری وارد شوی کارت ساخته است... و وقتی کارت ساخته شد آن وقت برو خودت را بکش هیچ فایده ای ندارد.
مولانا میگوید:
آب را اندک اندک دزدد هوا
عقل هم احمق بدزدد از شما
اجتماع اندک اندک شما را اسیر میکند. بنابر این من میخواهم اگر شد دانشگاه را بیخیال شوم و کشاورزی کنم. دوستان محیط دانشگاه ها چطور است؟
بیایید همه با هم کشاورزی کنیم...
هم ز من میروید و من میخورم!!
جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۱ ۹:۳۱
به ساز: متوجه شدم که آن اشعار را برای آن متن بکار برده اید اما معنی اشعار ارتباطی با متن شما ندارد. نه شعر اول.نه بخصوص شعر دوم.
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۱ ۱۰:۲۷
ای کاش مثل پرنده ها فقط چند واژه و حرف و کلمه داشتیم و همه حرفها در همان چند کلمه گفته میشد
وبهترین حالت هم اصلا هیچ کلمه ای نداشتیم.
هویت
خودشناسی
منیت
نتهلهتکمنئمسدذکسشنلتشگکیبم
وبهترین حالت هم اصلا هیچ کلمه ای نداشتیم.
هویت
خودشناسی
منیت
نتهلهتکمنئمسدذکسشنلتشگکیبم
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۱ ۲۰:۵۸
ما عادت کرده ایم که تمایز را علت مقایسه بدانیم ولی این صرفا به نگاه ما بستگی دارد و نه به تمایز.
نظر شما