۲۷؍۵؍۱۳۹۲ ۱۷:۱۸
😊😘🌹❤️
۲۸؍۵؍۱۳۹۲ ۸:۱۰
بیکاری
با سلام و خسته نباشید
ذهن یا همان خود از بیکارماندن و خالی بودن وحشت دارد بنابرین باید خود را همیشه تخدیر کند. دنبال حیات در کرات دیگر یکی از این تخدیر ها است.
ممنون🌹
با سلام و خسته نباشید
ذهن یا همان خود از بیکارماندن و خالی بودن وحشت دارد بنابرین باید خود را همیشه تخدیر کند. دنبال حیات در کرات دیگر یکی از این تخدیر ها است.
ممنون🌹
۲۸؍۵؍۱۳۹۲ ۹:۶
بیکاری
سلام
کار او دارد که حق را شد مرید
بهر کار او ز هر کاری برید
دیگران چون کودکان این روز چند
تا شب ترحال بازی میکنند
از مولوی
سلام
کار او دارد که حق را شد مرید
بهر کار او ز هر کاری برید
دیگران چون کودکان این روز چند
تا شب ترحال بازی میکنند
از مولوی
۲۸؍۵؍۱۳۹۲ ۱۴:۵۸
بیکاری - شاید انسان دچار هویت فکری بدنبال ساخت هویت جدیدی است تا در ان ائده الهای خود را در غالب زندگی جدید پایه ریزی نماید تا باز هم به جای زیستن در زمان حال خوشبختی را در جای دیگر وزمانی نامعلوم به نظاره بنشیند.
۲۸؍۵؍۱۳۹۲ ۱۵:۳۱
مینیمال بیکاری:
نمیدانم انسان برای چی در کرات دیگر دنبال حیات میگرده. با همین حیات خودش و موجودات دور و برش چه کرده که حالا دنبال بقیه میگرده!؟
..............
آخه سرطان وقتی پیشرفته میشه، متاستاز میکنه و به جاهای دیگه هم دست میاندازه!
نمیدانم انسان برای چی در کرات دیگر دنبال حیات میگرده. با همین حیات خودش و موجودات دور و برش چه کرده که حالا دنبال بقیه میگرده!؟
..............
آخه سرطان وقتی پیشرفته میشه، متاستاز میکنه و به جاهای دیگه هم دست میاندازه!
۲۸؍۵؍۱۳۹۲ ۱۷:۴۰
بیکاری
اتفاقا چون خیری ندیده بدنبال چیزی ماورائئ ست!
اتفاقا چون خیری ندیده بدنبال چیزی ماورائئ ست!
۲۸؍۵؍۱۳۹۲ ۱۷:۴۲
مینی مال!!!؟؟
مال کوچک؟!
کدام مال؟!
مال کی؟!
مال کوچک؟!
کدام مال؟!
مال کی؟!
۲۹؍۵؍۱۳۹۲ ۷:۲۶
سلام ودرود
مطلب بی کاری:
شیرازیها که حق ونا حق متهم شده اند به بی حالی وتنبلی وقتی کسی پیشنهاد میدهد که مثلا فلان کار را انجام بدهیم می گویند کا کو ولش حال داری والو عمو بیکاری.
حرص وطمع وولع از خصوصیات نفس است و بجای انکه خودش را در نزد خود بیابد که انچه را که می جواهد از رگ کردن به او نزدیک تر است.
وحکایت یابنده گنج است که تیر خود را به دور می افکند.
مطلب بی کاری:
شیرازیها که حق ونا حق متهم شده اند به بی حالی وتنبلی وقتی کسی پیشنهاد میدهد که مثلا فلان کار را انجام بدهیم می گویند کا کو ولش حال داری والو عمو بیکاری.
حرص وطمع وولع از خصوصیات نفس است و بجای انکه خودش را در نزد خود بیابد که انچه را که می جواهد از رگ کردن به او نزدیک تر است.
وحکایت یابنده گنج است که تیر خود را به دور می افکند.
۲۹؍۵؍۱۳۹۲ ۱۶:۷
"بیکاری"
سلام.گمونم مصداق همون حرفه که آب در کوزه و ...
سلام.گمونم مصداق همون حرفه که آب در کوزه و ...
۳۱؍۵؍۱۳۹۲ ۱۴:۵۹
بیکاری
هم وزن
بیگاری
امروز خم شدم. و در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمد، آرام گفتم:
چیزی را از دست ندادی…
از آلبر کامو
🌹
هم وزن
بیگاری
امروز خم شدم. و در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمد، آرام گفتم:
چیزی را از دست ندادی…
از آلبر کامو
🌹
۳؍۶؍۱۳۹۲ ۱۵:۳۶
خلیل جبران میگوید : اری،زندگی،تاریکی ست، مگر انکه چراغ اشتیاقی ان را روشن کند. و اشتیاق، کور است ، مگر انکه به نور دانشی ببیند. و دانش، عبث و بی فرجام است، مگر انکه دست در دستان گرم و روشن کار بگذارد . و کار، همواره تهی ست،مگر انکه عشق را در سینه داشته باشد، و هنگامیکه عاشقانه کار میکنید، با خویشتن خویش یگانه میشوید، با دیگران یگانه میشوید،با خدا یگانه میشوید. ومن می پرسم ، ایا با بیکاری میخواهید با خدا بیگانه باشید؟
۷؍۶؍۱۳۹۲ ۲۲:۱۶
و ان یکاد
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل!!
یارب غم بی رحمی جانان به کی گویم؟
جان از غم او سوخت، غم جان به کی گویم؟
گویند طبیبان که بگو در خود، اما
دردی که گذشته است ز درمان به کی گویم؟
🌹
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل!!
یارب غم بی رحمی جانان به کی گویم؟
جان از غم او سوخت، غم جان به کی گویم؟
گویند طبیبان که بگو در خود، اما
دردی که گذشته است ز درمان به کی گویم؟
🌹
۸؍۶؍۱۳۹۲ ۱۶:۴۵
آدرس و کروکی کافه الف:
http://cafe-alef.persianblog.ir
http://cafe-alef.persianblog.ir
۱۵؍۶؍۱۳۹۲ ۱۰:۳۳
سلام
"بیکاری"
هیچی میخواد موجود زنده پیدا کنه که باز خشمشو سرشون خالی کنه
حتما باید زنده باشه چون مرده صدا ازش در نمیاد...
"بیکاری"
هیچی میخواد موجود زنده پیدا کنه که باز خشمشو سرشون خالی کنه
حتما باید زنده باشه چون مرده صدا ازش در نمیاد...
۱۹؍۶؍۱۳۹۲ ۹:۲۶
سلام
"اعتقاد"
تا زمانیکه وجود انسان تبدیل نشود، خودشناسی و اعتقاد و غیره بینش نشود عقل و خرد انسان از فطرتش برنیاید هیچ فرقی بین بی خدائی و با خدائی، زن سالاری و مردسالاری ،طرفدار حقوق زن بودن و ضد حقوق زن و کمونست و ثروتمند به لحاظ ذهنی و روحی و روانی وجود ندارد بنابراین چنین انسانی بدون توجه به اعتقادات ذهنی وبا توجیهات شرعی و عرفی و اخلاقی و انواع و اقسام سنتیسم و مدرنیسم و ایسم ها باد به هر سمتی که بوزد می رود، به هر چیز که بتواند منافع ذهنی اش را تامین کند رو می کند انسان که در فطرتش نباشد هرچه بگوید و هر کاری انجام دهد از روی عقل و خرد حقیقی اش نیست بلکه از خواسته ها و هیجانات آن لحظه ذهن اش برمی خیزد
"اعتقاد"
تا زمانیکه وجود انسان تبدیل نشود، خودشناسی و اعتقاد و غیره بینش نشود عقل و خرد انسان از فطرتش برنیاید هیچ فرقی بین بی خدائی و با خدائی، زن سالاری و مردسالاری ،طرفدار حقوق زن بودن و ضد حقوق زن و کمونست و ثروتمند به لحاظ ذهنی و روحی و روانی وجود ندارد بنابراین چنین انسانی بدون توجه به اعتقادات ذهنی وبا توجیهات شرعی و عرفی و اخلاقی و انواع و اقسام سنتیسم و مدرنیسم و ایسم ها باد به هر سمتی که بوزد می رود، به هر چیز که بتواند منافع ذهنی اش را تامین کند رو می کند انسان که در فطرتش نباشد هرچه بگوید و هر کاری انجام دهد از روی عقل و خرد حقیقی اش نیست بلکه از خواسته ها و هیجانات آن لحظه ذهن اش برمی خیزد
۱۹؍۶؍۱۳۹۲ ۱۸:۵۹
عالی عالی!
باسلامم
لحن مرغان را اگر واصف شوی
بر مراد مرغ کی واقف شوی
گر بیاموزی صفیر بلبلی
تو چه دانی کو چه دارد با گلی
ور بدانی باشد آن هم از گمان
چون ز لبجنبان گمانهای کران
🌹
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی
😘🌹
---
😘🌹🌹
باسلامم
لحن مرغان را اگر واصف شوی
بر مراد مرغ کی واقف شوی
گر بیاموزی صفیر بلبلی
تو چه دانی کو چه دارد با گلی
ور بدانی باشد آن هم از گمان
چون ز لبجنبان گمانهای کران
🌹
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی
😘🌹
---
😘🌹🌹
۲۰؍۶؍۱۳۹۲ ۰:۲۹
عالي عالي
جاي تو الان، خالي!
جاي تو الان، خالي!
۲۱؍۶؍۱۳۹۲ ۹:۳۳
سلام
"فردای ناپیدا"
معمولا به محض اینکه آدم از خواب بیدار می شود زنبورهای فکر به ذهن هجوم میاورند ،افکارِ مربوط به وقایع گذشته و خواسته ها و نیازهائی که برآورده نشده و بایستی در فرداها وآینده های ناپیدا وصول شوند که بدنبال خود احساسات و هیجانات خاصِ خود را در ذهن بوجود می آورد و آدم از این لحظه وسبکی و زیبائی آن محروم می شود و این قصه ادامه دارد تا عمر تمام شود
"فردای ناپیدا"
معمولا به محض اینکه آدم از خواب بیدار می شود زنبورهای فکر به ذهن هجوم میاورند ،افکارِ مربوط به وقایع گذشته و خواسته ها و نیازهائی که برآورده نشده و بایستی در فرداها وآینده های ناپیدا وصول شوند که بدنبال خود احساسات و هیجانات خاصِ خود را در ذهن بوجود می آورد و آدم از این لحظه وسبکی و زیبائی آن محروم می شود و این قصه ادامه دارد تا عمر تمام شود
۲۲؍۶؍۱۳۹۲ ۹:۳۳
سلام
"آتنا"
ربّنا آتنا فی الدّنیا عشق و فی الاخرة عشق
"آتنا"
ربّنا آتنا فی الدّنیا عشق و فی الاخرة عشق
۲۳؍۶؍۱۳۹۲ ۱۶:۳۳
سلام
"کردستان"
صد رحمت به دزد بیرونی که وقتی می دزدد کالای بیرونی می دزدد که یا قابل جبران است ویا اگر هم جبران نشد چیزی از آدم کم نمی شود امان از دزدِ زمانِ درونی که سرمایه حال ِ آدم را میدزدد و نفله اش می کند ومی ریزد توی سطل آشغال ذهن تا بعدها هم استفاده کند.
"کردستان"
صد رحمت به دزد بیرونی که وقتی می دزدد کالای بیرونی می دزدد که یا قابل جبران است ویا اگر هم جبران نشد چیزی از آدم کم نمی شود امان از دزدِ زمانِ درونی که سرمایه حال ِ آدم را میدزدد و نفله اش می کند ومی ریزد توی سطل آشغال ذهن تا بعدها هم استفاده کند.
۲۴؍۶؍۱۳۹۲ ۶:۴۳
با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:
هر لحظۀ زندگی من ناب بود
زیرا که زلال و صاف چون آب بود
در وقت اگر سر کنی اوقات تو خوش
ور نه همه اضطراب و بی تاب بود
همین!!!🌹
مرتضی میگه:
هر لحظۀ زندگی من ناب بود
زیرا که زلال و صاف چون آب بود
در وقت اگر سر کنی اوقات تو خوش
ور نه همه اضطراب و بی تاب بود
همین!!!🌹
۲۵؍۶؍۱۳۹۲ ۷:۵۱
سلام
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
این لحظه را به تو نشان دادم ،از آن غافل مباش و به گذشته و آینده نرو وگرنه باز این آرامش و زیبائی و خرد را از دست میدهی
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
این لحظه را به تو نشان دادم ،از آن غافل مباش و به گذشته و آینده نرو وگرنه باز این آرامش و زیبائی و خرد را از دست میدهی
۲۶؍۶؍۱۳۹۲ ۹:۴۱
فکر !!! پانویس جان از اون روز که نهیب زدی ... بدجوری تو فکرم که یه جوری فیتلیه این فکر رو پایین بکشم ..
اما فکر می کنم سخته !
اما فکر می کنم سخته !
۲۸؍۶؍۱۳۹۲ ۱۱:۳۵
سلام
"اصول اصول اصول مثنوی"
چو آمد جان جان جان نشاید برد نام جان
به پیشش جان چه کار آید مگر از بهر قربان را
"اصول اصول اصول مثنوی"
چو آمد جان جان جان نشاید برد نام جان
به پیشش جان چه کار آید مگر از بهر قربان را
۲۹؍۶؍۱۳۹۲ ۱۱:۵۳
سلام
"بی دغدگی"
بی دغدگی به معنی کشیده شدنِ یکی از ستونهای استمرار و بقای هویت فکری و آوار شدن آن بر سرذهن می باشد
"بی دغدگی"
بی دغدگی به معنی کشیده شدنِ یکی از ستونهای استمرار و بقای هویت فکری و آوار شدن آن بر سرذهن می باشد
۲۹؍۶؍۱۳۹۲ ۱۴:۵۲
سلام
"می صوفی افکن کجا می فروشند؟"
محو میباید نه نحو اینجا بدان
گر تو محوی بیخطر در آب ران
چون رهند از دست خود دستی زنند
چون جهند از نقص خود رقصی کنند
مطربانشان از درون دف میزنند
بحرها در شورشان کف میزنند
"می صوفی افکن کجا می فروشند؟"
محو میباید نه نحو اینجا بدان
گر تو محوی بیخطر در آب ران
چون رهند از دست خود دستی زنند
چون جهند از نقص خود رقصی کنند
مطربانشان از درون دف میزنند
بحرها در شورشان کف میزنند
۳۰؍۶؍۱۳۹۲ ۱۲:۵۷
دور نیک نامی
با سلام
من رشته ی محبت خویش از تو می برم
شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
سعدیا دور نیک نامی رفت
نوبت عاشقیست یک چندی
🌹
با سلام
من رشته ی محبت خویش از تو می برم
شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
سعدیا دور نیک نامی رفت
نوبت عاشقیست یک چندی
🌹
۱؍۷؍۱۳۹۲ ۱۰:۲۰
سلام
"مهتاب"
سواد نسخهٔ ما سخت مبهم افتادهست
خیال حیرت آیینه میکند تحریر
این عقل و"هستیِ" تیره سخت گیج و گول شده چرا که خیال ،حیران از رویِ تو آیینه دل را می نویسد (جلا میدهد)
"مهتاب"
سواد نسخهٔ ما سخت مبهم افتادهست
خیال حیرت آیینه میکند تحریر
این عقل و"هستیِ" تیره سخت گیج و گول شده چرا که خیال ،حیران از رویِ تو آیینه دل را می نویسد (جلا میدهد)
۲؍۷؍۱۳۹۲ ۱:۳۶
كم مباد امد و رفت از سر كوي تو ولي
رفتني هوش من و امدني بوي تو باد
رفتني هوش من و امدني بوي تو باد
۲؍۷؍۱۳۹۲ ۹:۴۸
سلام
"رومی، رومی"
انسان وقتی هشیاری ذهنی دارد و ذهن را بجای دل گرفته مسلم است که نمی تواند دل بسپارد بلکه ذهن می سپارد اما وقتی نسبت به حقییقت وجودش آگاه شد و عقل و هوش جزئی از سرش پرید اینبار این دل یا همان ذات انسان است که به خودش دل می سپارد
"رومی، رومی"
انسان وقتی هشیاری ذهنی دارد و ذهن را بجای دل گرفته مسلم است که نمی تواند دل بسپارد بلکه ذهن می سپارد اما وقتی نسبت به حقییقت وجودش آگاه شد و عقل و هوش جزئی از سرش پرید اینبار این دل یا همان ذات انسان است که به خودش دل می سپارد
۲؍۷؍۱۳۹۲ ۹:۵۰
سلام
"خرف باش،خرف باش"
تفکر زائد ریشه ذات انسان را که تر و تازه و شاداب است می خشکاند و می سوزاند
"خرف باش،خرف باش"
تفکر زائد ریشه ذات انسان را که تر و تازه و شاداب است می خشکاند و می سوزاند
۳؍۷؍۱۳۹۲ ۱۶:۵۵
سلام
" یک لم"
بسیارعالیست این لم بمحض اینکه آدم خطاب به خود میگوید فکر بعدی چیه ذهن در لحظه حال قرار می گیرد و دیگر فکری نمی آید و وقتی ادامه پیدا می کند یکهو ذهن میترسد ویا بیقرار می شود و میگوید خوب حالا کی این جریان تمام میشود تا فکر کنم
" یک لم"
بسیارعالیست این لم بمحض اینکه آدم خطاب به خود میگوید فکر بعدی چیه ذهن در لحظه حال قرار می گیرد و دیگر فکری نمی آید و وقتی ادامه پیدا می کند یکهو ذهن میترسد ویا بیقرار می شود و میگوید خوب حالا کی این جریان تمام میشود تا فکر کنم
۵؍۷؍۱۳۹۲ ۷:۱۹
سلام
"دوخبر"
دستتان درد نکند رمان سیذارتا را یک دور خواندم خیلی به دل نشست و بنظرم پر از نکات مفید خودشناسی است
"دوخبر"
دستتان درد نکند رمان سیذارتا را یک دور خواندم خیلی به دل نشست و بنظرم پر از نکات مفید خودشناسی است
۱۰؍۷؍۱۳۹۲ ۱۷:۳
حاضر جواب!!!
خيلي بي مزه بود!!
زيادي
خيلي بي مزه بود!!
زيادي
۱۰؍۷؍۱۳۹۲ ۱۹:۳۷
حاضر جواب!
و بنده عرض می کنم:
ای استاد!
و بنده عرض می کنم:
ای استاد!
۱۲؍۷؍۱۳۹۲ ۲۰:۴۰
عالي عاليييييييييي
كمان ابروي جانان نمي پيچد سر از ...
كمان ابروي جانان نمي پيچد سر از ...
۱۶؍۷؍۱۳۹۲ ۱۵:۱۱
سلام
"الان"
حسادت کردم، الان رفع شد، نوشِ جان
---
جای شما خالی. خوشبختانه امروز خلوت است خیلی و سکوت خوبی هست اینجا. اگر دوستان بودند، احتمالاً بحث میکردیم!!
"الان"
حسادت کردم، الان رفع شد، نوشِ جان
---
جای شما خالی. خوشبختانه امروز خلوت است خیلی و سکوت خوبی هست اینجا. اگر دوستان بودند، احتمالاً بحث میکردیم!!
۱۶؍۷؍۱۳۹۲ ۱۷:۴۱
سلام
ممنون، بسیار عالیست این خلوت و سکوت
ممنون، بسیار عالیست این خلوت و سکوت
۱۶؍۷؍۱۳۹۲ ۱۸:۱۲
سلام
"کمال عشق"
و متاسفانه بازهم نخواهم فهمید که او را برای تایید خودم میخواستم و بازهم عاشق خواهم شد
فراری از خودم!
"کمال عشق"
و متاسفانه بازهم نخواهم فهمید که او را برای تایید خودم میخواستم و بازهم عاشق خواهم شد
فراری از خودم!
۱۶؍۷؍۱۳۹۲ ۱۸:۲۳
کمال عشق!
بعضیها هم معرفت به خرج میدهند و فقط کمی استفاده میکنند، نه خیلی!😉
بعضیها هم معرفت به خرج میدهند و فقط کمی استفاده میکنند، نه خیلی!😉
۱۶؍۷؍۱۳۹۲ ۱۹:۱۲
با سلام، همینجوری
ای که کمینه بخششت ملک جهان!
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
🌹
ای که کمینه بخششت ملک جهان!
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
🌹
۱۶؍۷؍۱۳۹۲ ۲۱:۳۱
کمال عشق
آنکه اینگونه سخن گفت مست آب انگور بوده و بس!
آنکه اینگونه سخن گفت مست آب انگور بوده و بس!
۱۶؍۷؍۱۳۹۲ ۲۱:۳۵
الان
زودتر میگفتید تشریف می آوردیم! به به سالاد سزار آنهم به قیمت دولتی!!
زودتر میگفتید تشریف می آوردیم! به به سالاد سزار آنهم به قیمت دولتی!!
۱۷؍۷؍۱۳۹۲ ۰:۱۶
الان
تو اینجایی و نزدیکی و دلم برات تنگ شده "پسر سینا"ی زمان
تو اینجایی و نزدیکی و دلم برات تنگ شده "پسر سینا"ی زمان
۱۸؍۷؍۱۳۹۲ ۱۰:۳۷
سلام
"انتقام!؟"
این کجاش انتقام است ! خیلی هم خدمت رسانی ست !!، هیچکس ککش هم نمی گزد در واقع یا از خودم انتقام می گیرم چون برای دوست !! پسرم دوست داشتنی نبودم و یا ناخودآگاه از این گونه رفتارها خواستنی بودنم را بخود و دیگران اثبات می کنم
"انتقام!؟"
این کجاش انتقام است ! خیلی هم خدمت رسانی ست !!، هیچکس ککش هم نمی گزد در واقع یا از خودم انتقام می گیرم چون برای دوست !! پسرم دوست داشتنی نبودم و یا ناخودآگاه از این گونه رفتارها خواستنی بودنم را بخود و دیگران اثبات می کنم
۱۸؍۷؍۱۳۹۲ ۱۶:۱۰
انتقام
ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
وز کبر کسان رنجی و اندر تو دو صد چندان
ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
وز کبر کسان رنجی و اندر تو دو صد چندان
۱۸؍۷؍۱۳۹۲ ۲۱:۳۶
انتقام:
خشم
خشم
خشم
منشأ تمام تباهي هاست
خشم
خشم
خشم
منشأ تمام تباهي هاست
۱۹؍۷؍۱۳۹۲ ۲۱:۵۱
سلام
شکفته شد گل خمری و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
شکفته شد گل خمری و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
۲۲؍۷؍۱۳۹۲ ۱۸:۱۰
ساقي به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما
مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما
۲۲؍۷؍۱۳۹۲ ۱۸:۲۴
ازدواج
خدا سرما را به اندازه بالاپوش میدهد....
"چای احمد"
خدا سرما را به اندازه بالاپوش میدهد....
"چای احمد"
نظر شما