پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ ۱۹:۲۱

جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ ۲۳:۱۲
سلام
"اگر ما لب از این "قوت حیوانی"، از این "طعام و شراب" فرو ببندیم، بر سر سفرهٔ آسمانی که نور بر روی آن چیدهاند خواهیم نشست. خوان و سفرهای که بر آن نور سرو میشود!"
چند سال پیش دوستی می گفت در یکی از شب های ماه رمضان خواب دیدم در تاریکی شب رفتم حیاط، قرص کامل ماه بود و تماشایش می کردم که یکباره صحنه ای بر آن ظاهر شد که بینهایت سفره های افطاری در آن گشوده بودند و در کنار هر سفره یک سماور بزرگ و دور تا دور آن زنان و مردان و کودکان با ظاهری بسیار معمولی و زنان با چادرهای سفید گل گلی نشسته بودند و افطاری می خوردند آن فضا بقدری روشن، معنوی و آرامش عمیق بر آن حاکم بود که حس کردم در حضور خدا و در"میهمانی خدا"می باشند و آن آرامش و معنویت عمیق از جانب ماه بسویم سرازیر می شد طوریکه وقتی خواستم اهالی خانه را صدا بزنم که بیایند تماشا ،سنگینی آرامش مانع حرف زدنم شد
"اگر ما لب از این "قوت حیوانی"، از این "طعام و شراب" فرو ببندیم، بر سر سفرهٔ آسمانی که نور بر روی آن چیدهاند خواهیم نشست. خوان و سفرهای که بر آن نور سرو میشود!"
چند سال پیش دوستی می گفت در یکی از شب های ماه رمضان خواب دیدم در تاریکی شب رفتم حیاط، قرص کامل ماه بود و تماشایش می کردم که یکباره صحنه ای بر آن ظاهر شد که بینهایت سفره های افطاری در آن گشوده بودند و در کنار هر سفره یک سماور بزرگ و دور تا دور آن زنان و مردان و کودکان با ظاهری بسیار معمولی و زنان با چادرهای سفید گل گلی نشسته بودند و افطاری می خوردند آن فضا بقدری روشن، معنوی و آرامش عمیق بر آن حاکم بود که حس کردم در حضور خدا و در"میهمانی خدا"می باشند و آن آرامش و معنویت عمیق از جانب ماه بسویم سرازیر می شد طوریکه وقتی خواستم اهالی خانه را صدا بزنم که بیایند تماشا ،سنگینی آرامش مانع حرف زدنم شد
نظر شما