جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴ ۱۶:۴۹
چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان
آن گل که هر دم در دست بادست پ
گو شرم بادش از عندلیبان
یا رب امان ده تا بازبیند
چشم محبان روی حبیبان
درج محبت بر مهر خود نیست
یا رب مبادا کام رقیبان
ای منعم آخر بر خوان جودت
تا چند باشیم از بی نصیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر میشنیدی پند ادیبان
درمان نکردند مسکین غریبان
آن گل که هر دم در دست بادست پ
گو شرم بادش از عندلیبان
یا رب امان ده تا بازبیند
چشم محبان روی حبیبان
درج محبت بر مهر خود نیست
یا رب مبادا کام رقیبان
ای منعم آخر بر خوان جودت
تا چند باشیم از بی نصیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر میشنیدی پند ادیبان
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۱۲
بسیار دلم گرفته است.
رنج و شادی رنگ باخته و من در عمقی که خالی ست، دست و پا میزنم.
از این حضور بی من دلم سخت گرفته است... از ...
رنج و شادی رنگ باخته و من در عمقی که خالی ست، دست و پا میزنم.
از این حضور بی من دلم سخت گرفته است... از ...
نظر شما