۸؍۱۲؍۱۳۹۱ ۶:۳۲
یک عمر تو را به هر کجایی بردم
هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم
حالا تو بمان وقصه ات راحت باش
از بس نرسیدم به تو آخر مردم
(مریم حیدرزاده)
هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم
حالا تو بمان وقصه ات راحت باش
از بس نرسیدم به تو آخر مردم
(مریم حیدرزاده)
۸؍۱۲؍۱۳۹۱ ۱۷:۱
با سلام
تا اینجای مطالبی که شنیده شد و خوانده شد اینگونه برداشت میشود که به نوعی حتی ناخواسته ذهن و هویت فکری، در جهت حفظ تصویری بوده که به دیگران ارائه شده.
این جمله پانویس خیلی زیباست که ما در تمامی مراحل زندگی و حتی کل زندگی و مواجهه با پیش امدهای آن حالت پشت کنکوری را داریم و در صدد ارائه تصویری که به دیگران داده ایم هستیم.
یعنی میخواهیم مسابقه راببریم. مسابقه ای که در آن تصویری از خود برای دیگران ترسیم کرده و میکنیم. خب مسلم اینست که من دائم در تشویش و اضطرابم که مبادا نتوانم "خود" و "من" را طبق تصویر برداری قبلی نشان بدهم و این بدبختی بزرگی ست و نمیگذارد آب خوش از گلویمان پائین برود.
تا اینجای مطالبی که شنیده شد و خوانده شد اینگونه برداشت میشود که به نوعی حتی ناخواسته ذهن و هویت فکری، در جهت حفظ تصویری بوده که به دیگران ارائه شده.
این جمله پانویس خیلی زیباست که ما در تمامی مراحل زندگی و حتی کل زندگی و مواجهه با پیش امدهای آن حالت پشت کنکوری را داریم و در صدد ارائه تصویری که به دیگران داده ایم هستیم.
یعنی میخواهیم مسابقه راببریم. مسابقه ای که در آن تصویری از خود برای دیگران ترسیم کرده و میکنیم. خب مسلم اینست که من دائم در تشویش و اضطرابم که مبادا نتوانم "خود" و "من" را طبق تصویر برداری قبلی نشان بدهم و این بدبختی بزرگی ست و نمیگذارد آب خوش از گلویمان پائین برود.
نظر شما