morteza.deyanatdar
سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ ۱۹:۵۸
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

از چه نامِ برگ را کردی تو مرگ؟
جادویی بین که نُمودت مرگ، برگ
گر بمیری نزد معشوقت بدان
در میان جان او گردی چو ارگ

ارگ
لغت نامه دهخدا
ارگ . [ اَ ] (اِ) قلعه ٔ کوچکی باشد که در میان قلعه ای بزرگ سازند.

همین!!!
No one
پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۲ ۲۲:۵۴
Sorry for asking this question but is there any one who can read and follow these too long writes?
Thanks
ش..
جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۲ ۱۴:۵۴
خفته را خفته کی کند بیدار!!
یلدا
جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۲ ۱۵:۰
خشم و شهوت مرد را احول کند!

ز استقامت روح را مبدل کند!
ش...
یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲ ۲۱:۱۶
اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا
چون مهره مهر خویش می باخت مرا
چون من همه از شدم بینداخت مرا
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد