morteza.deyanatdar
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۴:۵۲
هر ستم از چشمت آيد عذر مي‌خواهد لبت     
تلخي بادام را شكّر تلافي مي‌كند

صائب تبريزي

morteza.deyanatdar
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۵:۵
آقا یکی دیگه:

از پی هر بوسه اش یک نیشگون از ما گرفت
هم عسل خوردیم و هم زنبور ما را نیش زد
morteza.deyanatdar
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۵:۸
آقا اجازه یکی دیگه:

دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی است
که اگر باز ستانند دو چندان گردد
یلدا
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۶:۱۱
ش...
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۹:۷
نیست در این گفته من سوسه ای
گر تو به من قرض دهی بوسه ای
   بوسه ای دیگر سر آن مینهم
لحظه دیگر به تو پس میدهم !
morteza.deyanatdar
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۹:۱۴
این یکی هم از خودم

خوشا زیر درخت اُکالیپتوس
زنم بر گونه و لبهای او بوس

شبدیز
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۰:۲۰
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
tabkom
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۹:۳۱
عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند،
نه چنان است گمانم که گناهی بکند.

من به عاشق، نه همین رخصت دیدار دهم،
بوسه را نیز دهم اذن که گاهی بکند!
morteza.deyanatdar
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۵:۵
آقا اجازه
دوباره از خودم

یک دو بوسی قرض، ده گاه وصول
بهره اش را هم دو چندان می دهم

همین!!!
سعیدی
سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۲:۲۷
نازکم چون قرض گیرد بوسه ای
بهره اش را ده برابر می دهد!

* فله عشر امثالها
booria
سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۷:۳۴
اين سخن پایان ندارد آن عرب
ماند از الطاف آن شه در عجب
خواست دیوانه شدن عقلش رمید
دست عقل مصطفی بازش کشید
!
سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۶:۰
پانویس جان خدا خیرت بده بحث بوسه ی لبه چرا دست لاک زده گذاشتی؟ یه لب ماتیک زده میزدی هم به شعره میخورد هم ملت صفا میکردن هم روح حافظ خدابیامرز شاد می شد.
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد