پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ ۲۰:۴۷


پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ ۲۳:۵
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:
هرچه خواهش ها سوی کاهش رود
روح و جانت رو به افزایش رود
روح و جانت رو به افزایش چو شد
زندگیت رو به آرامش رود
زندگیت رو به آرامش چو شد
هستی تو رو به آسایش رود
هستی تو رو به آسایش چو شد
نیست گردی، هستیت کاهش رود
نیستی بر هستیت چون چیره شد
کل هستی رو به پالایش رود
مرتضی خامش وگر نه مدعی
می کند پرخاش و فرمایش رود
همین!!!
مرتضی میگه:
هرچه خواهش ها سوی کاهش رود
روح و جانت رو به افزایش رود
روح و جانت رو به افزایش چو شد
زندگیت رو به آرامش رود
زندگیت رو به آرامش چو شد
هستی تو رو به آسایش رود
هستی تو رو به آسایش چو شد
نیست گردی، هستیت کاهش رود
نیستی بر هستیت چون چیره شد
کل هستی رو به پالایش رود
مرتضی خامش وگر نه مدعی
می کند پرخاش و فرمایش رود
همین!!!

جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ ۱:۱۷
آيا براي گرفتن روزه دروني ( سكوت ) بايد منتظر ماه و سال خاصي بود ؟
مگر نه آنكه مومنان همواره در حال نمازند ( ذكر حقيقت با سكوت دروني )
پس فايده اين ماه ها چيست ؟ ماه رمضان چه فرقي با عيد نوروز و روز مادر و ... دارد ؟
مگر نه آنكه مومنان همواره در حال نمازند ( ذكر حقيقت با سكوت دروني )
پس فايده اين ماه ها چيست ؟ ماه رمضان چه فرقي با عيد نوروز و روز مادر و ... دارد ؟
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ ۹:۱۹
درود بر شما
این حرفی که میزنم کاملا شخصیه و هیچ ادعایی روش ندارم اما برام سوال شده که آیا نباید این تیکه اول :
مبارک باد آمد ماه روزه
رهت خوش باد ای همراه روزه
شدم بر بام تا مه را ببینم
که بودم من به جان دلخواه روزه
نظر کردم کلاه از سر بیفتاد
سرم را مست کرد آن شاه روزه
به صورت ظاهری معنی بشه و بعد از جایی که خود مولانا وارد بطن حرف میشه شما هم در تفسیر به بطن برید ؟؟
این حرفی که میزنم کاملا شخصیه و هیچ ادعایی روش ندارم اما برام سوال شده که آیا نباید این تیکه اول :
مبارک باد آمد ماه روزه
رهت خوش باد ای همراه روزه
شدم بر بام تا مه را ببینم
که بودم من به جان دلخواه روزه
نظر کردم کلاه از سر بیفتاد
سرم را مست کرد آن شاه روزه
به صورت ظاهری معنی بشه و بعد از جایی که خود مولانا وارد بطن حرف میشه شما هم در تفسیر به بطن برید ؟؟
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ ۱۱:۳۴
.......
مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
در بهاري روشن از امواج نور
در زمستاني غبار آلود و دور
يا خزاني خالي از فرياد و شور
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين روزها
روز پوچي همچو روزان دگر
سايه اي ز امروز ها ‚ ديروزها
ديدگانم همچو دالانهاي تار
گونه هايم همچو مرمرهاي سرد
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود
من تهي خواهم شد از فرياد درد
مي خزند آرام روي دفترم
دستهايم فارغ از افسون شعر
ياد مي آرم كه در دستان من
روزگاري شعله ميزد خون شعر
خاك ميخواند مرا هر دم به خويش
مي رسند از ره كه در خاكم نهند
آه شايد عاشقانم نيمه شب
گل به روي گور غمناكم نهند
بعد من ناگه به يكسو مي روند
پرده هاي تيره دنياي من
چشمهاي ناشناسي مي خزند
روي كاغذها و دفترهاي من
در اتاق كوچكم پا مي نهد
بعد من با ياد من بيگانه اي
در بر آينه مي ماند به جاي
تار مويي نقش دستي شانه اي
مي رهم از خويش و ميمانم ز خويش
هر چه بر جا مانده ويران مي شود
روح من چون بادبان قايقي
در افقها دور و پنهان ميشود
مي شتابند از پي هم بي شكيب
روزها و هفته ها و ماهها
چشم تو در انتظار نامه اي
خيره ميماند به چشم راهها
ليك ديگر پيكر سرد مرا
مي فشارد خاك دامنگير خاك
بي تو دور از ضربه هاي قلب تو
قلب من ميپوسد آنجا زير خاك
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم ميشويند از رخسار سنگ
گور من گمنام مي ماند به راه
فارغ از افسانه هاي نام و ننگ
مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
در بهاري روشن از امواج نور
در زمستاني غبار آلود و دور
يا خزاني خالي از فرياد و شور
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين روزها
روز پوچي همچو روزان دگر
سايه اي ز امروز ها ‚ ديروزها
ديدگانم همچو دالانهاي تار
گونه هايم همچو مرمرهاي سرد
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود
من تهي خواهم شد از فرياد درد
مي خزند آرام روي دفترم
دستهايم فارغ از افسون شعر
ياد مي آرم كه در دستان من
روزگاري شعله ميزد خون شعر
خاك ميخواند مرا هر دم به خويش
مي رسند از ره كه در خاكم نهند
آه شايد عاشقانم نيمه شب
گل به روي گور غمناكم نهند
بعد من ناگه به يكسو مي روند
پرده هاي تيره دنياي من
چشمهاي ناشناسي مي خزند
روي كاغذها و دفترهاي من
در اتاق كوچكم پا مي نهد
بعد من با ياد من بيگانه اي
در بر آينه مي ماند به جاي
تار مويي نقش دستي شانه اي
مي رهم از خويش و ميمانم ز خويش
هر چه بر جا مانده ويران مي شود
روح من چون بادبان قايقي
در افقها دور و پنهان ميشود
مي شتابند از پي هم بي شكيب
روزها و هفته ها و ماهها
چشم تو در انتظار نامه اي
خيره ميماند به چشم راهها
ليك ديگر پيكر سرد مرا
مي فشارد خاك دامنگير خاك
بي تو دور از ضربه هاي قلب تو
قلب من ميپوسد آنجا زير خاك
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم ميشويند از رخسار سنگ
گور من گمنام مي ماند به راه
فارغ از افسانه هاي نام و ننگ
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ ۱۲:۳۷
آقای پانویس آیا شما به روزه جسمی معتقدید؟ منظورم خوراکی و غذای جسمی است. یعنی آیا روزه جسمی در وضعیت روحی و روانی تاثیر مثبت دارد به نظر شما؟
پاسخ:
چیزی که خودت میتوانی امتحان کنی را چرا از دیگری میپرسی؟
چیزی که خودت میتوانی امتحان کنی را چرا از دیگری میپرسی؟
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ ۲۰:۵۵
از شیخ محمود شبستری اندر مفهوم روزه در نزد عرفا:
ز خشم و شهوت و از حرص و کینه
تهی کن ای پسر امروز سینه
وگر مه در قیامت این چهارت
برآرند از دل و ار جان دمارت
ز من بشنو رها کن لعب و طیبت
دهان خود بشوی از کفر و غیبت
پس آنگه روزه گیر از هر چه منهیست
اگر دانستهای کالصّومُ لی چیست
به صورت روزه ترک آب و نانست
به ترک دون حق معنیش آنست
چو خواهی داشت روزه چشم درپوش
مکن غیبت وگر گویند منیوش
به کلی از همه بدها حذر کن
چو بینی بد چو باد از وی گذر کن
نخوردن ز آب و نان این روزه عامست
ولیکن نزد خاصان کار خاصست
چو پرهیزی ز نمامی و غیبت
ز سوگند دروغ و میل شهوت
بود این روزهٔ خاصان درگاه
خوشا وقت کسی کو داشت یک ماه
از آن پس روزهٔ خاص الخواص است
بگویم کاندر آن چه اختصاص است
ز دنیا فارغند از راه عزت
ز عقبی نیز هم از عین حیرت
بجز حق هر چشان در خاطر آید
از ایشان در زمان روزه گشاید
چنین دار ار توانی داشت روزه
وگر نه رو برو بخور در چاشت روزه
تو زین هر سه که بشنیدی به گفتار
کدامینت پسند آید نگهدار
بگویم مغز این جمله کدام است
که گر جز همچنان داری حرام است
به حق گیر و به حق دار و به حق خور
که سر روزه اینست ای برادر
کسی را باشد این معنی مسلم
که ترک خود کند والله اعلم
به عیدیمان لباس عافیت ده
که در دنیا و عقبی عافیت به
چو از تحقیق یابی نور تحقیق
بدانی معنی ایام تشویق

ز خشم و شهوت و از حرص و کینه
تهی کن ای پسر امروز سینه
وگر مه در قیامت این چهارت
برآرند از دل و ار جان دمارت
ز من بشنو رها کن لعب و طیبت
دهان خود بشوی از کفر و غیبت
پس آنگه روزه گیر از هر چه منهیست
اگر دانستهای کالصّومُ لی چیست
به صورت روزه ترک آب و نانست
به ترک دون حق معنیش آنست
چو خواهی داشت روزه چشم درپوش
مکن غیبت وگر گویند منیوش
به کلی از همه بدها حذر کن
چو بینی بد چو باد از وی گذر کن
نخوردن ز آب و نان این روزه عامست
ولیکن نزد خاصان کار خاصست
چو پرهیزی ز نمامی و غیبت
ز سوگند دروغ و میل شهوت
بود این روزهٔ خاصان درگاه
خوشا وقت کسی کو داشت یک ماه
از آن پس روزهٔ خاص الخواص است
بگویم کاندر آن چه اختصاص است
ز دنیا فارغند از راه عزت
ز عقبی نیز هم از عین حیرت
بجز حق هر چشان در خاطر آید
از ایشان در زمان روزه گشاید
چنین دار ار توانی داشت روزه
وگر نه رو برو بخور در چاشت روزه
تو زین هر سه که بشنیدی به گفتار
کدامینت پسند آید نگهدار
بگویم مغز این جمله کدام است
که گر جز همچنان داری حرام است
به حق گیر و به حق دار و به حق خور
که سر روزه اینست ای برادر
کسی را باشد این معنی مسلم
که ترک خود کند والله اعلم
به عیدیمان لباس عافیت ده
که در دنیا و عقبی عافیت به
چو از تحقیق یابی نور تحقیق
بدانی معنی ایام تشویق

شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ ۱۰:۵
سلام
همیشه دوست داشتم به نماز عید فطر به مسجد بروم و پایان ماه رمضان برایم عذابی بزرگ بود که چرا تمام شد سه چهار سال پیش که تازه با جلسات شرح مثنوی آشنا شده بودم و سونامی روحبخش به ذهن آمده بود صبح زود روزعید کتاب "انسان در اسارت فکر" آقای مصفای عزیز را که تازه خریده بودم برداشته و با خود به مسجد بردم و از ساعت پنج صبح تا شروع نماز به خواندن آن مشغول شدم اینبار بدون غصه نماز عید خواندم و وقتی از مسجد بیرون می آمدم با خوشحالی به خود گفتم اگر که جدی باشیم این عید پاک در لابلای واژه های این کتاب، در جلسات شرح مثنوی ، در دل ما آدمهاست که همیشه همراه ماست و آغاز و پایان ندارد
همیشه دوست داشتم به نماز عید فطر به مسجد بروم و پایان ماه رمضان برایم عذابی بزرگ بود که چرا تمام شد سه چهار سال پیش که تازه با جلسات شرح مثنوی آشنا شده بودم و سونامی روحبخش به ذهن آمده بود صبح زود روزعید کتاب "انسان در اسارت فکر" آقای مصفای عزیز را که تازه خریده بودم برداشته و با خود به مسجد بردم و از ساعت پنج صبح تا شروع نماز به خواندن آن مشغول شدم اینبار بدون غصه نماز عید خواندم و وقتی از مسجد بیرون می آمدم با خوشحالی به خود گفتم اگر که جدی باشیم این عید پاک در لابلای واژه های این کتاب، در جلسات شرح مثنوی ، در دل ما آدمهاست که همیشه همراه ماست و آغاز و پایان ندارد
شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ ۱۰:۳۶
سلام
ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم
نام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم
پیش ز ما جان ما خورد شراب الست
ما همه زان یک شراب مست الست آمدیم

ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم
نام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم
پیش ز ما جان ما خورد شراب الست
ما همه زان یک شراب مست الست آمدیم

دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ ۸:۴۸
با سلام و تشکر از خانم سانشان برای این تفسیر زیبا و شایسته و از آقا مرتضی دیانتدار برای همنوائی.......
دست شما درد نکند.....
یورولمیا سن!
دست شما درد نکند.....
یورولمیا سن!
دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ ۱۵:۳۴
سلام وعرض ادب:
مولا علی (ع)فرموده روزی که در ان مرتکب منکرات نشوی انروز عید شماست این نکته بسیار حایز اهمیت است که انسان تا زمانی که در ذهن است همین گرفتاری است .و همین هویت فکری وپیامد های ان وماه حقیقت درون در محاق ویوسف زیبای حقیقت در زندان هویت فکری البته سوئ تفاهم ا نشود انجام واجبات شرعی و پرهیز از منکرات راه رسدن به طریقت را هموار می نمایدو شرط اصلی طی طریق است همان راهی که اولیا الله وهمان سیاقی که جویندگان حقیقت سپری نمودند .امساک از هر نوع که با شد خوردن و اشامیدن وغیر ه ودر معنای کلمه سکوت در طی طریق لازم است و بسیار تاکید شده است وبقول مولای رومی :
قوت اصلی بشر نور خداست
قوت حیوانی مر اورا ناسزاست
بله صراط مستقیم بس دقیق و حساس است از لبه شمشیر تیزتر واز تار مو نازکتر است .اینست راه ققسط وعدالت.
مولا علی (ع)فرموده روزی که در ان مرتکب منکرات نشوی انروز عید شماست این نکته بسیار حایز اهمیت است که انسان تا زمانی که در ذهن است همین گرفتاری است .و همین هویت فکری وپیامد های ان وماه حقیقت درون در محاق ویوسف زیبای حقیقت در زندان هویت فکری البته سوئ تفاهم ا نشود انجام واجبات شرعی و پرهیز از منکرات راه رسدن به طریقت را هموار می نمایدو شرط اصلی طی طریق است همان راهی که اولیا الله وهمان سیاقی که جویندگان حقیقت سپری نمودند .امساک از هر نوع که با شد خوردن و اشامیدن وغیر ه ودر معنای کلمه سکوت در طی طریق لازم است و بسیار تاکید شده است وبقول مولای رومی :
قوت اصلی بشر نور خداست
قوت حیوانی مر اورا ناسزاست
بله صراط مستقیم بس دقیق و حساس است از لبه شمشیر تیزتر واز تار مو نازکتر است .اینست راه ققسط وعدالت.
دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ ۱۶:۰
ادامه
اری دیدن ماه نو شروع راه عارف واغاز منور شدن اوست بنابر این اداب ورسوم ان را باید به جا اورد تا به تدریج همانطور که ماه به تدریج کامل می شود اسالک هم در مراحل سلوک بالغ تر میشود ومذارج کمال را طی می کندودر این راه افات بسیار است ونباید گرفتار کبر وعجب گردد .که خود حجابی عظیم است و مانع و وسد راه است.
حق نگهدار شماباد.
اری دیدن ماه نو شروع راه عارف واغاز منور شدن اوست بنابر این اداب ورسوم ان را باید به جا اورد تا به تدریج همانطور که ماه به تدریج کامل می شود اسالک هم در مراحل سلوک بالغ تر میشود ومذارج کمال را طی می کندودر این راه افات بسیار است ونباید گرفتار کبر وعجب گردد .که خود حجابی عظیم است و مانع و وسد راه است.
حق نگهدار شماباد.
نظر شما