tabkom
۲۵؍۲؍۱۳۹۲ ۱۹:۳۹
لایک!!....بله حقیقتا لایک.........😊
امیر
۲۵؍۲؍۱۳۹۲ ۲۱:۴۰
سلام
الان من اگر به یک سوال بربخورم آیا نباید دنبال جواب این سوال بروم ؟
یا  منظور شما این هست که بدون سوال، دنبال انباشتن علم نروم ؟
لطفا روشنترش کنید .

---
امیر عزیز، آیا مباحث خودشناسی جلسات شرح مثنوی را قبلاً گوش داده‌اید؟
ساناز م.
۲۶؍۲؍۱۳۹۲ ۰:۴۴
حقیقتا همینطور است...
🌹❤️
سعیدی
۲۶؍۲؍۱۳۹۲ ۸:۴۸
هر کس از کانال وجودی خویش ارتباط برقرار می کند. لذا هر سخنی مانند باده است برای او که آنچنان را آنچنانتر می کند.

قرآن و سخنان مغزدار همجون مثنوی نیز همین خاصیت را دارند.

دیدهٔ تن دایما تن‌بین بود
دیدهٔ جان جان پر فن بین بود

پس ز نقش لفظهای مثنوی
صورتی ضالست و هادی معنوی

در نبی فرمود کین قرآن ز دل
هادی بعضی و بعضی را مضل
یلدا
۲۹؍۲؍۱۳۹۲ ۱۷:۱۵
ما همه شیران ولی شیر علم!
حمله مان از باد باشد دم به دم!
علی
۳۰؍۲؍۱۳۹۲ ۱۶:۴۲
بهتر نبود این مطلب را در همان جلسه با آقای مروتی هم مطرح می کردید ؟
مگر مولانا و سهروردی و...... عالم به علم و دانش نبودند ؟
نه دانش سد راه است و نه نادانی مزیت .
سیاه و سفید نبینیم .
پاسخ: ایشان خودشان استادند و دانشمند! با دقت گوش کنید همان جلسه را، متوجه می‌شوید.
دانش سد است و "ابلهی" نه مزیت، خلاصی!
نظر شما
😊
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد