۲۹؍۱۱؍۱۳۹۱ ۱۲:۲۲
سلام
وقتی یک چنین شرایطی خواسته و ناخواسته پیش می آید آدم متوجه می شود که آگاهی در درونش تا چه اندازه عمق و گسترش پیدا کرده است ، ویا هیچ تاثیری نداشته است یعنی اگر این لم های خودشناسی فقط در حافظه انبار شده باشد چنان تحت تاثیر وضعیت پیش آمده قرار میگیرد که گرفتار اندیشه ، حال بد و واکنش های غلط می شود ، هر اتفاقی که برای آدم می افتد صرفا یک اتفاق است با هیچ برچسبی، اما تعبیری که توسط دیگران و خودم از آن میشود اهمیت پیدا می کند اصلا آن وضعیت فراموش می شود و فقط تفسیرها بجا می ماند، وقتی بعد حضور یا آگاهی در درون تجربه می شود آدم متوجه میشود که چطوراین آگاهی، حاضر و ناظر بر حرکات ذهن است، چطوری به انسان می گوید آنکه الان ناراحت است آن نیست بلکه آن موجود لاوجود موهومی در ذهن است که کم آورده واحساس حقارت و سرخوردگی می کند و این حال بد را بر انسان تحمیل می کند.چون اگر لاشی نبود امکان نداشت با نگاه و با ماندن با آن ، با صبر و درد آگاهانه کشیدن زائل بشود.
وقتی یک چنین شرایطی خواسته و ناخواسته پیش می آید آدم متوجه می شود که آگاهی در درونش تا چه اندازه عمق و گسترش پیدا کرده است ، ویا هیچ تاثیری نداشته است یعنی اگر این لم های خودشناسی فقط در حافظه انبار شده باشد چنان تحت تاثیر وضعیت پیش آمده قرار میگیرد که گرفتار اندیشه ، حال بد و واکنش های غلط می شود ، هر اتفاقی که برای آدم می افتد صرفا یک اتفاق است با هیچ برچسبی، اما تعبیری که توسط دیگران و خودم از آن میشود اهمیت پیدا می کند اصلا آن وضعیت فراموش می شود و فقط تفسیرها بجا می ماند، وقتی بعد حضور یا آگاهی در درون تجربه می شود آدم متوجه میشود که چطوراین آگاهی، حاضر و ناظر بر حرکات ذهن است، چطوری به انسان می گوید آنکه الان ناراحت است آن نیست بلکه آن موجود لاوجود موهومی در ذهن است که کم آورده واحساس حقارت و سرخوردگی می کند و این حال بد را بر انسان تحمیل می کند.چون اگر لاشی نبود امکان نداشت با نگاه و با ماندن با آن ، با صبر و درد آگاهانه کشیدن زائل بشود.
۲۹؍۱۱؍۱۳۹۱ ۱۳:۱۲
سلام
لم بسیار خوب و موثری است ، باید همت کرد و عمدا به پر و پای هویت فکری پیچید ،چند روز پیش که به روزهای گذشته خودم فکر می کردم دیدم چقدر از ترس بازنده شدن، از موقعیت هائی که در آن برد و باخت مطرح بوده کنار کشیده و یا فرار کرده ام ، و جالب است که آنموقع چقدر از خواندن مطالب عرفانی که نشاندهنده کیفیت عشق بود لذت می بردم اما الان فکر می کنم بیشتر بایستی روی مطالبی تمرکز کرد (خودم را می گویم) که هویت فکری را به چالش می کشد، این زائده را باید از چهره روح و روان برداشت ، بقیه اش کار من نیست.
لم بسیار خوب و موثری است ، باید همت کرد و عمدا به پر و پای هویت فکری پیچید ،چند روز پیش که به روزهای گذشته خودم فکر می کردم دیدم چقدر از ترس بازنده شدن، از موقعیت هائی که در آن برد و باخت مطرح بوده کنار کشیده و یا فرار کرده ام ، و جالب است که آنموقع چقدر از خواندن مطالب عرفانی که نشاندهنده کیفیت عشق بود لذت می بردم اما الان فکر می کنم بیشتر بایستی روی مطالبی تمرکز کرد (خودم را می گویم) که هویت فکری را به چالش می کشد، این زائده را باید از چهره روح و روان برداشت ، بقیه اش کار من نیست.
۲۹؍۱۱؍۱۳۹۱ ۱۳:۵۹
با سلام....
حالا در بردوباخت موقع بازیهای جمعی، درگیری بر سر کسب کردن یک عنوان و حالت غیرمادی و غیرقابل لمس است.....همین لم را میشود برای مراتبی در نظر گرفت که پای مادیات به شکلهای مختلف وسط باشد که قابل لمستر میباشد با در نظر گرفتن ِ اینکه برخورداریها و داشتههای مادی میتواند در عمق خود عناوین و ارزشهای کاذب را هم داشته باشند.....یعنی این بده و بستانهای مادی و معاملاتی هم در شکل افراطی و غیرطبیعی خودش کاملا با بازی و بردوباخت در بازیهای دونفره و یا جمعی قابلیت انطباق دارد.....
تیلههای رنگارنگ و براق که برای بچهها حکم دارائیهایی ارزشمند و جذاب را دارند در نظر بزرگترها ارزش مادی چندانی ندارند و بر همین سیاق، دارائیهای مادی و متنوع نمیتواند تیلههایی ارزشمند و معنوی باشند......
حالا در بردوباخت موقع بازیهای جمعی، درگیری بر سر کسب کردن یک عنوان و حالت غیرمادی و غیرقابل لمس است.....همین لم را میشود برای مراتبی در نظر گرفت که پای مادیات به شکلهای مختلف وسط باشد که قابل لمستر میباشد با در نظر گرفتن ِ اینکه برخورداریها و داشتههای مادی میتواند در عمق خود عناوین و ارزشهای کاذب را هم داشته باشند.....یعنی این بده و بستانهای مادی و معاملاتی هم در شکل افراطی و غیرطبیعی خودش کاملا با بازی و بردوباخت در بازیهای دونفره و یا جمعی قابلیت انطباق دارد.....
تیلههای رنگارنگ و براق که برای بچهها حکم دارائیهایی ارزشمند و جذاب را دارند در نظر بزرگترها ارزش مادی چندانی ندارند و بر همین سیاق، دارائیهای مادی و متنوع نمیتواند تیلههایی ارزشمند و معنوی باشند......
۲۹؍۱۱؍۱۳۹۱ ۲۲:۱۳
نکته مهم این است که مشاهده حال بد اصل باشد. نه داشتن و یا آرزوی حال خوب! مشاهده ی بدون غرق شدن در حال بد یا سرکوب آن.
اینکه مثلاً امروز 3 بار موفق شدم حال بد را مشاهده کنم و کمی تا قسمتی در آن حضور داشته ام و کامل در آن غرق نشدم. گام بزرگی است در مسیر مشاهده کردن بدون رد و قبول.
آرزوی حریصانه ی حال خوب، انکار حال بد یا وانمود کردن یا توقع اینکه من نباید حال بد داشته باشم، نوعی سرکوب حال بد است. همان رد کردن آن است و مانند غرق شدن کامل در حال بد، مانع مشاهده گری است.
اینکه مثلاً امروز 3 بار موفق شدم حال بد را مشاهده کنم و کمی تا قسمتی در آن حضور داشته ام و کامل در آن غرق نشدم. گام بزرگی است در مسیر مشاهده کردن بدون رد و قبول.
آرزوی حریصانه ی حال خوب، انکار حال بد یا وانمود کردن یا توقع اینکه من نباید حال بد داشته باشم، نوعی سرکوب حال بد است. همان رد کردن آن است و مانند غرق شدن کامل در حال بد، مانع مشاهده گری است.
نظر شما