morteza.deyanatdar
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۱ ۲۰:۳
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

آقا دروغ چرا ؟

تا قبر؛

آ آ آ آ


http://www.parsbook.org/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86

همین!!!
ن
پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۱ ۵:۴۶
وقتی که نمی بینیش توی دل پنداری یخ می بنده
وقتی می بینیش توی دلت پنداری تنور نونوایی روشن کرده اند...

زمستان است...

tabkom
پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۱ ۱۰:۴۵
با سلام...

تجدید خاطره‌ا‌ی شد!
البته من فایل پی دی اف کتاب دائی جان ناپلئون را داشتم و لینک آنرا برای دوستانی که مایل به خواندن هستند اینجا قرار می‌دهم....فقط برای خواندن داستان از درس و زندگی نیفتید....چهارصد و خرده‌ای صفحه‌ست.....

http://www.mediafire.com/view/?ddhabiij1m2h9oh
نسرین معظمی
پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۶
سلام استاد خیلی خوشحالم تونستم سایتتون رو پیدا کنم من الان دو ساله کلاسهای مثنوی رو گوش میکنم خیلی روحیم خوب شده نمیدونین چقدر خوشحالم اینجا زیارتتون میکنم هر چند مجازی باشه
یکدنیا آرزوی خوب و سلامتی برای شما
نسرین
لیلا کارگری
پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۱ ۰:۸
این کتاب بی نظیره!
زیاد به یادش می افتم. . .
مرسی بابت مرور دوباره اش
پانویس
چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ ۶:۴۹
http://www.youtube.com/watch?v=dy3uy2cpNDk
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد