چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۲ ۲۲:۵۳
با سلام
خدا را شکر مغز کوچک اینجانب که علاقه چندانی به اینگونه وسایل ندارد(حکایت گوشت و نرسیدن دست گربه به آن!!!) ولی آنچه مسلم است اینست که هرچه از لحاظ وسایل ارتباطی و غیره پیشرفت حاصل میشود در ارتباط واقعی چه با انسانها و چه با محیط و طبیعت فاصله ایجاد میشود!
گیرم بتوانم با فکرم حرفم را به دیگری منتقل کنم یا ارتباطی برقرار کنم خب که چه؟!
البته مسئله ای که قابل توجه است اینست که این انرژی ساطع شده از مغز بصورت فکر چه عظیم است! اینجاست که می فهمیم وقتی گفته می شود ما با افکار واهی خود، انرزی های بسیاری را هدر می دهیم چیست.
بینی آن باشد که او بوئی برد
بوی او را جانب کوئی برد
خدا را شکر مغز کوچک اینجانب که علاقه چندانی به اینگونه وسایل ندارد(حکایت گوشت و نرسیدن دست گربه به آن!!!) ولی آنچه مسلم است اینست که هرچه از لحاظ وسایل ارتباطی و غیره پیشرفت حاصل میشود در ارتباط واقعی چه با انسانها و چه با محیط و طبیعت فاصله ایجاد میشود!
گیرم بتوانم با فکرم حرفم را به دیگری منتقل کنم یا ارتباطی برقرار کنم خب که چه؟!
البته مسئله ای که قابل توجه است اینست که این انرژی ساطع شده از مغز بصورت فکر چه عظیم است! اینجاست که می فهمیم وقتی گفته می شود ما با افکار واهی خود، انرزی های بسیاری را هدر می دهیم چیست.
بینی آن باشد که او بوئی برد
بوی او را جانب کوئی برد
چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۲ ۲۳:۲۰
جل الخالق
مثلا فکرا مطلب خود را بخواهید به ذهن ناقص من بفرستید! اگر در شرایطی باشم که حوصله دریافت مطلب شما را نداشته باشم چند بار سعی خواهید کرد؟!
جالب است خیلی
حد اقل اینطوری یک بار مینویسید و راحت میشوید ولی در صورت ارسال فکری احتمالا زحمت شما بیشتر می شود.! پس یا حضرت عباس ، بداد پانویس جان هم برس!
جانم ز هواهای تو یادی دارد
بیرون ز مرادها مرادی دارد
بر باد دهم خویش در این باده عشق
کاین باده ز سودای تو بادی دارد
مثلا فکرا مطلب خود را بخواهید به ذهن ناقص من بفرستید! اگر در شرایطی باشم که حوصله دریافت مطلب شما را نداشته باشم چند بار سعی خواهید کرد؟!
جالب است خیلی
حد اقل اینطوری یک بار مینویسید و راحت میشوید ولی در صورت ارسال فکری احتمالا زحمت شما بیشتر می شود.! پس یا حضرت عباس ، بداد پانویس جان هم برس!
جانم ز هواهای تو یادی دارد
بیرون ز مرادها مرادی دارد
بر باد دهم خویش در این باده عشق
کاین باده ز سودای تو بادی دارد
پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ۰:۴۸
سلام آقاى پانويس
(البته اين نظر من هست)
به نظر من (به اصطلاح) انسان با اين همه تكنولوژى كه براى فرار از خودش ابتكار و خلق كرده نياز ندارد. چرا كه هر چه بيشتر بيشتر براى خودش دام پهن مى كند و به خودش بيشتر هويت ميدهد.درست است كه خود من هم از نسل تكنولوژى و صنعت هستم و حتى در يك كشور پيشرفته زندگى ميكنم، اما هر چه با ديد عميق نگاه ميكنم هيچ چيز مطلوبى در اين همه پيشرفت نمى يابم. تكنولوژى حكم زنجير و حصار براى <خود> دارد و براى كسى كه از ذات خود جدا افتاده بسيار خطرناك مى باشد. و در تمثيلى هم مثل همان حكم بنگ و خمر دارد. صحيح است كه ظاهراً خيلى كارها را راحت كرده اما در چه راستايى؟ غير از اينست كه در فرمان نفس كنترل ميشود و خلق ميكند!.
گاهى به حيوانات حسودى ميكنم كه وابسته به هيچ چيز بيرونى نيستند و اصلاً به خود اشعار ندارند و كاملاً با هستى يكى هستند، و اگر هم وابسته شده اند مثل حيوانات دست آموز و اهلى بدست ما انسانهاى بيخرد شده اند. اين هستى بر نظم دقيقى و حساسى بنا شده و به طور طبيعى هر چيز ساخته شده توسط انسانها (البته اگر ما تنها موجودات به اصطلاح هوشمند باشيم ) رو پس ميزنه شايد در همون لحظه نه يا حتى چند صد سال تحمل كنه اما براى اون مثل يه زائده مي ماند و بايد حذف شود( كارِ يك نيروىِ غيبى نيست كه از آسمان يا هر جاى ديگرى بياد خود ما انسانها آن را پس ميزنيم ) تكنولوژى بلاى جان ما انسانها ميگردد كه انسان از نظر روانى هيچ احساس آرامشى نميكند زيرا بقاى جسمى اش و روانى اش كاملاً وابسته به تكنولوژى ميگردد. (جاى صحبت زياد دارد و من هم اصلاً به عينك و هدفون اشاره اى نكردم زيرا فكر نميكنم مشكل ما عينك و هدفون الكترونيكى باشد!.)
الان اين ارتباط ذهنى را به من داد
با تشكر از شما براى كارهاى خوب تان

(البته اين نظر من هست)
به نظر من (به اصطلاح) انسان با اين همه تكنولوژى كه براى فرار از خودش ابتكار و خلق كرده نياز ندارد. چرا كه هر چه بيشتر بيشتر براى خودش دام پهن مى كند و به خودش بيشتر هويت ميدهد.درست است كه خود من هم از نسل تكنولوژى و صنعت هستم و حتى در يك كشور پيشرفته زندگى ميكنم، اما هر چه با ديد عميق نگاه ميكنم هيچ چيز مطلوبى در اين همه پيشرفت نمى يابم. تكنولوژى حكم زنجير و حصار براى <خود> دارد و براى كسى كه از ذات خود جدا افتاده بسيار خطرناك مى باشد. و در تمثيلى هم مثل همان حكم بنگ و خمر دارد. صحيح است كه ظاهراً خيلى كارها را راحت كرده اما در چه راستايى؟ غير از اينست كه در فرمان نفس كنترل ميشود و خلق ميكند!.
گاهى به حيوانات حسودى ميكنم كه وابسته به هيچ چيز بيرونى نيستند و اصلاً به خود اشعار ندارند و كاملاً با هستى يكى هستند، و اگر هم وابسته شده اند مثل حيوانات دست آموز و اهلى بدست ما انسانهاى بيخرد شده اند. اين هستى بر نظم دقيقى و حساسى بنا شده و به طور طبيعى هر چيز ساخته شده توسط انسانها (البته اگر ما تنها موجودات به اصطلاح هوشمند باشيم ) رو پس ميزنه شايد در همون لحظه نه يا حتى چند صد سال تحمل كنه اما براى اون مثل يه زائده مي ماند و بايد حذف شود( كارِ يك نيروىِ غيبى نيست كه از آسمان يا هر جاى ديگرى بياد خود ما انسانها آن را پس ميزنيم ) تكنولوژى بلاى جان ما انسانها ميگردد كه انسان از نظر روانى هيچ احساس آرامشى نميكند زيرا بقاى جسمى اش و روانى اش كاملاً وابسته به تكنولوژى ميگردد. (جاى صحبت زياد دارد و من هم اصلاً به عينك و هدفون اشاره اى نكردم زيرا فكر نميكنم مشكل ما عينك و هدفون الكترونيكى باشد!.)
الان اين ارتباط ذهنى را به من داد
با تشكر از شما براى كارهاى خوب تان

پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ۰:۵۶
خیلی جالب بود. نمیدونستم این تکنولوژی تجاری شده و به بازار اومده.
این هم مثل هر تکنولوژی دیگهای بستگی داره دست کی بیفته و چه جور استفادهای ازش بشه.
این هم مثل هر تکنولوژی دیگهای بستگی داره دست کی بیفته و چه جور استفادهای ازش بشه.
پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ۱:۴
سلام آقاى پانويس
(البته اين نظر من هست)
به نظر من (به اصطلاح) انسان با اين همه تكنولوژى كه براى فرار از خودش ابتكار و خلق كرده نياز ندارد. چرا كه هر چه بيشتر بيشتر براى خودش دام پهن مى كند و به خودش بيشتر هويت ميدهد.درست است كه خود من هم از نسل تكنولوژى و صنعت هستم و حتى در يك كشور پيشرفته زندگى ميكنم، اما هر چه با ديد عميق نگاه ميكنم هيچ چيز مطلوبى در اين همه پيشرفت نمى يابم. تكنولوژى حكم زنجير و حصار براى <خود> دارد و براى كسى كه از ذات خود جدا افتاده بسيار خطرناك مى باشد. و در تمثيلى هم مثل همان حكم بنگ و خمر دارد. صحيح است كه ظاهراً خيلى كارها را راحت كرده اما در چه راستايى؟ غير از اينست كه در فرمان نفس كنترل ميشود و خلق ميكند!.
گاهى به حيوانات حسودى ميكنم كه وابسته به هيچ چيز بيرونى نيستند و اصلاً به خود اشعار ندارند و كاملاً با هستى يكى هستند، و اگر هم وابسته شده اند مثل حيوانات دست آموز و اهلى بدست ما انسانهاى بيخرد شده اند. اين هستى بر نظم دقيقى و حساسى بنا شده و به طور طبيعى هر چيز ساخته شده توسط انسانها (البته اگر ما تنها موجودات به اصطلاح هوشمند باشيم ) رو پس ميزنه شايد در همون لحظه نه يا حتى چند صد سال تحمل كنه اما براى اون مثل يه زائده مي ماند و بايد حذف شود( كارِ يك نيروىِ غيبى نيست كه از آسمان يا هر جاى ديگرى بياد خود ما انسانها آن را پس ميزنيم ) تكنولوژى بلاى جان ما انسانها ميگردد كه انسان از نظر روانى هيچ احساس آرامشى نميكند زيرا بقاى جسمى اش و روانى اش كاملاً وابسته به تكنولوژى ميگردد. (جاى صحبت زياد دارد و من هم اصلاً به عينك و هدفون اشاره اى نكردم زيرا فكر نميكنم مشكل ما عينك و هدفون الكترونيكى باشد!.)
الان اين ارتباط ذهنى را به من دادhttp://www.blogfa.com/cmt/images/1.gif
با تشكر از شما براى كارهاى خوب تان
(البته اين نظر من هست)
به نظر من (به اصطلاح) انسان با اين همه تكنولوژى كه براى فرار از خودش ابتكار و خلق كرده نياز ندارد. چرا كه هر چه بيشتر بيشتر براى خودش دام پهن مى كند و به خودش بيشتر هويت ميدهد.درست است كه خود من هم از نسل تكنولوژى و صنعت هستم و حتى در يك كشور پيشرفته زندگى ميكنم، اما هر چه با ديد عميق نگاه ميكنم هيچ چيز مطلوبى در اين همه پيشرفت نمى يابم. تكنولوژى حكم زنجير و حصار براى <خود> دارد و براى كسى كه از ذات خود جدا افتاده بسيار خطرناك مى باشد. و در تمثيلى هم مثل همان حكم بنگ و خمر دارد. صحيح است كه ظاهراً خيلى كارها را راحت كرده اما در چه راستايى؟ غير از اينست كه در فرمان نفس كنترل ميشود و خلق ميكند!.
گاهى به حيوانات حسودى ميكنم كه وابسته به هيچ چيز بيرونى نيستند و اصلاً به خود اشعار ندارند و كاملاً با هستى يكى هستند، و اگر هم وابسته شده اند مثل حيوانات دست آموز و اهلى بدست ما انسانهاى بيخرد شده اند. اين هستى بر نظم دقيقى و حساسى بنا شده و به طور طبيعى هر چيز ساخته شده توسط انسانها (البته اگر ما تنها موجودات به اصطلاح هوشمند باشيم ) رو پس ميزنه شايد در همون لحظه نه يا حتى چند صد سال تحمل كنه اما براى اون مثل يه زائده مي ماند و بايد حذف شود( كارِ يك نيروىِ غيبى نيست كه از آسمان يا هر جاى ديگرى بياد خود ما انسانها آن را پس ميزنيم ) تكنولوژى بلاى جان ما انسانها ميگردد كه انسان از نظر روانى هيچ احساس آرامشى نميكند زيرا بقاى جسمى اش و روانى اش كاملاً وابسته به تكنولوژى ميگردد. (جاى صحبت زياد دارد و من هم اصلاً به عينك و هدفون اشاره اى نكردم زيرا فكر نميكنم مشكل ما عينك و هدفون الكترونيكى باشد!.)
الان اين ارتباط ذهنى را به من دادhttp://www.blogfa.com/cmt/images/1.gif
با تشكر از شما براى كارهاى خوب تان
پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ۱۱:۲۵
چه جالب.
چون آسمان تاثیر پذیری انسان یک مرتبه از امواج الکترومغناطیس بالاتر است، به نظر من هیچ زمانی هیچ اتفاقی نمی افته. خلاصه امر اینکه امواج باید در مغز تفسیر شود. و حرف آخر را اختیار میزند.
یعنی، این انرژی موج وارده نیست که ما را به حرکت وا میدارد. که یکی به دیگری میگوید «راه برو» بلکه تفسیر آن است در آسمانی بالاتر.
به هر حال،
اصلا و اصلا و اصلا جای نگرانی نیست.
من احساس میکنم، یا جامعه را از بین میبرد، یا کاری نمی کند. اینکه بتواند خلل متوسطی ایجاد کند، بعید میدانم. در نتیجه همچنان بستر حیات و آزمایش مهیاست و اختیار و عکسالعمل چیزی است که تکنولوژی به آن راهی ندارد.
چون آسمان تاثیر پذیری انسان یک مرتبه از امواج الکترومغناطیس بالاتر است، به نظر من هیچ زمانی هیچ اتفاقی نمی افته. خلاصه امر اینکه امواج باید در مغز تفسیر شود. و حرف آخر را اختیار میزند.
یعنی، این انرژی موج وارده نیست که ما را به حرکت وا میدارد. که یکی به دیگری میگوید «راه برو» بلکه تفسیر آن است در آسمانی بالاتر.
به هر حال،
اصلا و اصلا و اصلا جای نگرانی نیست.
من احساس میکنم، یا جامعه را از بین میبرد، یا کاری نمی کند. اینکه بتواند خلل متوسطی ایجاد کند، بعید میدانم. در نتیجه همچنان بستر حیات و آزمایش مهیاست و اختیار و عکسالعمل چیزی است که تکنولوژی به آن راهی ندارد.
پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ۱۴:۵
سلام
"تناقص"
چون رخت را نیست در خوبی امید
خواه گلگونه نه و خواهی مداد


"تناقص"
چون رخت را نیست در خوبی امید
خواه گلگونه نه و خواهی مداد


پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ۱۴:۳۰
سلام
من فکر می کنم این امکان هم باید باشد که بدون تکنولوژی ( هر نوع عینک و گوشی و ... ) انسانها از طریق صادر کردن و دریافت امواج با هم ارتباط برقرار کنند. شاید بشر اینقدر این ابزارها را کوچک و کوچکتر تولید کند که در نهایت به حذف آن منجر شود. !!!!!!!!!!!!!!!! و بماند فقط ( انسان ) !!!!!!!!!
شاید الان به دلیل اینکه حضور یکپارچه و متمرکزی نداریم نمی توانیم امواج را درک کنیم.
منظورم اینست که شاید مغز ما بهترین دریافت کننده و صادرکننده ی امواج باشد. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من فکر می کنم این امکان هم باید باشد که بدون تکنولوژی ( هر نوع عینک و گوشی و ... ) انسانها از طریق صادر کردن و دریافت امواج با هم ارتباط برقرار کنند. شاید بشر اینقدر این ابزارها را کوچک و کوچکتر تولید کند که در نهایت به حذف آن منجر شود. !!!!!!!!!!!!!!!! و بماند فقط ( انسان ) !!!!!!!!!
شاید الان به دلیل اینکه حضور یکپارچه و متمرکزی نداریم نمی توانیم امواج را درک کنیم.
منظورم اینست که شاید مغز ما بهترین دریافت کننده و صادرکننده ی امواج باشد. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۲ ۸:۳۲
سلام
ویدئوها را هنوز ندیده ام اما آنچه از موضوع دستگیرم شد خوشحالم کرد خوب بستگی دارد این ابزارهای پیشرفته دست چه کسی باشد و از آنها چه بخواهد در این صورت خیلی هم موجب نجات انسان از بدبختی است و زحمت آدم را کم می کند مگر زمانیکه این ابزارها نبودند بشر کم شر بپا کرده که الان از اینها بترسد پس اگر با دید مثبت به این ابزارها نگاه کنم حتی اگر روزی انسان بتواند ذهن و افکار آدمها هم را توسط این ابزارهای پیشرفته بخواند بنظر من حادثه نیک و توفیق اجباری برای بشر است چرا که مجبور میشود هویت فکری را که کاری جز شیطنت و شرارت برای خود و جهان ودیگر انسانها ندارد، وانهد چون ذهن انرژی زیادی صرف می کند تا نیت پنهانی اش از اعمال و افکار و رفتارهایش برای دیگران پوشیده بماند حتی صاحب خودش را هم آنقدر می پیچاند تا از حیله ها و نقشه های پلیدش آگاه نشود و جوری اهدافش را متحقق می سازد که انگاری خودبخود اینطور شده و یا خدا چنین خواسته است ، این نوع تکنولوژی برای خودش یکنوع تحقق قیامت است که برای انسان اتفاق می افتد و علیرغم میل قلبی اش اسرار درون را آشکار میسازد، اولش شوکه میشود ، درد می کشد اما بعدش بناچار که پذیرفت دیگر خلاص میشود.پر واضح است که دوای درد انسان در درونش است و نیازی به ابزارهای بیرونی ندارد همین خودشناسی و آگاهی که کارکرد درونی دارد بالذاته دارای چنین خاصیتی است یعنی اگر انسان در آن جدی باشد و در همه حال و وضعیت، آگاهانه شاهد کارکرد حیله گرانه و شیطنت آمیز ذهن هزارلایش باشد مگر چقدر می تواند با بیخیالی و آسودگی خاطر نگاه کند، زجر بکشد و همچنان به پلیدیهایش ادامه بدهد مگر اینکه در این کار جدیت و عمق نداشته باشد ویا خودشناسی را هم بصورت دانش برای اضافه کردن به هویت روانیش انتخاب کرده باشد، خودشناسی "من" را هر چقدر هم پنهان باشد به آدم لو می دهد ، خودشناسی و آگاهی حاصل از آن است که با باز کردن خوابهای پیچیده درونی ترین لایه های هویتی ذهن را برای انسان برملا می کند ویا وقتی حرفی یا مطلبی در مورد کارکرد هویتی ذهن واعمال، رفتار و کردارناشی از آن از کسی می شنوم و می خوانم، نوع واکنشها و بی واکنشی های من در آن لحظه برملا کننده کیفیت روحی و روانی من است
ویدئوها را هنوز ندیده ام اما آنچه از موضوع دستگیرم شد خوشحالم کرد خوب بستگی دارد این ابزارهای پیشرفته دست چه کسی باشد و از آنها چه بخواهد در این صورت خیلی هم موجب نجات انسان از بدبختی است و زحمت آدم را کم می کند مگر زمانیکه این ابزارها نبودند بشر کم شر بپا کرده که الان از اینها بترسد پس اگر با دید مثبت به این ابزارها نگاه کنم حتی اگر روزی انسان بتواند ذهن و افکار آدمها هم را توسط این ابزارهای پیشرفته بخواند بنظر من حادثه نیک و توفیق اجباری برای بشر است چرا که مجبور میشود هویت فکری را که کاری جز شیطنت و شرارت برای خود و جهان ودیگر انسانها ندارد، وانهد چون ذهن انرژی زیادی صرف می کند تا نیت پنهانی اش از اعمال و افکار و رفتارهایش برای دیگران پوشیده بماند حتی صاحب خودش را هم آنقدر می پیچاند تا از حیله ها و نقشه های پلیدش آگاه نشود و جوری اهدافش را متحقق می سازد که انگاری خودبخود اینطور شده و یا خدا چنین خواسته است ، این نوع تکنولوژی برای خودش یکنوع تحقق قیامت است که برای انسان اتفاق می افتد و علیرغم میل قلبی اش اسرار درون را آشکار میسازد، اولش شوکه میشود ، درد می کشد اما بعدش بناچار که پذیرفت دیگر خلاص میشود.پر واضح است که دوای درد انسان در درونش است و نیازی به ابزارهای بیرونی ندارد همین خودشناسی و آگاهی که کارکرد درونی دارد بالذاته دارای چنین خاصیتی است یعنی اگر انسان در آن جدی باشد و در همه حال و وضعیت، آگاهانه شاهد کارکرد حیله گرانه و شیطنت آمیز ذهن هزارلایش باشد مگر چقدر می تواند با بیخیالی و آسودگی خاطر نگاه کند، زجر بکشد و همچنان به پلیدیهایش ادامه بدهد مگر اینکه در این کار جدیت و عمق نداشته باشد ویا خودشناسی را هم بصورت دانش برای اضافه کردن به هویت روانیش انتخاب کرده باشد، خودشناسی "من" را هر چقدر هم پنهان باشد به آدم لو می دهد ، خودشناسی و آگاهی حاصل از آن است که با باز کردن خوابهای پیچیده درونی ترین لایه های هویتی ذهن را برای انسان برملا می کند ویا وقتی حرفی یا مطلبی در مورد کارکرد هویتی ذهن واعمال، رفتار و کردارناشی از آن از کسی می شنوم و می خوانم، نوع واکنشها و بی واکنشی های من در آن لحظه برملا کننده کیفیت روحی و روانی من است
شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۲ ۸:۳۴
ادامه
اگر رنجشی ازحرف کسی در ذهن احساس میشود، ویا فکر می کنم آن موضوع در ارتباط با رفتار ویا حرف من بوده است واضح است که چیزی از همان جنس در درون من است که به فکرکردن وادارم کرده است وگرنه براحتی از کنارش رد میشدم و ذره ای فکربه ذهن راه نمی دادم حتی اگرواقعا اشاره اش به من بوده باشد بنابراین فکر می کنم اگر همه انسانها در اصالتشان باشند و چون ذات و حقیقت در همه یکی است براحتی بتوانند حتی اگر به لحاظ مکانی از یکدیگر دور باشند باهم ارتباط ذهنی برقرار کنند البته منظور ذهنی که از تصاویر و اوهام پاک شده و در خدمت ذات درون درآمده و گیرنده و فرستنده هایش بسیار حساس و هشیار شده است.ذهن می گوید این حقیقت هر چه که باشد نور، ذره، موج ، نت ، بو، لطیف، خبیر درهمه چیز و همه جا جاری و ساریست ودر همه یکیست. الله و اعلم
