morteza.deyanatdar
یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱ ۲۰:۱۲
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
وارهد از حد جهان بی‌حد و اندازه شود
خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد
یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود
هر که شدت حلقهٔ در زود برد حقه زر
خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود
آب چه دانست که او گوهر گوینده شود
خاک چه دانست که او غمزه غمازه شود
روی کسی سرخ نشد بی‌مدد لعل لبت
بی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود
ناقه صالح چو ز که زاد یقین گشت مرا
کوه پی مژده تو اشتر جمازه شود
راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود
آنچ جگرسوزه بود باز جگرسازه شود

ساناز م.
دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۵
خیلی جالب بود!!
مرسی
امین
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۲:۱۵
خاک سیه بر سراو که از دم تو تازه نشد!
ممنون
هم گریز
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۱۱:۱
این هم یک آزمایش دیگر:

http://1pezeshk.com/archives/2012/09/the-third-wave-experiment.html#axzz2E4A1dL9y
tabkom
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۶
با سلام

من امیدوار بودم آمار در حدود 30 درصد باشد......یعنی 30 درصد اصرار به پیگیری آزمایش داشته باشند....
البته به نظر می‌رسد در طی آزمایش، به جز فشار سرسپردگی به اتوریته، درصدی هم مربوط می‌شود به تعهدی که شخص برای عمل به آزمایش بر عهده گرفته و خود را توجیه می‌کند که مأمور است و معذور.....
در این جور شرایط  کم‌کم شخصی که شوک را وارد می‌کند بنابر خواصی که نوع بشر در خود دارد، گوش‌اش از این ناله‌های از سر ِ درد پر می‌شود و حتی ممکن است با شخصی که ناله می‌کند احساس دشمنی هم بکند و او را مقصر بداند که با این حالتهای خود مزاحم او می‌شود و بهتر است یک راهی پیدا کند که ناله‌اش قطع شود و بیش از این مزاحم او نباشد.....و به همان نسبت در جهت مخالف سعی می‌کند برای شخص آمر و ناظر بر حسن اجرای فرمان و آزمایش، مکانی برتر و برحق در نظر بگیرد تا هم کار خود را توجیه کند و هم اینکه از زیر بار عذاب وجدان رها شود....

ممنون
سان شان
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۱۳:۴۵
سلام
خود باختگی به اتوریته ها  در تمامی شئونات زندگی انسان ریشه دوانده و همیشه نظرم این بوده که خطرناکترین خودباختگی ، خودباختگی به اتوریته دینی یا اعتقادیست که در طول تاریخ صاحبان زر و زور برای حفظ قدرت و ثروت خود از وجود چنین خودباختگانی سوء استفاده کرده است، مرحوم طالقانی می گفت فکر نکنید این شکنجه گرها همه شان بخاطر پول و مقام چنین شغلی را قبول می کنند خیلی از آنها قبل از شکنجه با وضو و پس از خواندن نماز سر کار حاضر میشوند چون اعتقادشان این است که کاری خدائی می کنند امروز هم همه جوامع شاهد هستند این خوباختگان اعتقادی چگونه هم خود را و هم انسانهای دیگر را بنام خدا و پیغمبر شکنجه و یا نابود     می کنند.بنظرم در طول تاریخ بشری و در سطوح بالای جوامع ، هیچ قشر و فرقه ای  باندازه روحانیون با الفاظ دین و اخلاق و تقلید و مقلد بازی، در مسخ و نابودی و بدبختی بشر تلاش نکرده است ، در بدنه جامعه هم علاوه بر اتوریته های دینی سایر اتوریته های اجتماعی و عرفی زندگی را ،برانسان تلخ و تیره کرده است.یکبار یکی می گفت فقط زمانی که با همسرم دو نفری در مسافرت هستیم باهم دعوایمان نمی شود و همدیگر را ازار نمی دهیم چون نه فامیل او و نه فامیل من آنجا نیست که ما را و رابطه ما را باهم ببیند. بنده هم هر وقت فکر ویا رفتار هویتی از من سر می زند ناخودآگاه می گویم اگرپیش آدمهای عرفان کار این کار را بکنم بدبخت میشوم .بله اینهم از اتوریته عرفانی، می ترسم یک آدم عرفانی مرا درآن وضعیت ببیند.
یلدا
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۱۵:۲۰
آزمایش جالبی بود
اتوریته گرایی به اشکال گوناگون در ذهن و زندگی اکثر ما متاسفانه وجودخاصی دارد.
اینکه بشر از هر چیز در ذهن اتوریته ای خلق میکند و میخواهد خلا روانی که خود،مسئول پیدایش آنست را با همگون ساختن و اطاعت محض از آن اتوریته، به گمانی واهی بر طرف کند.
خیلی جالب است که گاه بخاطر همین اتوریته ها آسیبهای جدی نه تنها به دیگری بلکه به شخص اتوریته گرا نیز میرسد.
فرد دارای هویت فکری ،به دلیل اینکه میخواهد به اندیشها های هویتی خود دائم حیات بخشد اشخاص و مسائل گوناگون را در ذهن خود ،ساخته و پرداخته میکند و برای خود سرمشق و اتوریته ای قرار میدهد و خودباخته آن میشود.
ممکن نیست کسی در اطراف خود به این مسائل بر نخورده باشد.از دانشمندان و فلاسفه و...گرفته تا حتی کتابی که میخوانیم و سخنی که میشنویم همه و همه در ذهن اشخاص میتوانند به اتوریته تبدیل شوند.
یعنی من شخص اسیر هویت بدون اینکه بخواهم با عقل خود تعقل کنم و بدون اینکه با چشم بنگرم، سر سپرده و مطیع اوامر میشوم تا مثلا از قدرتی که باز خود ذهن من بشر به آن شخص یا مسئله داده ام قدرت و توان و حیاتی به منیت و هویتم بدهم.
در این زمینه صحبت ها و بحث ها میتوان کرد .

تو ز چشم انگشت را بردار هین    و آنگهانى هر چه مى‏خواهى ببين‏
 چشم چون نرگس فرو بندى كه چى؟   كه عصايم كش كه كورم اى اخى؟‏
 ور ببندى چشم خود را ز احتجاب   كار خود را كى گذارد آفتاب‏
چشم دارى تو، به چشم خود نگر    منگر از چشم سفيهى بى‏خبر
گوش دارى تو، به گوش خود شنو   گوش گولان را چرا باشى گرو؟
 بى‏ ز تقليدى نظر را پيشه كن  هم به راى و عقل خود انديشه كن
tabkom
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۱۷:۵
با سلام....

خانم سان شان اتفاقا من هم این حالت رودربایستی در مقابل یک شخص به زعم خودم عرفانی را تجربه کرده‌ام.......بعد وقتی در موقعیت مراوده و برخورد با یک شخص متفاوت که چنین برداشتی را نسبت به او ندارم قرار می‌گیرم و ممکن است بی‌محابا به او بتازم، همان لحظه و یا بعدا به خود می‌گویم، چرا؟!......و هیچوقت به این عریانی نفاق را در خودم تجربه نکرده‌ام!.....و همینطور نیاز به این مطلب را که چگونه می‌توانم درد خود را چاره کنم....

ممنون
ساز مخالف
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۲
به سان شان
نظراتتان بسیار زیباست
فکر میکنم در کتاب حچ دکتر شریعتی خوانده ام که میگوید در رمی جمرات بت بزرگ که باید اول از همه رمی شود نماد تزویر (مذهب) است ودو بت کوچکتر نماد سرمایه (زر)و قدرت(زور)
شوکوفیل
سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۲۳:۵
جایی مهمان بودم.دختر صاحب خانه که ده ساله بود معلم موسیقی داشت و مشغول آموختن و زدن پیانو بود .مادر دخترک در حالیکه مشغول پذیرایی از ما بود مرتب به اتاق دخترک اشاره میکرد و می گفت ببینید این همه سرمایه گذاری کردم هنوز نمیتواند خوابهای طلایی معروفی را درست بنوازد! پس از مدتی کلاس دخترک تمام شد و به جمع ماپیوست و قبل از سلام و احوالپرسی خودش را در آغوش مادر انداخت و گفت : مامان ببخشید خوب نزدم ولی بهت قول میدم یه روز بشم جواد معروفی!!
در دل گفتم ای داد ببینید از همین حالا چه بسر کودک آورده اند و این طفل معصوم از همین سن باید نیروی خود را جهت انطباق با اتوریته ای که مادرش در مقابلش قرار داده بکار بگیرد.
منظورم اینست که در بسیاری از نکات به اصطلاح تربیتی و آموزشی عمدا یا غیر عمد اتوریته هایی جلوی رویمان میگذارند که نمیگذارد با نیرو و استعداد فطریمان پیش برویم.
لااقل بیایم این اتوریته ها را که به اشکال  و اشخاص مختلفند سر راه هم نگذاریم بخصوص بر سر راه کودکانمان و بگذاریم در فطرت و حقیقت و استعداد ذاتی خود رشد کنند.
آگاهی ،آگاهی و آگاهی ست که دربند این اتوریته ها نیفتادن را میسر میسازد.

سان شان
پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ ۷:۱۴
سلام

آقای تبکم نفاق که درمان ندارد ، خونش حلال است ،فقط یه یک خونخواره نیاز داریم
.
پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ ۱۲:۱۴
سلام.
<a href="http://assets.natgeotv.com/POD/1673.jpg">این عکس</a> را دیدم و با خودم فکر کردم شاید آن لاما (:شتر بی کوهان) اتوریته باشد و ما آن گوسفندان باشیم و تشویق های جامعه آن فلوت زن!
پانویس
پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۳
فیلم Obedience را آقا سینا فرستاده‌ است. در زیر ویدیو، همانجا که لینک ویدیوها هست، لینک آن را گذاشته‌ام.
ممنون از سینا.
پرما
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ۰:۳
بسیار جالب و تاسف انگیز بود....جناب پانویس لطف می کنید لینک فیلم بودای کوچک را هم اینجا بگذارید...ممنون

---
گمان نکنم روی اینترنت این فیلم را گذاشته باشند. بلحاظ کپی رایت.
اما اگر دوستی پیدا کرد، لینکش را بفرستد تا به دوستان بدهیم.

جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵
سلام
اول که دیدم حس تافته جدا بافته بهم دست داد که من اگه بودم نمیکردم اینکارو و...
بعد یاد گذشته نه چندان دور خودم افتادم
یادمه یه کلاهی داشتم که خیلی قشنگ نبود و اون زمان تو زمستون کسایی که در مدرسه ما کلاه سرشون میذاشتند کلاه های قشنگو گرون بود.
یادمه فقط و فقط به خاطر همین حاضر بودم گوشهام و سرم از سرما یخ بزنه ولی من اون کلاه رو سرم نگذارم.
به زور مادرم میذاشتم بیرون از خونه برش میداشتمو تو کیفم میذاشتم.
اون زمان مثل الان نبود و موی پسرها باید کوتاه میاود و من همچنان مصر بودم که تون کلاه رو سرم نگذارمو کلاه گنده اتوریته سرم بمونه.
-------------------------------------------------------------------
سوالی هست اینکه

اگر دقت کنیم توهمین آزمایش همه میپرسن که بلایی سرش نمیاد؟
و چون جواب میشنون که نه شما ادامه بدید و این جواب رو از یک پروفسور میشنوند ادامه میدن.
و کمتر کسیشون به خاطر اینکه خودش هم این شک رو در حد ضعیف تجربه کرده بیخیال میشه و ادامه نمیده.
بسیاری از چیزها هست که ما علمی نسبت بهشون نداریم که مهمترینش پزشکیه و الان که بسیاری از پزشکان و داروسازان و ... برای فروش و درآمد از اتوریته بودن خودشون استفاده میکنن و هزاران کار بی مورد رو برای بیماراشون میتراشن.
از دارو گرفته تا آزمایش و جراحی.
واقعا چطور این اتوریته رو بشناسیم؟
وقتی کسی از لحاظ جسمی در ضعف قرار داره چطور میتونه آگاهی کسب کنه و راه درست رو بره؟
این در حالیه که هر کدوم از این اتوریته ها نظرای متفاوت و گاهی متناقضی هم دارن
حالا شما بگین تو این وضع چکار کنیم؟
درمان روگوش بدیم یا چکار کنیم؟
پرما
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۵
یکی از خر برفت ها نگاهی هست که در طول تاریخ به زنان شده است. شش هزار سال مردان به قدرت رسیده، زنان را جادوگر، ناقص العقل و....شمرده اند و تمام قوانین را به نفع خود نوشته اند و ما هم شش هزار سال هست مدام گفته ایم خربرفت و خر برفت، مردان با زن ستیزی شان و او را جنس دوم شمردن و زنان با باور نکردن توانایی هایشان و قدرتهایشان. این نوع خربرفت ها در کشورهای آسیایی بخصوص خاورمیانه بشدت مشاهده میشود. در حالیکه از نظر علمی زنها خیلی به حضور نزدیک تر هستند. بد نیست این خر برفت ها در هر زمینه ای به دقت مشاهده گردد.
ساناز م.
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۸
پرمای عزیز کاملا موافقم!
پرما
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۹
چند نکته دیگر :
1. مذهب و دین: مذهب و دین بزرگترین اتوریته در طول تاریخ بشری بوده است. که بنام مذهب و دین و اینکه کسی که خلاف حرف ما یعنی حرف خدا حرفی بزند بایستی از بین برود و نابود شود.
2. ثروت: وقتی پای ثروت وسط باشد چشمها کور میشود و دیگر جای سوالی باقی نمی گذارد. اگر در این آزمایشات من پول بسیار خوبی دریافت می کردم مهم نبود حالا دیگری آسیب ببیند.
3. قدرت: قدرت هم چشم انسان را کور می کند و برای رسیدن به آن دست به هر کاری می زند و هیچ جای سوالی باقی نمی گذارد.
4. جوامع ارباب رعیتی: در جوامعی که با آنها مثل گوسفند رفتار شده است، شخص هیچ تصوری نمی تواند داشته باشد که حق انتخابی داشته باشد و همه چیز را چشم و گوش بسته می پذیرد. در کشورهای غربی این بچه ها هستند که نظر خود را اعلام میکنند من چه چیزی را دوست دارم و چه چیزی را دوست ندارم. در حالیکه در جوامعی مثل ...
5. ترس و تحقیر: وقتی تو را از کودکی بترسانند ناخوداگاه بسمت خر برفت حرکت می کنی. اگر آنقدر تحقیر شده باشی باز هم همین کار را می کنی چون خودت را در حدی نمی بینی که نظر خودت را بگویی.
6.دل سیاه: هر کس دلش بیشتر سیاه شده باشد براحتی می تواند اینگونه ظلم کند. بطوریکه صدای وجدان خفه میشود. امثال  هیتلر.
7. مرض سادیسم: بعضی ها از آزار رساندن به دیگران لذت می برند همچنان که دیدیم در این فیلم بعضی ها ازا ینکه دیگری درد می کشد خنده شان می گرفت.
8.خشم، نفرت ، میل انتقام: این عوامل باعث میشود که قوه تعقل ما خاموش شود و براحتی برای ارضای خشم و نفرت و انتقام دست به هر کاری بزنیم.
9. رو در رو بودن: شاید این آزمایشات اگر حضوری با فرد آسیب خورنده بود شاید معلم ها خجالت می کشیدند و زودتر دست از کارمیکشیدند.
10. زنان: بنظرم زنان بخاطر لطافت و ظرافت درونی شان نمی توانند خیلی در این آزمایش پیش بروند.
11. تعقل: کسی که برای خودش نتواند مستقل بیاندیشد براحتی بازیچه دست دیگران میشود.
بی نام
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۲
پرمای عزیز
نظراتتان بسیار جالب و قابل توحه است اما در خصوص مساله زنان گذشتگان را نمیتوان با این صرا حت محکوم کرد
در جامعه امروزی حق با شماست و کسانی که منادی آپارتاید جنسی هستند جریانهایی منحط هستند .
اما این را نمیشود به گذشته های دور تسری داد چرا که ضرورتهای زیستی در هر زمانی چیزی را ایجاب میکند و با ملاکهای امروز نمیتوان به نقد گذشته ها پرداخت.
شاد و سر بلند باشید
امیر
شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱ ۱۲:۴۳
سلام
فیلم Compliance رو ببینید . چیزی مشابه همین آزمایش میلگرمه .
آدمهاش برای فرار از مسئولیت هر چیزی که یک نفر میگه تبعیت میکنند . و حتی فکرشون رو هم به کار نمیندازن .
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد