۲۷؍۱۰؍۱۳۹۲ ۱۷:۲۶
سلام
در رابطه با پیچیده سخن گفتن ویا دوپهلو حرف زدن که یکی از خاصیت های هویت فکری و ترس از دیده شدن واقعیت درونی و یا واقعیت های زندگی یکدیگرویا شکل زیرکانه ویا شاید هم مودبانه واخلاقیِ پز دادن از ارزش هایمان ست و چقدر هم آدم در تعبیر حرف های یکدیگر به دردسر می افتد و همینطور از ترس بد تعبیر شدن حرف ها آدم چقدر ترس دارد باید بگویم خوشا بحال کفار.
بنظرم یکی از نیتهای هویت فکری بهنگام ملامت خود که تجربه هم کرده ام این است که آدم را برای این سرزنش نمی کند تا دیگر آن گفتارو رفتار ویا خیالِ بد را نداشته باشد که این مساوی با مرگ خودش است چون در این صورت سرزنش نمی کرد فقط آن رفتار را دیگر تکرار نمی کرد بلکه به خاطر به خطر افتادن اعتبارش از هر نوعی که باشد میخواهد با این سرزنش آدم را وادار کند تا هر جا و یا پیش هر کسی که موجب بی ارزشی و بی اعتباری آن شده است دست به عملی ، رفتاری ویا گفتاری بزند تا آبروی از دست رفته نفس برگردد، تا با خیال راحت به موجودیتش ادامه دهد چون اگر هیچ کاری نکند وبا همان احساسِ بی ارزش شدن هویتش بماند و بگوید شد دیگرهرچه باداباد مرگ هویت فکری حتمی است
در رابطه با پیچیده سخن گفتن ویا دوپهلو حرف زدن که یکی از خاصیت های هویت فکری و ترس از دیده شدن واقعیت درونی و یا واقعیت های زندگی یکدیگرویا شکل زیرکانه ویا شاید هم مودبانه واخلاقیِ پز دادن از ارزش هایمان ست و چقدر هم آدم در تعبیر حرف های یکدیگر به دردسر می افتد و همینطور از ترس بد تعبیر شدن حرف ها آدم چقدر ترس دارد باید بگویم خوشا بحال کفار.
بنظرم یکی از نیتهای هویت فکری بهنگام ملامت خود که تجربه هم کرده ام این است که آدم را برای این سرزنش نمی کند تا دیگر آن گفتارو رفتار ویا خیالِ بد را نداشته باشد که این مساوی با مرگ خودش است چون در این صورت سرزنش نمی کرد فقط آن رفتار را دیگر تکرار نمی کرد بلکه به خاطر به خطر افتادن اعتبارش از هر نوعی که باشد میخواهد با این سرزنش آدم را وادار کند تا هر جا و یا پیش هر کسی که موجب بی ارزشی و بی اعتباری آن شده است دست به عملی ، رفتاری ویا گفتاری بزند تا آبروی از دست رفته نفس برگردد، تا با خیال راحت به موجودیتش ادامه دهد چون اگر هیچ کاری نکند وبا همان احساسِ بی ارزش شدن هویتش بماند و بگوید شد دیگرهرچه باداباد مرگ هویت فکری حتمی است
نظر شما