اگر رنجشی ازحرف کسی در ذهن احساس میشود، ویا فکر می کنم آن موضوع در ارتباط با رفتار ویا حرف من بوده است واضح است که چیزی از همان جنس در درون من است که به فکرکردن وادارم کرده است وگرنه براحتی از کنارش رد میشدم و ذره ای فکربه ذهن راه نمی دادم حتی اگرواقعا اشاره اش به من بوده باشد بنابراین فکر می کنم اگر همه انسانها در اصالتشان باشند و چون ذات و حقیقت در همه یکی است براحتی بتوانند حتی اگر به لحاظ مکانی از یکدیگر دور باشند باهم ارتباط ذهنی برقرار کنند البته منظور ذهنی که از تصاویر و اوهام پاک شده و در خدمت ذات درون درآمده و گیرنده و فرستنده هایش بسیار حساس و هشیار شده است.ذهن می گوید این حقیقت هر چه که باشد نور، ذره، موج ، نت ، بو، لطیف، خبیر درهمه چیز و همه جا جاری و ساریست ودر همه یکیست. الله و اعلم
شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۲ ۱۳:۳۴
محصولی مشابه:
https://www.facebook.com/interaxon
https://www.facebook.com/interaxon
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ ۰:۲۳
به نظر من این پیشرفت ها در نهایت منجر به افزایش آگاهی افراد میشود.
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ ۹:۱۶
سلام
من فکر میکنم این بیشتر یک بلوف باشه
من که این دستگاه رو ندیدم و باهاش کار نکردم.نمیگم همچین چیزی امکان نداره اما در حال حاضر بسیار بعیده.
اینکه مغز چند میلیون موج دارهو ترکیب چند تا از اونها تشکیل ی فکر یا ی کلمه رو میده آیا به نظرتون کامپیوترهایی حاضر که دو خالته هستند همچین قدرتی رو دارند؟
بسیار بعیده شاید روزی که منتق فازی جایگزین بشه و دستگاهی بر مبنای اون ساخته بشه ممکن بشه.
بد نیست راجه به یکی از ساده ترین برنامه ها که کامپیوتر به سختی میتونه بفهمه نظری بندازیم.
چیزی به نام کپچا که کبمپیوتر به سادگی نمیتونه تحلیلش کنه.
این که دیگه فکره
واقعا بعیده.
من فکر میکنم این بیشتر یک بلوف باشه
من که این دستگاه رو ندیدم و باهاش کار نکردم.نمیگم همچین چیزی امکان نداره اما در حال حاضر بسیار بعیده.
اینکه مغز چند میلیون موج دارهو ترکیب چند تا از اونها تشکیل ی فکر یا ی کلمه رو میده آیا به نظرتون کامپیوترهایی حاضر که دو خالته هستند همچین قدرتی رو دارند؟
بسیار بعیده شاید روزی که منتق فازی جایگزین بشه و دستگاهی بر مبنای اون ساخته بشه ممکن بشه.
بد نیست راجه به یکی از ساده ترین برنامه ها که کامپیوتر به سختی میتونه بفهمه نظری بندازیم.
چیزی به نام کپچا که کبمپیوتر به سادگی نمیتونه تحلیلش کنه.
این که دیگه فکره
واقعا بعیده.
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ ۱۳:۵
خوبی ایکیا؟!
آقای پانویس نوشته که خودش اون رو تست کرده اونوقت میگی بلوفه؟!
ویدیوها و سایت رو اصلن دیدی؟
آقای پانویس نوشته که خودش اون رو تست کرده اونوقت میگی بلوفه؟!
ویدیوها و سایت رو اصلن دیدی؟
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ ۱۶:۲۵
سلام چرخنده جان
بد نیستم شکرخدا
دلیل شما قانع کننده نیست دوست عزیز
اینکه آقای پانویس بگه درسته که دلیل نمیشه.
میشه؟؟
شما خودت اینو تست کردی؟؟
با دیدن چند تا ویدیو و گفته یه نفر همچین چیزی رو به این سادگی قبول میکنی؟
راستشو بخای در مورد همچین وسیله ای من تا خودم نبینم باور نمیکنم.
ایشالله پولدار شدم یکیشو میخرم.
اما این پست من بهانه خوبی شد که ببینیم افرادی که میان این سایت هم چقدر دچار اتوریته هستند.
جالبتر اینکه چرخنده عزیز فقط کلمه بلوف رو در حرفهای من توجه کردن ولی بقیه حرفها و اینکه من گفتم فکر میکنم این بیشتر بلوف باشه و من با اطلاعات خودم میتونم اینو فکر کنم.
دوستای خوبم به عمل کار برآید ....
بد نیستم شکرخدا
دلیل شما قانع کننده نیست دوست عزیز
اینکه آقای پانویس بگه درسته که دلیل نمیشه.
میشه؟؟
شما خودت اینو تست کردی؟؟
با دیدن چند تا ویدیو و گفته یه نفر همچین چیزی رو به این سادگی قبول میکنی؟
راستشو بخای در مورد همچین وسیله ای من تا خودم نبینم باور نمیکنم.
ایشالله پولدار شدم یکیشو میخرم.
اما این پست من بهانه خوبی شد که ببینیم افرادی که میان این سایت هم چقدر دچار اتوریته هستند.
جالبتر اینکه چرخنده عزیز فقط کلمه بلوف رو در حرفهای من توجه کردن ولی بقیه حرفها و اینکه من گفتم فکر میکنم این بیشتر بلوف باشه و من با اطلاعات خودم میتونم اینو فکر کنم.
دوستای خوبم به عمل کار برآید ....
سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲ ۰:۴۶
اگر فکر میکنی به خاطر اتوریته دونستن آقای پانویس حرف ایشون رو قبول کردم، پس تو هم بخاطر اتوریته دونستن آقای پانویس می خواهی یکیش رو بخری!

توصیه می کنم فیلمهاش رو حتمن ببین

توصیه می کنم فیلمهاش رو حتمن ببین
سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲ ۱۱:۷
سلام چرخنده جان
من اگه پول اضافه داشته باشم میخرم چون کار تخصصیم همینه
من ویدیو ها رو دیدم اما دلیل اینکه قبول نکردم اینه که هنوز مکانیسم منطقیش رو نفهمیدم.
مثلا در مورد قلمهای نوری و صفحات لمسی چندین مقاله خوندم تا مکانیسمشو بفهمم با اینکه باهاشون کار هم میکردم.
کلا دوست دارم پشت صحنه این جور وسایل رو بدونم که سوال ذهنم برطرف بشه.برام جالبه.
من اگه پول اضافه داشته باشم میخرم چون کار تخصصیم همینه
من ویدیو ها رو دیدم اما دلیل اینکه قبول نکردم اینه که هنوز مکانیسم منطقیش رو نفهمیدم.
مثلا در مورد قلمهای نوری و صفحات لمسی چندین مقاله خوندم تا مکانیسمشو بفهمم با اینکه باهاشون کار هم میکردم.
کلا دوست دارم پشت صحنه این جور وسایل رو بدونم که سوال ذهنم برطرف بشه.برام جالبه.

شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۲ ۱۷:۳۰
ای کاش هر چه زودتر وسیله ای ساخته بشه که افراد بتونند فکر همدیگر را ببینند .اینجوری توفیق اجباری نسیب بشر میشه و همه سعی میکنند در لحظه حضور داشته باشند و ظاهر و باطن شان یکی باشد..
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ ۵:۵۰
مقاله ای جالب در همین مورد:
http://marde-rooz.com/?p=17440
http://marde-rooz.com/?p=17440
شنبه ۹ آذر ۱۳۹۲ ۱۷:۲۱
سلام وب خیلی جالبی دارید، ولی ای کاش اسمتونو می نوشتید!
اینکه تو نوشتتون گفتید "القصه" منو یادِ یه نفر انداخت!
اینکه تو نوشتتون گفتید "القصه" منو یادِ یه نفر انداخت!
نظر شما