پادکست می‌موسا

پادکست می‌موسا


پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۷ سایت محمدجعفر مصفا

پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۷ سایت محمدجعفر مصفا


ایست

ایست


پادکست اهالی کپی‌پیست

پادکست اهالی کپی‌پیست


توهم دلخواه

توهم دلخواه


پادکست میل به حیرت

پادکست میل به حیرت


ملامتگرهای کوتوله ی خیالی ( قسمت چهارم) - منصور بنانی

ملامتگرهای کوتوله ی خیالی ( قسمت چهارم) - منصور بنانی


   اگر ريشه هاي ملامت خود را تضعيف کنيم، اجتناب از "ملامت خود" راحت تر خواهد بود. مقايسه خود با ديگران،  کمال گرايي و خواستن حريصانه برترين چيزها، از جمله ريشه هاي عميق "ملامت خود" هستند و ريشه کني آنها، ما را از شر "ملامتگرهاي خيالي" و آفات بيشمار آنها هم راحت خواهد کرد.



   نکته ديگر اينکه بشر جايز الخطا ست و تقريباً هيچ انساني کامل نيست و همه ما اشتباه مي کنيم و اشتباه کردن و يادگيري از آن، لازمه پيشرفت است. اما اين اشتباهات و کامل نبودن به هيچ وجه مجوز صدور خشم را عليه خودمان يا ديگران صادر نخواهد کرد. و همانطور که مي دانيد ملامت خود يا ديگران شکل بيرحمانه اي از بروز خشم است. و به عبارت ديگر؛ تنها راه درمان خودمان از درد و رنج"منيت"؛ بخشيدن خود و ديگران از صميم قلب است و اين مهم از طريق پرهيز از ملامت خود و ديگران حاصل مي شود.


   به همين منظور  خواننده محترم را به مرور مطالب راجع به "معمولي بودن" در اين وبلاگ دعوت مي نمايم که براي مقابله با "حرص کمال گرايي" نوشته شده است. همانطور که در اين قسمت و مرور آن مطالب خواهيد ديد؛ ترس از ملامتگرهاي کوتوله خيالي، ما را از تجربه هاي هيجان انگيز بسياري در زندگي محروم کرده است و اين هم يکي از آفتهاي بيشمار اين ملامتگرهاي کوتوله خيالي است.


مصاحبه با دانشگاه صنعتی اصفهان

مصاحبه با دانشگاه صنعتی اصفهان


پادکست هیس!

پادکست هیس!


هم‌کاسهٔ سلطان

هم‌کاسهٔ سلطان


پادکست "منشاء زیبایی"

پادکست "منشاء زیبایی"



نقد حال ما

چند روز پیش ویدیویی در وبلاگ محمدجعفر مصفا منتشر شد که در آن، حکایت "علی بهانه‌گیر" را ایشان نقل می‌کند و ارتباط آن با ذهن دائماً بهانه‌گیر ما را بیان می‌کند. این حکایت دو جنبه و وجه تشابه با وضعیت ما دارد: یکی همینکه ذهن از هر چیزی بهانه‌ای می‌سازد برای ناآرام بودن و احساس کمبود، نقص و بدبختی کردن، و دوم و مهمتر اینکه ذهن، خود را آن کسی می‌پندارد که نیست! و برای آن کسی که نیست، غصه می‌خورد! یعنی اصلاً او سید نیست، ("حسن آقا" نیست!) ولی خودش را سید می‌پندارد و برای جد نداشته‌اش غصه می‌خورد!



ملامتگرهای کوتوله ی خیالی (قسمت سوم) - منصور بنانی

شکار ملامتگر کوتوله خیالی

   شکار ملامتگر های درون کاسه سرت! بایستی شبیه بازی و سرگرمی تفریحی باشد. با کمی خلاقیت و تخیل..انگار شکارچی ومپایر(خون آشام) هستی..  برای شکار این ملامتگرها اول باید سر بزنگاه آنها را مشاهده کنی. بدون باور کردن نق و نوق اش، او را با مشاهده بیطرفانه شکار کنی. البته مانند شکار مار سمی باید مجهز به وسیله دو شاخه مانند، به او نزدیک شوی و مانع ریختن زهر او شوی. زهر او این است که با پرتاب برچسب "بی عرضه"،  "عقب مانده"،  "زشت"، یا "احمق" و...در تو حس بدبختی و حقارت ایجاد نماید و تو را از خودت متنفر کند و یا دچار غم و اندوه شوی و یا از آینده بترسی..
   باید حواست جمع باشد که در این مشاهده گری، از تحت تأثیر واقع شدن و به هم خوردن تعادلت بر اثر تلقین و تکرار مزخرفات او اجتناب کنی...برای اینکه بر اوضاع مسلط باشی، به مشاهده نفس و دم و بازدم مشغول باش و حواس 5 گانه را در لحظه حال مشاهده کن.. انگار ذهن تو مثل یک صفحه سینما یا تلویزیون است و در صفحه تلویزیون وراجی هیولای کوتوله  را می شنوی...
   و با دستگاه کنترل تلویزیون می توانی صدایش را کم و زیاد یا کند و سریع و مسخره آمیز کنی...می توانی تصویرش را کوچک و کوچک تر و کم رنگ و کم رنگ تر کنی...اصلاً  می توانی کانال تلویزیون را عوض کنی...

   به هر حال اختیار با توست که اسیر و برده او نباشی ...درک کنی که این ملامتگر، از اساس توهمی و دروغگو است و سخن او هم بی پایه و دروغ است و تا زمانی که حرفش را جدی نگرفته ای هیچ آسیبی به تو نمی زند...ولی به محض اینکه مانند یک کودک 4 ساله و زود باور!! او را جدی می گیری و حرفش را باور می کنی زهرش را می ریزد.. ایمان بیاور که می توانی از زیر سلطه او خارج شوی...

علی بهانه‌گیر - وبلاگ محمدجعفر مصفا

علی بهانه‌گیر - وبلاگ محمدجعفر مصفا


پادکست جنس

پادکست جنس


مزخرف


برای زیستن دو قلب لازم است،


   قلبی که دوست بدارد،


   قلبی که دوستش بدارند ...


                                        احمد شاملو




کلمه‌ها و ترکیب‌های تازه: (برگرفته از لغتنامهٔ دهخدا و معین)


   یاوه: سخن سردرگم و هذیان


   جفنگ: کلام بی‌اساس و گفتهٔ باطل


   خزعبل: سخن بیهوده و مضحک


   ژاژ: کنایه از سخن بیهوده


   حرف مفت: حرف بی‌ارزش


   مهمل: لفظی است که معنی ندارد چون دوب


   لاطائل: بیهوده، بیفائده


   پرت و پلا: بیهوده، چرند و پرند


   چرند: حرف پوچ و بی‌معنی، و گاهی با لفظ «پرند» به همین معنی استعمال می‌شود.


   مزخرف: آراسته‌شده با چیزهای فریبنده، دروغی که مانند راست آراسته کرده باشند.



پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۶ - سایت محمدجعفر مصفا

پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۶ - سایت محمدجعفر مصفا



پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۵ - سایت محمدجعفر مصفا

پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۵ - سایت محمدجعفر مصفا




پادکست دانش

پادکست دانش


ملامتگرهای کوتوله ی خیالی (قسمت دوم) - منصور بنانی

ملامتگرهای کوتوله ی خیالی (قسمت دوم)

از گمان و از یقین بالاترم

وز ملامت بر نمی گردد سرم (3-4126)

در کتاب "چه کسانی در  سر تو زندگی می کنند" ابتدا بر این موضوع تأکید می شود که ما مسؤول رفتار، احساسها و افکار خودمان هستیم در نتیجه قادر به تغییر آنها هستیم...

در این کتاب، نویسنده توجه  ما را به لحظات اشتباه کردن در زندگی، جلب می کند و اینکه عادت داریم در آن مواقع به خودمان چه بگوییم؟

سپس برای اینکه به مشاهده کسانی که در سر ما زندگی می کنند، کمک کند می گوید تجسم کن که در حال رانندگی هستی و ناگهان متوجه می شوی که بنزین ماشین تقریباً تمام شده و همین الان باید یک پمپ بنزین پیدا کنی. این صحنه را با جزئیاتش تصور کن. بدنت را روی صندلی احساس کن و دستها را روی فرمان.. به درجه بنزین نگاه کن بنزین تقریباً تمام شده و چراغ هشدار آن روشن شده است..چیزی نمانده که ماشین متوقف شود...آنگاه توجه کن که در درون سرت به خودت چه می گویی؟

تنها فکر مناسب با چالش روبرو که به ذهن خطور می کند این است:  "نزدیک ترین پمپ بنزین کجاست؟"

بقیه افکارت معمولاً همه مخرب هستند. در این موارد ببین قسمت مشاهده کننده ی واقعیت و بالغ وجود، زمام امور را در دست دارند؟ یا به بقیه شخصیت های درون مغزت هم اجازه می دهی که نقش داشته باشند؟ ملامتگرهای کوتوله خیالی را مشاهده کن و ببین در این لحظه از زندگی ات، کدام یک از این ها به طور خود جوش و اتو ماتیک فعال شده اند. با مشاهده آنها می توانی آنها را بدون سرکوب، مهار کنی و از یکی شدن با آنها بپرهیزی. این شخصیتهای کوتوله هر کدام می تواند شکل و قیافه و لباس.. خاصی داشته باشند!:

1-    غصه خور و بد بین: نکنه...نکنه در جاده بمانی و پمپ بنزین پیدا نکنی. نکنه به قرار نرسی یا دیر به سر کار برسی و کارت را از دست بدهی و....پیام پنهانی: در مورد آینده نگران باش

 

2-    جادو گر بدجنس و قلدر: تو یک احمق بی عرضه هستی..پیام پنهانی: از خودت متنفر باش

 

3-    عیب جو: چرا هیچ وقت دقت نمی کنی؟ چرا حواست را جمع نکردی؟  پیام پنهانی: در مورد گذشته احساس گناه داشته باش و از خودت متنفر باش

 

4-    حسرت کش: کاش دیروز باک را پر می کردی.. پیام پنهانی: در مورد گذشته احساس گناه داشته باش و غصه بخور!

 

5-    قاضی ظالم و اغراق کننده: تو مرتکب اشتباه وحشتناکی شده ای...تو یک اشتباه کار و احمق بالفطره هستی!.. پیام پنهانی: در مورد گذشته احساس گناه داشته باش و از خودت متنفر باش

 


کاریز اصل چیزها

کاریز اصل چیزها


پادکست جوالدوز

پادکست جوالدوز

سلطان شیعه

سلطان شیعه


ملامتگرهای کوتوله ی خیالی (قسمت اول)

   کتاب "چه کسانی در سر تو زندگی می کنند؟" اثر مری گلدینگ و ترجمه رضا سیفی و شیرین شریفیان انتشارات فراروان؛ بهانه ای شد تا بحث شیرین! "ملامت خود" را در چند قسمت و مطالب "کتاب" را از قسمت های بعد مرور کنیم. البته شیرین از این نظر که؛ شناخت و مشاهده درونی ملامت خود، برای رهایی از شر "منیت"، کار ساز است و به قول آقای مصفا یکی از کلیدهای رهایی است؛ زیرا "ملامت خود" از ستونهای اصلی منیت محسوب می گردد.


  ولی واقعیت مطلب این است که تلخ ترین قسمت زندگی همین جاست. چه چیزی بدتر از اینکه بدترین دشمنان ما دائم در کنار ما باشند و در گوش ما نجوای بازخواست و محکوم نمودنمان را مرتب و به ویژه موقع اشتباه تکرار نمایند و همراه آن زهر خودشان را هم که همانا هیجان منفی است؛ (نظیر افسردگی ، احساس حقارت و حماقت و بدبختی و خشم و..) بر جان شیرین ما تزریق نمایند!... خوب ما هم که بشریم و جائز الخطا و مرتب اشتباه می کنیم! (هر چند بیشتر آنچه اشتباه حساب می شود بیشتر ناشی از توقعات و حرص بیش از حد ماست که بر آورده شدنی هم نیست!!) پس می بینیم که چه تله ی خوبی برای "ملامت خود" فراهم شده است! و بیچاره جان شیرین ما...


اینجاست که باید از عمق جان فریاد بر آورد که:

میازار "خود" را که حوری وش است!

که جان دارد و جان شیرین خوش است