خداحافظ

خداحافظ ...

و سلام!


مُجملیات (مینیمال‌ها) - (لطفاً عنوان مینیمال را در ابتدای نظر خود قید کنید.)

مُجملیات (مینیمال‌ها)

(لطفاً عنوان مینیمال را در ابتدای نظر خود قید کنید.)

دربارهٔ مینیمال‌ها:


   بعضی‌ها می‌گویند مینیمال همان شکل سریع تلفظ کلمهٔ Mini Mail به معنای نامهٔ کوچک است که در فارسی کوته‌نوشت نیز معنی می‌شود. در واقع مینیمال‌نویس یا همان مینیمالیست، حاصل تأمل خود را به صورت خلاصه در چند سطر بیان می‌کند. به این صورت هم وقت کمتری صرف خواندن و نوشتن می‌شود و هم منظور به راحتی بیان می‌شود.


   مینیمال تاریخچه‌ای گسترده دارد. شاید قدمت مینیمال به اندازهٔ قدمت زندگی بشر است. مثلاً، همهٔ ضرب‌المثل‌های تاریخ در همهٔ زبان‌ها به نوعی مینیمال به حساب می‌آیند.


   در یک جمله: مینیمال، جمله‌ای کوتاه و بامعنی است. 


   ساده‌نویسی، مختصرنویسی، لُب‌نویسی، ریزنوسیی و کوتاه‌نویسی نیز می‌توانند نام‌های دیگر مینیمال‌نویسی باشند.



چند نکتهٔ دربارهٔ این مینیمال‌ها:


   مجملیات ممکن است روزی چند بار آپدیت(بروز) شود. هر جا اینترنت پیدا کنم، و مجملی بیاید، سریع آن را در اینجا می‌نویسم. چه در سفر چه در حضر.


   مجملیات دسته بندی موضوعی نمی‌شود.


   قسمت نظرهای هر مینیمال مشترک است برای همهٔ مینیمال‌ها. لذا لطفاً در قسمت نظرات، اول نام عنوان آن مینیمال را بنویسید تا مشخص باشد نظر شما دربارهٔ کدام مینیمال است.




پادکست «نامه‌ها و حرفها»

پادکست «نامه‌ها و حرفها»


برنامهٔ پنجاه و دوم رادیو حافظ - بخش دوم و پایانی از مقالهٔ "طنز در اشعار حافظ‌"

برنامهٔ پنجاه و دوم رادیو حافظ - بخش دوم و پایانی از مقالهٔ "طنز در اشعار حافظ‌"


برنامهٔ پنجاه و یکم رادیو حافظ - بخش اول از مقالهٔ "طنز در اشعار حافظ‌"

برنامهٔ پنجاه و یکم رادیو حافظ - بخش اول از مقالهٔ "طنز در اشعار حافظ‌"


برنامهٔ پنجاهم رادیو حافظ - مقالهٔ  "ذهن و زبان حافظ در مقایسه با سعدی، مولوی و خیام"

برنامهٔ پنجاهم رادیو حافظ - مقالهٔ  "ذهن و زبان حافظ در مقایسه با سعدی، مولوی و خیام"


برنامهٔ چهل و نهم رادیو حافظ - بخش دوم و پایانی از مقالهٔ "بار امانت در قلمرو‌ حافظ‌"

برنامهٔ چهل و نهم رادیو حافظ - بخش دوم و پایانی از مقالهٔ "بار امانت در قلمرو‌ حافظ‌"


برنامهٔ چهل و هشتم رادیو حافظ - بخش اول از مقالهٔ  "بار امانت در قلمرو‌ حافظ‌"

برنامهٔ چهل و هشتم رادیو حافظ - بخش اول از مقالهٔ  "بار امانت در قلمرو‌ حافظ‌"


فواید مراقبهء مشاهده گری mindfulness از ديدگاه دانشمندان غربي 8 - منصور بنانی

 مارلات و گوردون Marlatt و Gordon (1985) [2] برنامه "پیشگیری از عود" Relapse prevention را با تلفیق اصول شناخت و رفتار درمانی و مراقبه بصیرت (مشاهده گری)؛ برای ممانعت از برگشت به اعتیاد ارائه نمودند. مراقبه بصیرت برای مقابله با وسوسهء برگشت به اعتیاد به بیماران یاری می رساند.

مارلات در 1994 اعلام نمود[3]  که مراقبه بصیرت بر اساس پذیرش تجربه ی مشاهدهء تغییر دائمی حس های بدنی در لحظه به لحظه زمان حال استوار است و خرد درک و پذیرش عمیق تغییر، تعادل ذهن و صبر را به ارمغان می آورد[1,3] . در صورتیکه اعتیاد، درست بر خلاف تجربهء مراقبه بصیرت، بر اساس عدم توانایی در پذیرش لحظه حال و جستجوی مصرانه برای تجربه نشئگی بعدی اعتیاد است.

 استعاره "موج سواری بر روی امواج اشتیاق " با کمک تمرین مراقبه، بیمار را تشویق می کند که "اشتیاق و حرص شدید به ماده مورد اعتیاد" را همچون "موج اقیانوس" تصور نماید که به تدریج پدیدار می شود و به اوج خود می رسد ولی به تدریج هم فروکش می کند تا نا پدید گردد.

در واقع مراقبه گر درک می کند که عدم پاسخ به میل شدید درونی و فقط مشاهده گر بودن این میل، در نهایت منجر به عبور بی خطر این میل می گردد و آسمان هم به زمین نمی رسد! صرف مشاهدهء میلی که از "نا خود آگاه شرطی" می جوشد و اوج می گیرد، کار ساده ای نیست زیرا این میل تقاضای شدید پاسخ و عمل را مطرح می کند، اما مراقبه گر صبور با کمک مشاهده، زور و فشار میل را کاهش می دهد تا بتدریج این میل از اوج به حضیض و افول برسد. مشاهدهء این "اوج و حضیض میل" را بدون غرق شدن در واكنش، موج سواری می گویند. این موج سواری در سایه ء حضور آگاهانه و حفظ تعادل ذهن امکان پذیر است و در صورت عدم حضور و در تاریکی عدم مشاهده گری، میل و افکار همراه آن انسان را به مانند پر کاه به هر کجا می کشانند و سرانجام غرق خواهند کرد. اما هر میل شدید و حرصی، دیر یا زود فروکش خواهد کرد؛ و هنر مشاهده گر آن است که در تلهء حرص گرفتار نشود و در اوج حرص، دست به گفتار و رفتاری نزند که جز پشیمانی و رنج چیزی به دنبال ندارد! تنها موج سواری کند و از غرق شدن در دریای امیال بپرهیزد.

بنابراین مهارت های مراقبهء بصیرت، بیماران را قادر می سازد تا امواج اشتیاق را همانطور که بروز می نمایند، مشاهده کنند. آنها را بدون قضاوت بپذیرند و با آنها به روشهای مناسب و عاقلانه، برخورد نمایند. مشاهدهء بدون رد و قبول میل و اشتیاق، قدرت لجام گسیختهء آن را به نفع مشاهده گر مصادره می کند!

اصولاً هدف از حرص شدید این است که بر اساس نا آگاهی و غرق شدن در افکار شرطی و ندیدن عواقب کار، ما را به عمل واکنشی و احساسی وادار نماید. در اوج میل و حرص بنظر می رسد که مهمترین عاملی که انسان را از غرق شدن در حرص و عواقب آن محافظت می کند، حضور در زمان حال، آگاهی ورای فکر و مشاهده گری و عقل کلی است. مراقبه گر یا کسی که این تمرین را انجام می دهد، در این "موج سواری" و در حالت توجه، مراقب است که غرق در اشتیاق نگردد و بر اساس آن مرتکب عمل نشود و درک نماید که اشتیاق شدید هم از قانون گذرا و موقتی بودن تبعیت می نماید. این تمرین از پایه های مراقبه بصیرت و مشاهده گری است که در اعماق ذهن و در ریشه های عادتهای قدیمی هم تمرین می شود و دیر یا زود به ریشه کنی آنها منتهی خواهد شد.


پادکست «ذکر»

پادکست «ذکر»


پادکست «ورودی»

پادکست «آسمان»


پادکست «آسمان»

پادکست «آسمان»


پادکست «ترس در رابطه»

پادکست «ترس در رابطه»


پادکست «خسران»

پادکست «خسران»


پادکست «تابلو»

پادکست «تابلو»



پادکست «او»

پادکست «او»


پادکست «جواسیس القلوب»

پادکست «جواسیس القلوب»



پادکست «دست‌گیری»

پادکست «دست‌گیری»



پادکست «مستی»

پادکست مستی


پادکست «کری باطنی»

پادکست «کری باطنی»


پادکست «غایب»

پادکست غایب


زمان و زندگی - محمدجعفر مصفا

   یکی از طرح‌های فکر برای فرار از واقعیات این است که انسان را از زمان حاضر که تنها زمان واقعی است غافل نگه می‌دارد و او را در دو زمان موهوم ذهنی و غیر واقعی یعنی زمان گذشته و آینده مشغول می‌دارد. زمان حاضر تنها زمانی است که حرکت زندگی در آن واقع می‌شود و انسانی که در لحظهٔ حاضر زندگی نمی‌کند، اصولاً در زندگی نیست و زندگی را از دست داده است.


   مشغولیت فکر در زمان، به معنای مشغولیت فکر با محتویات خودش است، نه با آنچه در زندگی می‌گذرد.


   محتویات خودش چیزی جز پندارها و تصاویر تهی از واقعیت نیست.


برگرفته از کتاب تفکر زائد 


رنج هستی

   در سفر قبلی گروه «خمر کهن» به گرگان و اطراف آن، طی گفتگویی با آقا مجتبی کبودوندی عزیز دربارهٔ اعتیاد به مواد مخدر، توجهم به این موضوع جلب شد که چه شباهتهایی بین اعتیاد به مواد مخدر و اعتیاد به هویت ممکن است وجود داشته باشد.


   واقعیت اینست که ما انسانهای اسیر خیال شخصیت یا همان «هستی» معتادان بالقوه‌ایم. نه، اشتباه کردم، چرا بالقوه؟ بلکه بالفعل دروناً معتادیم. معتاد به تمام موادی که هویت از ما طلب می‌کنم تا به او برسانیم. وگرنه خماری‌اش را نمی‌توانیم تحمل کنیم. نمی‌توانیم با آن خماری بمانیم.


   آیا ما از صدقه‌سری شخصیت داشتن، اعتیاد به مورد تأیید قرار گرفتن نداریم؟ اعتیاد به دوست‌داشته شدن نداریم؟ اعتیاد به نپذیرفتن هر حالتی که داریم و اعتیاد به نق زدن دائمی به خودمان نداریم؟ اعتیاد به مقایسه کردن و همیشه احساس کمبود کردن نداریم؟ به خشم ورزیدن اعتیاد نداریم؟ به تلاش برای کسب آرامش از طریق مطالعه اعتیاد نداریم؟ و در یک کلام، به فکر کردن آیا اعتیاد نداریم؟! 


