tabkom
دوشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵
با سلام

حافظ :
ای دل ز غبار جسم اگر پاک شوی
تو روح مجردی بر افلاک شوی

یکی از عرفا :

رو مجرد شو مجرد را ببین
" دیدن " هر چیز را شرط است این

دانشی که برآمده از حواس میباشد ،  همواره در محدوده‌ی مشخص کرده‌ی خودش کاربرد دارد و نه بیشتر.........

این رباعی هم فکر کنم با حال و هوای این بحث همآهنگ باشد :

از مستی " او "، حال دلم مست و خراب است،
وز نرگس مست‌اش، به فغان چنگ و رباب است،

او مست و منم مست و تو هم مست و همه مست !
پس کیست درین میکده، سقای شراب است ؟!

ممنون
خودم
سه شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۵
آقا خیلی با سایتت حال می کنم.
دمت گرم خیلی باصفایی.
سان شان
پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۳
یکی از بیماریهائی که مغز من بدان مبتلاست اشتیاق و علاقه شدید به موضوعات استعاریست که هر وقت به آنها دسترسی پیدا می کند حتی اگر فهمیدنش خیلی دشوار باشد باعث و بانیش را که او را به چالش کشیده با دعای خیر یاد می کند
امین-2
پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۲
این موضوع من و یاد این مطلب جان کیتس انداخت که:
حقیقت زیباست و زیبایی حقیقت است این تمام چیزی است که ما میدانیم و تمام چیزی است که نیاز داریم.
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد