سعیدی
جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲ ۱۲:۶
بر ابن عربی نیز چنین رفته است!


بسیار زیبا...
امین
جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲ ۱۲:۲۴
جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲ ۲۳:۱۴
باسلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

ای کـه عـمری لـنگه پـا در انـتـظارم بر درت
عاقبت عاشق شدی درد من آمد بر سرت

همین!!!
نیلی
شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶
:| تفسیر خودشناسی هم داره؟؟ :|

---
می‌تواند داشته باشد؟
شاید در غزل «دل‌آرام»، از سعدی، که قبلاً در سایت شرح شده، ذیل بیت:
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت،
بتوان مطلبی مرتبط پیدا کرد. بعهدهٔ خودتان.
سان شان
شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ۱۰:۳۷
سلام
زیباست، دستتان درد نکند
شهین
شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ۱۳:۲۷
بوی گل از سایتتان می آید...
شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ۱۵:۱۲
باسلام و عرض ادب و احترام
مرتضی میگه:

غبـار راه گشتـم، سـرمـه گشـتم، توتـيا گشـتم              
به چندين رنگ گشتم تابه چشمت آشناگشتم

نجيب اسد آبادي

همین!!!
ramin
شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ۱۸:۲۳
سلام
زیباست، دستتان درد نکنh
دلبر
شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ۱۹:۳۴
بخش بادكست ها خرابه. به جاش كوكل باز ميشه!

---
چک شد. مشکلی ندارد.
شاید از طرف شرکت ارائه دهنده اینترنت به شما باشد.
فواد
یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲ ۱۲:۵۶
آه روزهایی که بدون تو هستم
جزو عمرم حساب نمی‌شود
یا
اگر یک شب از عمر من باقی مانده باشد،
در تمام زندگی‌ام فقط همین یک شب را می‌خواهم

اینجا این تاویل میتونه بجا باشه که نه یک روز و یک شب که حتی چند لحظه اگر سکوت نباشد آن چند لحظه یا آن یک روز رو انسان به معنای واقعی زندگی نکرده است. حتی برای آقای خواننده و جمع همراه که حسابی هم جو سروصدا و غلیان احساسات اونا رو گرفته اینطوره که با بودن اون معشوقه حداقل قید این سروصداها رو زده و در گوشه‌ای با معشوق خلوت خواهند کرد! یا لااقل کمی آرام‌تر خواهند بود!

دیگر اینکه این تیپ موسیقی‌های ریتمیک و تقریبا سوزناک و از سر درد و رنج، ترانه و بالطبع نحوه خوانش و اجرای آن، عموماً در زمانهایی سروده و ساخته می‌شوند که آن سکوت، آن معشوقه (از بعد بیرونی داریم نگاه میکنیم) نباشد و رفته باشد.
حالِ انسان هویت فکری در بیشتر مواقع همین است و بعد از جدا شدن و بریدن از اصالت درونی خودش این کنسرتهای شبانه و روزانه! و های و هوی‌ها و غم و شادی‌های کاذب درون او همیشه بپاست.
سان شان
سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۲ ۱۲:۳۷
سلام
انسان درهرجمعی که قرار می گیرد عروسی ، روضه ، دسته عزاداری ،مجلس بزم و شادی اگر خودش در کیفیت آگاه به افکار و پندارهای ذهن و یا در کیفیت سکوت باشد با بینش درونی خودش بیرون را تماشا می کند و لذت می برد و نیازی هم نیست بداند دیگران در چه کیفیتی هستند ،
ستاره
سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۲ ۱۲:۳۸
بسیار دل نشین بود
نظر شما
    [حذف مشخصات]
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده وبلاگ نمایش داده خواهد شد