۷؍۱۰؍۱۳۹۲ ۹:۳۶
سلام
دوستی از مشکلات زندگی و بدبختیهائی که مردم دارند صحبت می کرد بعد پرسید تو با این اوضاع و احوال چه میکنی من هم وضعیت خود را شرح دادم گفت اووه تو هم که گرفتار هستی، یکهو انگار که از خواب سنگینی بیدارم کرده باشند پیش خود گفتم خدایا من درخواب و اوهام زندگی می کنم یا اینها !آن شور و فریادهای جوانی علیه ظلم و مصیبت هائی که سرِ آدمها می آمد کجا رفت ؟!، حس درونی ام می گوید راهی جز خودشناسی برای پاک کردن این سیاره فلاکت زده نیست، راهی بس درازاست اما چه میتوان کرد که چاره ای دیگر نه بوده و نه خواهد بود
دوستی از مشکلات زندگی و بدبختیهائی که مردم دارند صحبت می کرد بعد پرسید تو با این اوضاع و احوال چه میکنی من هم وضعیت خود را شرح دادم گفت اووه تو هم که گرفتار هستی، یکهو انگار که از خواب سنگینی بیدارم کرده باشند پیش خود گفتم خدایا من درخواب و اوهام زندگی می کنم یا اینها !آن شور و فریادهای جوانی علیه ظلم و مصیبت هائی که سرِ آدمها می آمد کجا رفت ؟!، حس درونی ام می گوید راهی جز خودشناسی برای پاک کردن این سیاره فلاکت زده نیست، راهی بس درازاست اما چه میتوان کرد که چاره ای دیگر نه بوده و نه خواهد بود
۹؍۱۰؍۱۳۹۲ ۱:۵
آقای پانویس هرچی خودشناسی میکنم مراد و کام دلم به بر نمیشیند
. واقعا دل مرده شده ام. البته شما گفتید این یک دوره گذار است ولی به چه موضوعی توجه کنم تا این دوره
گذار زود تمام شود
. واقعا دل مرده شده ام. البته شما گفتید این یک دوره گذار است ولی به چه موضوعی توجه کنم تا این دوره
گذار زود تمام شود
۹؍۱۰؍۱۳۹۲ ۱۶:۴۲
غم چو بيني در كنارش كش به عشق
از سر ربوه نظر كن در دمشق
😊
از سر ربوه نظر كن در دمشق
😊
نظر شما