سان شان
۱۹؍۱۱؍۱۳۹۱ ۱۰:۳۶
سلام

هویت فکری به این ارگانیسم که مجهز به دانش خودشناسی شده می گوید:

گفت لوطی حمد لله را که من
بد نه اندیشیده‌ام با تو به فن
یلدا
۱۹؍۱۱؍۱۳۹۱ ۱۴:۳۸
خیلی زیبا و عمیق بود
دقیقا همین است. بواسطه بسیاری از حتی قوانین کاذب جامعه شغل های کاذب هم شکل می گیرد چه برسد به همین حصارهای مرزی و غیره که نان ساز خیلی هاست.
اصولا تمامی شغل ها و حرفه ها در یک جامعه و متعاقبا درآمدهایشان بر طبق قرارداد های اجتماعی ست که تک تک ما در شکل گیری آنها سهیم هستیم و گرنه چه تفاوتی باید بر درآمد مثال یک رفته گر باشد با یک به اصطلاح جراح و غیر که مسلما شرایط بهره مندی از اجتماع برایش فراهم بوده؟!
البته این گفته مورد بحث نیست ولی جای بحث دارد.
در مورد روان شناس ، وقتی مشکل اصلی اینجانب من و منیت و صفات بر گرفته از من و فکر و خیال و توهم است که همگی بر باد هواست و بقول شاعر اندورن من خسته دل مشکل دارد از روانشناس چه کمکی بگیرم و چه کمکی میتواند به اینجانب بکند؟؟!!
مثل این است که من برای یک موجود خیالی و افسانه ای ذهن خود به خرید بروم!!!
البته دوستان در نظر داشته باشند که فعل و انفعالات شیمیائی مغز چه ژنتیک و چه به علل مختلف دچار تغییر میشوند که کاردان روانپزشک است نه روان شناس.
اکه آن نیز جای بحث دارد و ما خود با افکار و توهمات ساختگی باعث این فعل و انفعالات میشویم و به ارگانیسم آسیب میرسانیم و در خیلی از موارد خود شخص باعث آزار و آسیب به تن و ارگانیسمش می شود.
آگاهی و باز آگاهی ست که درب منطق را میگشاید.کاش آگاه شویم.
tabkom
۲۰؍۱۱؍۱۳۹۱ ۱:۴۲
با سلام

تعریفی عمیق و دقیق از دیپلماسی و مبانی آن بود .....معلم اول و آخر آن هم ماکیاول است.....و با هفت آب کوثر و زمزم هم قابل تطهیر نیست..... و همچون گرداب با زیباترین عناوین حقیقت را می بلعد... بی سبب نبوده که حضرت علی نمی پذیرفت و به اجبار وی را وادار  به پذیرش حکومت و خلافت کردند....چرا که اگر بنا بر عدل و داد باشد جز مسؤلیت و زحمت هیچ چیز ندارد....و شاهد آن هم  "فزتُ و ربُ الکعبه" است......
ديدار
۲۰؍۱۱؍۱۳۹۱ ۹:۲۵
❤️😘❤️
نظر شما
😊
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد