۳۰؍۵؍۱۳۹۰ ۱۹:۴۴
در مورد دشمن واقعی که ممکن است خطرات جانی و مخاطره ايجاد کند، جای شک نيست.
اما، دشمن، خود اگر توهم و خيال فرض شود، نتيجتا ً وجود ِ خارجی ندارد و واقعی نيست-زاييدۀ خيال است؛ بنا براين خشم (ي) هم پديد نخواهد آمد.
البته واقفم به اينکه شما مسئله را از بُعد ِ ديگری مطرح کرده ايد و منظورتان چيز ديگری بوده؛ منهم از زاويۀ ديگری به ارتباط ِ خشم و دشمن نگريسته ام..
اما، دشمن، خود اگر توهم و خيال فرض شود، نتيجتا ً وجود ِ خارجی ندارد و واقعی نيست-زاييدۀ خيال است؛ بنا براين خشم (ي) هم پديد نخواهد آمد.
البته واقفم به اينکه شما مسئله را از بُعد ِ ديگری مطرح کرده ايد و منظورتان چيز ديگری بوده؛ منهم از زاويۀ ديگری به ارتباط ِ خشم و دشمن نگريسته ام..
۹؍۸؍۱۳۹۰ ۱:۲۲
با سلام وخسته نباشید :
بر فرض آنکه تئوری اتحاد با دشمن درست باشد وبر فرض آنکه هویت فکری را دشمن خود بدانیم و برفرض آنکه این تئوری در مورد هویت فکری هم درست باشد !!!! آیا تصور
نمی کنید که این طراحی برای ما انسان ها عمدی باشد تا کسی به راحتی تصمیم نگیرد که هویت فکری خود را نابود سازد ؟ و در این صورت تصمیم به مبارزه باهویت فکری آیا تصمیمی برخلاف فطرت نخواهد بود ؟
بر فرض آنکه تئوری اتحاد با دشمن درست باشد وبر فرض آنکه هویت فکری را دشمن خود بدانیم و برفرض آنکه این تئوری در مورد هویت فکری هم درست باشد !!!! آیا تصور
نمی کنید که این طراحی برای ما انسان ها عمدی باشد تا کسی به راحتی تصمیم نگیرد که هویت فکری خود را نابود سازد ؟ و در این صورت تصمیم به مبارزه باهویت فکری آیا تصمیمی برخلاف فطرت نخواهد بود ؟
نظر شما