فواید مراقبه مشاهده گریmindfulness از دیدگاه دانشمندان غربی 7 - منصور بنانی

بيماريهاي قلبي عروقي

اگرچه در چند سال گذشته صحبت از افزايش بي‌رويه آمار سرطان‌هاي مختلف در دنيا به گوش مي‌رسيد و پيش‌بيني مبني بر اين بود كه تا چند سال آينده آمار بيشترين تلفات به اين عارضه اختصاص خواهد يافت ولي آمار و پيش‌بيني‌هاي جديد همچنان بيماري‌هاي قلبي – عروقي را با اختلاف معني‌داري، اصلي‌ترين علت مرگ و مير در جهان در سال‌هاي آتي مي داند. طبق آمار وزارت بهداشت و درمان آمريكا، بيماري‌هاي قلبي بالاترين آمار مرگ و مير را در سطح جهان به خود اختصاص مي‌دهند و به طور مثال 15 ميليون نفر در آمريكا مبتلا به اين نوع بيماري هستند. براساس آمار اعلام شده در سال‌هاي 2005 و 2006، بين 4 تا 6 درصد مردم هر كشور به بيماري‌هاي قلب و عروق مبتلا بوده‌اند كه اين ميزان در سال‌هاي اخير هم‌چنان رو به افزايش است و البته بخش عمده اين آمارها مربوط به كشورهاي كم‌درآمد و متوسط است (1).


دو معجون معجزه آسا در پيشگيري از گرفتگي عروق كرونر - منصور بنانی

بيماري همچون پيري و مرگ در مسير زندگي انسان اجتناب ناپذيرند و چه بسا بيماري همچون بسياري از رنج ها و سختي ها و شوك هاي زندگي، نقش كمك كننده در بيدار كردن انسان از هويت فكري را ايفا مي كنند. در واقع بيماري جدي، شانس برخورد و آشنايي انسان را با بعد ديگر وجود ش، يعني آگاهي وراي فكر ايجاد مي كند. جالب توجه اينكه آگاهي فكري بدون حاكميت آگاهي وراي فكر و در مواردي كه حاكم مطلق وجود انسان باشد، اغلب به عنوان يكي از علل ريشه اي بسياري از بيماريها تلقي مي گردد.
 ابتدا به دلايل مختلف، گرفتگي عروق كرونر( عروقي كه اختصاصاً عضله قلب را تغذيه مي كنند) ايجاد مي شود و متعاقب آن اگر گرفتگي كامل باشد، سكته يا آنفاركتوس قلبي به دليل از بين رفتن سلولهاي عضلاني قلب كه از آن رگ ، خونرساني مي شدند؛ پيش مي آيد.
سكته قلبي در واقع از بيماريهاي ناشي از تسلط فكر بر انسان متمدن امروزي است و از قاتلين عمده بشر امروزي هم محسوب مي شود. افكاري كه تا 99 درصد آنها منفي و تكراري و استرس آور هستند و دردي را هم از انسان دوا نمي كنند!! و بر استرس و عوارض آن مي افزايند. يكي از عوارض استرس اعتياد به پر خوري است و پرخوري هم از علل اصلي گرفتگي عروق كرونر!
مغز انسان توهمات خيالي هويت فكري را واقعي تصور نموده و در دام غم و غصه و خشم از گذشته و اضطراب از آينده مي افتد و متعاقب آن روز به روز بر گرفتگي عروق كرونر، به ويژه در افرادي كه از زمينه ارثي هم برخوردار هستند، اضافه شده و متأسفانه، در بسياري از موارد، نشاني قابل توجهي هم در شخص قرباني ايجاد نمي شود.  
مشكلات قلبي البته ريشه ژنتيكي هم دارند. در خصوص گرفتگي عروق و سكته متعاقب آن جايي خواندم كه تا 250 ژن دخيل هستند.
ولي با وجود اين ها، اين بيماري با رعايت موارد زير تا حد زيادي قابل كنترل و پيشگيري است. البته نكته مهم اين است كه تغيير سبك زندگي شامل مجموعه اي از عوامل است و به تنهايي با استفاده از فقط يك عامل، نتيجه قابل توجه نخواهد بود. ( در ايجاد بيماري ها و همينطور در پيشگيري و درمان آنها معمولاً، مجموعه اي از عوامل دخيل هستند، بنابراين هميشه نمي توان انتظار يكساني را در همه موارد داشته باشيم.)
در محافظت از قلب علاوه بر مراقبه و وضعيت آلفا و اثر ذهن بر جسم و مباحث فيزيك كوانتوم در اين زمينه، كه اثرات معجزه آسايي( به علت افزايش ملاتونين و...و كاهش كورتيزول و...) دارند، موارد زير هم توصيه مي شود:
 دو معجون معجزه آسا در باز كردن گرفتگي عروق كرونر(رگهاي تغذيه كننده قلب):
1-    سكنجبين عسل و سركه سيب: سركه سيب خانگي نه صنعتي، يك قاشق مرباخوري+ عسل ( هر چه طبيعي تر بهتر) يك قاشق غذاخوري + آب ولرم، يك ليوان؛ كه خوب مخلوط شوند.
 روزانه يك ليوان هر زمان كه مناسب دانستيد و ميل تان كشيد( همراه گلاب هم مي توان استفاده نمود. البته بهتر است يك ساعت قبل از غذا باشد) و به مدت  3 ماه متوالي مصرف نماييد. اين شربت را به توصيهء اكيد دوست عزيزم آقاي دكتر راسخي كه در زمينه داروهاي گياهي تجربه و تخصص دارند، تجربه نموده و مفيد و مؤثر ديدم. (دكتر راسخي عليرغم يك بار تجربهء حدود ده سال پيش بنده، در خوردن همزمان خربزه و عسل، اين تركيب را كاملاً مضر مي دانند و عدم تجربه دل درد و .. را در آن يك بار، به دليل تفاوتهاي فردي و.. استثناء مي دانند.)
 
2-    سير و ليموترش: 30 عدد حبهء سير پوست كنده + 5 عدد ليمو ترش شيرازي( ليموهاي ريز) همراه پوست و بدون دانه+ 4 ليوان آب به خوبي مخلوط شوند (افزودن پودر زنجبيل را هم برخي توصيه نموده اند).
سپس اين مخلوط، در يك ظرف روي حرارات به اندازهء شروع جوشيدن( به اصطلاح يك قل!) حرارت داده شود. بعد از آن صاف(صافي فلزي يا..) گردد و عصارهء نسبتاً غليظ بعد از صاف كردن، در يخچال نگهداري شود.
 روزانه 30 سي سي ( حدود نصف استكان) و به مدت 21 تا 40 روز مصرف آن توصيه شده است.
3-    براي محافظت از قلب خواب كافي، ورزش سبك ولي منظم و هر روز ( به عنوان مثال نيم تا يك ساعت پياده روي) ، اجتناب از خشم و كينه ( و افكار همراه بايد نبايد مولد خشم ) ضروري است.
4-    تغذيه مناسب، تغذيه گياهي ( 70 تا 80 در صد ميوه و سبزي خام ؛ 20 تا 30 درصد پختني و روزانه مقدار كمي –يك مشت- آجيل) اجتناب از بزرگ شدن شكم( بزرگي شكم معمولا همراه با گرفتگي عروق است) اجتناب از غذا ي پختني بعد از 7 بعد از ظهر و روزهء شبانه ( از 6 تا 8 غروب تا صبح ) و اجتناب از پر خوري در يك وعده،
در افراد مبتلا بايستي به نحوي ويتامين B12 ،اسيد فوليك، امگا 3 تأمين شود( شايد گاهي تخم مرغ و ماهي يا جايگزين هاي آنها ضروري باشد ) زالزالك (يا كيالك يا گويج) و خيلي از ميوه ها و سبزي ها و آجيلها و روغن زيتون و كنجد( در حد مناسب) هم در حد اعتدال، براي باز كردن عروق و كاهش چربي و...مفيد هستند.
چك كردن ساليانه چربي و كلسترول و كلسترول مفيد و مضر و.. ( خانمها بعد از يائسگي حساس تر به بيماريهاي فلبي مي شوند) با كمك آزمايش خون مفيد است.
·        نكته مهم اينكه كساني كه داروهاي قلبي مصرف مي كنند (يا تقريباً هر دارويي را كه مرتب مصرف مي كنند) از خوردن گريپ فروت اجتناب كنند يا با پزشك شان مشورت نمايند( كساني كه اصلا دارويي مصرف نمي كنند، اين ميوه براي كاهش چربي و كلسترول آنها بسيار هم مفيد است و اشكالي ندارد)
·        داروهاي قلبي اغلب با جين سينگ و زنجبيل هم تداخل دارد.
موضوع: اعتياد، پرخوري، توهم خود، خشم، شفا، وضعيت آلفا، مراقبه، تغيير سبك زندگي، گياهان دارويي

گفتگو در آبان ۱۳۹۱ - سایت محمدجعفر مصفا

   این گفتگو با موضوعاتی متنوع با آقایان حاج‌هاشمی و قصری در تاریخ چهارم آبان  سال ۱۳۹۱ برابر با 25 اکتبر 2012 انجام شده است. موضوعات این گفتگو عبارتند از: «قضا و قدر، جبر و اختیار، آیا صحبت از رهایی لزومی دارد؟، توهم، سیر و سلوک، دیدار محمدجعفر مصفا با جیدو کریشنامورتی در هندوستان، ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه از دیدگاه جیدو کریشنامورتی، ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه از دیدگاه محمدجعفر مصفا، مذهبی بودن به چه معناست؟، درباره هنر و هنرمند، آواز و موسیقی، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری».


برگ مرگ

 

از چه نامِ برگ را کردی تو مرگ؟

جادویی بین که نُمودت مرگ، برگ 



آن اصل چیست؟


کآنچه اصلِ‌اصلِ عشق است و وَلاست

آن نکردی، این‌ چه کردی، فرع‌هاست!


گفتش آن عاشق: بگو کآن اصلْ چیست؟

گفت: ...


دیوار


   داشتم از خیابانی در منطقه‌ای بنام Bonnyrigg گذر می‌کردم که پدیدهٔ جالبی دیدم. ما هم که نخورده مست و فضول، همینطوری سرمان درد می‌کند برای موضوعات عرفانی، چه برسد به اینکه ابوالفضل هم یاری‌مان کند و چیزی پیش پایمان بگذارد برای اینجور صحبتها. ویدیوی زیر را گرفتم تا درباره‌اش مطلب یا شاید مطالبی بگویم. ببینیم چه می‌آید. 


سیکل معیوب هویت سازی(تخیل منیت کاذب) - منصور بنانی


   "من فکری" با چه مکانیزمی در ذهن ما پا گرفته است؟ از طریق "پاندول حرص و خشم".  در کودکی با ملایمت و مهربانی به ما گفته نشد: "تو بی عرضه ای!!" یا وقتی به ما گفته می شد: "تو با عرضه ای و باید همیشه با عرضه بمانی" خالی از حرص و طمع نبوده است. و به تدريج با اين تلقين هاي همراه حرص و خشم، ياد گرفتيم كه من اصلي خودمان را همان جريان فكري در سرمان تصور كنيم. و از من اصيل يا همان هوشياري برتر يا تماشاگر ناظر دروني يا فضاي توجه وراي افكار يا هيچستان هستي يا هر اسمي كه براي آن بگذاريم، كنده شديم! و دچار بيماري توهم خود فكري و درد و رنج بيهودهء آن شديم!


در حال حاضر هم تنها چیزی که "من فکری" را استمرار می دهد:  حرص در قالب "باید نباید ذهنی" است. باید نبایدهایی که غیر علمی هستند و غیر واقعی و به دنبال آن، اگر دستورات احمقانهء یک "من ذهنی" در قالب باید نباید هاي غير منطقي، پیاده نشود، تلقین های "خیلی افتضاح شد"، "قابل تحمل نیست!!" " آدم نا لایقی هستم و همیشه نا لایق خواهم بود!!!"و....فعال می شوند و آن سر پاندول يعني خشم خودش را نشان مي دهد. خشم در قالب ملامت خود و نق زدن های ملامتگرهای ذهنی شروع به شکنجه گری می کنند و اینگونه "منیت فکری!" با تسلیم شدن به سخنان "ملامتگرهای ذهنی" و غرق شدن در افکار غیر علمی دیگر و... استمرار می یابد.