۲۸؍۸؍۱۳۹۲ ۱۳:۴۹
با سلام وعرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

گفتی:
"شدیداً اینجا"

میگم:
"دقـیـقاً کجا؟"

همین!!!🌹
۲۸؍۸؍۱۳۹۲ ۱۴:۶
باسلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

ستاره‌های جهان ریزه‌خوار چشم تواَند
شراب‌های دو عالم، خمار چشم تواَند

سپیدبختی روز و سیاه‌روزی شب
بیان ساده‌ی لیل و نهار چشم تواَند

نه ماه و چشمه که شهره به روشنی شده‌اند
تمام آینه‌ها، وام‌دار چشم تواَند

و این‌که وا شده پلک هزار نرگس مست
نتایج نفحات بهار چشم تواَند

زمین و زهره و...، اصلاً تمام سیّارات
شبیه این دل من بر مدار چشم تواَند

می و ستاره و خورشید و نرگس و دریا
بدون شک همه‌شان از تبار چشم تواَند

برای دیدن «سان» از هزار چشم آهو
جهانیان همه در انتظار چشم تواَند

خلاصه‌تر بنویسم: غزالِ دشت غزل!
پلنگ‌های زیادی شکار چشم تواَند

علی‌محمّد محمّدی

همین!!!🌹
سان شان
۱؍۹؍۱۳۹۲ ۱۰:۴۱
سلام

چشم بدون نور دیده کاسه ای تاریک است، ذهن و الفاظ بدون معنی بیجان است و این الفاظ بیروح وتوهمی که شخصیت انسان را ساخته  و به او جان داده قدرت و قابلیت این کار را ندارد بلکه از آن معنا و حقیقت نیرو و انرژی می گیرد و چون از جنس حقیقت نیست بی خبر است ونمی تواند آنرا ببیند وحس کند پس بیننده و حس کننده و درک کننده خودِ حقیقت است یا در دل لفظ وتصویر ویا عریان وقتی که تصویر و قالب و کالبد رها می شود
نظر شما
😊
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد