پادکست «شال»

ای بکرترین برکه! هلا سوره‌ٔ صافی
پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی
  
مُهری بزن از بوسه به پیشانی سردم
بد‌نام که هستیم به اندازه‌ٔ کافی
  
تلخینه‌ٔ آمیخته با هر سخنت را
صد شکر شکرپاش لبت کرده تلافی
  
با یافتن چشم تو آرام گرفتم
چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی
  
چندی‌ست که سردم شده دور از دم گرمت
بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی!

علی‌رضا بدیع


بارقه اي از آفتاب (7) - منصور بنانی

اندیشه را رها کن، اندر دلش مگیر

زیرا برهنه‌ای تو و اندیشه زمهریر

زمهرير= سرماي سخت


لباس مشاهده گري و كولاك خشم و حرص و افكار پلشت


در هر لحظه از زندگي بر سر دو راهي قرار گرفته اي: يا مشاهده گري يا انديشه گري.


اگر تسليم انديشه هاي شرطي برخاسته از عمق ذهنت شوي تو را به سرماي زمهرير درد و رنج مي برند.


غرق شدن در انديشه يا به قول حضرت مولانا در دل گرفتن انديشه؛ يا دل و جان و همهء انرژي وجودت را فداي انديشه كردن، ماحصلي جز سرماي مرگ و خشم و حرص ندارد. 


بالشتک مولانا

بالشتک مولانا


دفاع از حق

دفاع از حق


پادکست «برخوردن»

پادکست «برخوردن»


"عارف" - محمدجعفر مصفا

   مسئلهٔ ما یک مسئلهٔ ذهنی‌ست. ما اندیشه‌های وهم‌آلود خود را به حساب هستی و هویت روانی می‌گذاریم و این یک اشتباه است و چون با یک ذهن وهم‌آلود یعنی با ذهنی که اسیر اشتباه هویت است به قضایای زندگی نگاه می کنیم، نمی‌توانیم واقعیت آنها را به گونه‌ای که هست ببینیم. اگر آن اشتباه بر ذهن ما تحمیل نشده بود، ذهنمان در رابطهٔ مستقیم با واقعیات و قضایای زندگی قرار داشت و هر چیز را آنگونه می‌دید که هست. در آن صورت ذهن ما نسبت به قضایای زندگی کیفیت شناخت داشت. نسبت به حقیقت زندگی "عارف" بود.


کوری

   ما معمولاً تعجب می‌کنیم از اینکه در قرآن(من باب مثال) آمده است که «دخترهای خودتان را نکشید». گویا آن زمان، بدنیا آوردن دختر نوعی ننگ بوده یا هر چی، بهرحال در آن جوامع دخترها زنده‌بگور می‌شده‌اند. آدم جداً شاخ درمی‌آورد که چطور ممکن است انسان اینقدر کور شود که یک موجود دیگر، نه، همنوعش، نه، یک کودک را بکشد! آیا حتماً باید آیه حدیث از آسمان بیاید که «دخترت را نکش»؟! یعنی انسان تا این حد ممکن است حقیقت ساده‌ای را نبیند؟!


   بله، ممکن است! و حال باید از خودمان بپرسیم که به نسبت، آیا ما انسانهای امروزی هم دچار این کوری هستیم یا نه!




پادکست «حمالی»

پادکست «حمالی»


سیگارت رو بکش

سلام داود جان،


   ممنونم بابت نهار و چایی. کنار پنجره نشسته‌ام، لیوان چایی را پر کرده‌ام و دارم این نامه را برایت می‌نویسم و تو کمی آنطرف‌تر خوابیده‌ای. می‌خواهم کم کم بروم خانه. گفتم بیدارت نکنم و با این نامه هم ازت تشکر کنم و هم خاطره‌ای برایت تعریف کنم. 


   امروز بیشتر وقتمان به صحبت دربارهٔ عرفان و خودشناسی و اشعاری که از مثنوی خواندیم گذشت. بعد از حرفهامون، وقتی داشت خوابت سنگین می‌شد، چیزی از دوران جوانی‌ام یادم آمد.


قضاوت، نمایش، ملامت - وبلاگ محمدجعفر مصفا

   از آنجا که قضاوت دیگران دربارهٔ شخصیت ما متضاد و متغیر است، ملامت خود نیز یک امر حتمی و اجتناب‌ناپذیر است. از یک طرف تمام زندگی ما نمایشی است که سر نخ آن وصل به قضاوت دیگران است و از طرف دیگر در هیچ رفتار و نمایشی نیست که خود را بابت همان نمایشات -بعلت متضاد بودنشان- ملامت نکنیم.


برگرفته از کتاب تفکر زائد 


چند خبر

چند خبر



پادکست "مشاهدهٔ احساسات"

پادکست "مشاهدهٔ احساسات"


یک لم

لم (به کسر لام و تشدید میم) یعنی بازی، تمرین، قلق، فوت و فن


دوست عزیزم، محمدرضا، پارسال هدیه‌ای بمن داد. از این خودکارها هستند که برای معلم‌هاست، یک طرفش خودکار و طرف دیگرش چراغ‌قوه لیزری دارد. من هم که، می‌دانی، مثل چارلی‌چاپلین در فیلم "عصر جدید"ش که هر چیز دم دستش می‌رسید فکر می‌کرد مهره است و باید پیچانده شود، حتی دکمه‌های دامن آن خانم، بمحض گرفتن و بازی کردن با خودکار لیزری، ایده‌ای بذهنم آمد. و واقعاً چقدر این تشبیه بر عملکرد ذهن منطبق است و مفید است برای تمرین و بازی با تصاویر ذهن.


برنامهٔ پنجاه و پنجم رادیو مولانا - مقالهٔ "شناخت «خود» در مثنوی مولانا" از دکتر محمد استعلامی

برنامهٔ پنجاه و پنجم رادیو مولانا - مقالهٔ "شناخت «خود» در مثنوی مولانا" از دکتر محمد استعلامی


فهرست موضوعات این برنامه :


"خود"‌ با دو معنی متمایز در مثنوی


بیت:

موسی و فرعون در هستی توست

باید این دو خصم را در خویش جست


حکایت نی در نیستان

بُت‌

شهوات و لذت‌ها

جهاد با نفس

حکایت ‌ایاز و سلطان محمود

جاه و مقام و ثروت مادی در مثنوی

حکایت آدم و ابلیس

جبر و توکل

جبر واصلان‌

درس‌های مولانا برای انسان امروزی


بیت:

گر نبودی عشق هستی کی بُدی‌؟!

کی زدی نان بر تو و کی تو شدی؟




بارقه اي از آفتاب (6) - منصور بنانی

پرده اندیشه جز اندیشه نیست
ترک کن اندیشه که مستور نیست
مستور= به معنای پوشیده، صالح و پاکدامن و بسامان

دو تفسیر از این شعر بیان می شود که اولی از آقای شفیعی کدکنی است ولی بنظرم تعبیر دوم بسیار عمیق تر است و می تواند تعبیر اول را هم در بر بگیرد:

تفسیر اول: اندیشه های نا صالح و نا بسامان را ترک کن، زیرا این اندیشه ها، پرده و حجابی می شوند در برابر اندیشه های نیک و بسامان. (این تعبیر هم می تواند درست باشد و بخشی از حقیقت. زیرا حتی امروزه هم بسیاری از مردم؛ به اعمال، هیحانها و گفتار، اهمیت می دهند ولی ریشه ی پنهان شدهء همه ی این ها، یعنی افکار زائد و مضر یا مفید از نظرها پنهان می مانند.).

در مقایسه با تجربهء ظاهری و سطحی بسیاری از آدمها، درك اهميت ريشه اي انديشه و تفكيك انديشه به مفيد و مضر از ژرفای عمیقی برخوردار است. زیرا بسیار ی تصور می کنند که اعمال و رفتار و گفتار فیزیکی از اهمیت بیشتری در مقایسه با حوزه اندیشه برخوردار است. بسیاری از آدمها فقط به ظاهر پدیده های انسانی توجه می کنند، اما تکیه بر اهمیت پایه ای اندیشه و نیت، آگاهی عمیق تری است. آشفتگی دنیای برون ممکن است دیده شود اما کمتر آشفتگی ذهن و تفكرات زائد مولد آشفتگي هاي برون، دیده می شود.

در واقع اندیشهء ظریف و به ظاهر نا پیدا در پشت اعمال و رفتار و گفتار و حتی هیجانهای روانی ما قرار گرفته و علت اصلی بروز آنهاست. از سوی دیگر بسیاری بر این باورند که کار فیزیکی مفید بر گفتار مفید ارجح است و این دو بر نیت و اندیشه مفید ترجیح داده می شود. 


پوشیده چون جان

   سخن یا حدیثی هست با این مضمون که "هر وقت دلتان گرفت، یا به دیدار دوستان همدل و نزدیکتان بروید یا سخنان حکمت‌آمیز بخوانید". مولانا هم همین را می‌گوید، در آن ابیاتی که شونصد بار خوانده‌ایم، که:


گر شدی عطشان بحر معنوی           فرجه‌ای کن در جزیرهٔ مثنوی...



گفتگو و شنید دوستان - بهتر است از نوشته‌های خود کپی نگه دارید.

گفتگو و شنید دوستان - بهتر است از نوشته‌های خود کپی نگه دارید.


+ دوستانی که مطلبی می‌نویسند، بهتر است از مطالبشان پیش خودشان یک کپی نگه دارند.

+ دوستانی که از طریق سایت دیگری (یا هر برنامه‌ای) مطلبی می‌نویسند و در این قسمت paste می‌کنند، باید در جعبه نظرات، یک بار کلید space را بزنند تا عدد مورد نظر پدیدار شود، سپس "ثبت نظر" را کلیک کنند. در غیر اینصورت با بخش نظرات مشکل دارند و عدد تایید را نمی‌بینند.


نماز

نماز


پادکست "محتوی"

پادکست "محتوی"

...


برنامهٔ چهل و ششم رادیو حافظ -  مقالهٔ  "فرار حافظ از تصوف و روی آوردن به عرفان" از بهاء‌الدین خرمشا


برنامهٔ چهل و ششم رادیو حافظ

مقالهٔ  "فرار حافظ از تصوف و روی آوردن به عرفان" از بهاء‌الدین خرمشاهی


فهرست موضوعات این برنامه:


آیا عرفان و تصوف در تقابل با هم هستند؟

تفاوت عرفان و تصوف

سیر پیشرفت ِ عرفان

حافظ در نقش یک منتقد فرهنگی، اجتماعى

مواجهه حافظ با شریعت، طریقت و مدرسه

حافظ شریعت را گرامی می‌دارد

حافظ مسلمانی پاک اعتقاد اما نه ساده دل

طنز و خوشباشی

چراغ مصطفوی با شرار بولهبی!

نگاه حافظ به "گناه"

فتنه از نگاه حافظ

شوخی و طنز حافظ با مقدسات

حافظ و صوفی شهر که "لقمهٔ شبهه می‌خورد"

عالم بی عمل

فرار حافظ از تصوف عملی و پناه او به عرفان نظری

سه اسطورهٔ ابداعی حافظ ، خرابات، پیر مغان و رند

رند (سیمای شخص حافظ)

حافظ بدون تجربه و احوال عرفانی نمی‌توانسته چنین غزل‌هایی بسراید.


پادکست "اسم"

پادکست "اسم"


فکر - وبلاگ محمدجعفر مصفا

   این واقعیت را در باطن درك كن كه اندیشه فقط اندیشه است، نه بیشتر.


   در این صورت می‌بینی كه یك پالایش خود به خودی در ذهنت صورت گرفته و یك بار زائد از آن تكانده شده است.


   درك حسی و باطنی این واقعیت كه "اندیشه فقط اندیشه است نه چیزی بیشتر"، ذهن را خود به خود از خیلی از صفات، پاك می‌كند.  



 


برگرفته از کتاب "آگاهی"