شوکوفیل
۶؍۱۰؍۱۳۹۱ ۱۷:۵۷
پانویس جان کاملا صحیح و منطقی گفته ای.بهترین این است که سکوت اختیار شود و به خود پرداخته شود ولی گاهی برای اینکه شخصی هم به خود آید و به خود بپردازد بد نیست پاچه ای هم بگیریم!!  
گاهی همین تشرها سازنده هم هست .صد البته که انسان باید سوزنی به خود بزند و جوالدوزی به دیگری ولی مدام در سکوت بودن و پاسخ ندادن به اینگونه افراد گاهاخودش نوعی "خود خواهی " ست!! کما اینکه شاید همین توپ و تشر سازنده باشد!
البته دو صد گفته چون نیم کردار نیست ولیکن بعضی صحبتها بدون توجه به اینکه ببینیم گوینده چه کرداری دارد تاثیر گذار و موثر میباشد.
اگر همه عرفا (به اصطلاح!)در سکوت و پرداخت به "خود" خود بودند من نوعی نیز همین دو سه کلام هم نمیدانستم!!
حال چه بصورت پاچه گیری باشد و چه بحث آرام و دلنشین ، بد نیست دیگری هم از آموخته ها چیزی در یابد. همگی میدانیم آموخته واقعی وقتی ست که تو بتوانی انها را در رفتار و کردار و روابط و گفته های شخص مشاهده کنی بدون اینکه خودش وقوف داشته باشد ولی اینها با این شرایط زندگی و اجتماع کمی ایده الی ست.
البته خشم و سرکوفت و بقول عامیانه پز آوردن بر سر آموخته ها همگی از منیت است و هیچ جا کارساز نیست و تقویتی ست بر هویت کذایی که در مقوله این بحث نمی گنجد.
لازم بذکر است که انسانی که اسیر هویت فکری ست چه در سکوت باشد چه در بیان ، فرق نمی کند. اسیر "منیت" است و بهتر است اول سوزنی به خود بزند.
شوکوفیل
۶؍۱۰؍۱۳۹۱ ۱۹:۲
دلم بی وصل جانان جان نخواهد که عاشق جان بی جانان نخواهد
دل دیوانگان عاقل نگردد سر شوریدگان سامان نخواهد
روان جز لعل جان افزا نجوید خضر جز چشمه‌ی حیوان نخواهد
طبیب عاشقان درمان نسازد مریض عاشقی درمان نخواهد
اگر صد روضه بر آدم کنی عرض برون از روضه‌ی رضوان نخواهد
ورش صد ابن یامین هست یعقوب بغیر از یوسف کنعان نخواهد
اگر گویم خلاف عقل باشد که مفلس ملکت خاقان نخواهد
کجا خسرو لب شیرین نجوید چرا بلبل گل خندان نخواهد
دلم جز روی و موی گلعذاران تماشای گل و ریحان نخواهد
رها
۸؍۱۰؍۱۳۹۱ ۱۸:۱۲
پانویس جان برای من که عین حقیقت است چون یه مدت مخصوصا اوایل کار مدام رفتار اطرافیان را تجزیه و تحلیل میکردم البته کمتر پیش میامد که پاچه بگیرم ولی پیش خودم حس میکردم که بله من یه پله از بقیه جلوترم چون میدونم هویت فکری چیه و این بیچاره ها گرفتار هویت فکری هستند !!بیخبر از اینکه خودم هم گیر همون هستم
برای آگاهی اول باید واقعا طالب و جوینده حقیقت باشی و دوم باید خوش شانسی این را داشته باشی که به سایت پانویس برسی .چون اینجا به زبانی ساده و از پایه توضیحات لازم داده شده چیزی که به راحتی در دنیای عرفان یافت نمیشود .برای من سالها عرفان و مولانا مثلا کره مریخ دور دست و نا آشنا مینمود
nasrin
۹؍۱۰؍۱۳۹۱ ۱۲:۴۰
aghaye panevis ,kamelan movafegh hastam.mamnoon az inke in aafathaye raahe rahaaei ro morataban yadavari mikonin.
نظر شما
😊
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد