مولانا و ملامت خود ( قسمت چهارم) - منصور بنانی
غیبت مشاهده گری درست، غلبه ی منیت کاذب و پشیمانی
ماهیت پاندول ذهنی حرص و خشم که از پایه های اصلی نفس است، چنین است که همواره با طعمه ی لذت ما را به سمت اسارت غم و رنج و پشیمانی و ملامت خود مي كشاند. تنها مشاهده گری درست، ما را از کمند این پاندول ذهنی رها می کند. اما مشاهده ي كوركورانه نفساني ناشي از غلبه خواستن و حرص شديد ذهني، مانع ديدن حقيقت آنچنان كه هست مي شود. نتيجه محتوم اين حرص شديد و نديدن، پشيماني و ملامت خود است. به همين دليل مولانا در چندين جاي مثنوي ، دعاي اللهم ارني الاشياء كما هي= "خدايا چيزها را همانطور كه هستند بر من بنما" را تأكيد و تكرار كرده است:
ای خدا بنمای تو هر چیز را
آنچنانکه هست در خدعه سرا
اهميت اين دعا در اين است كه مشاهده ي درست و بدون حرص و خشم، سرچشمه نيكي ها ست. با تفاوت درك و شهود دروني، احتمال خطا و اشتباه ناشي از مشاهده نادرست به كمترين ميزان خود رسيده و انسان با چشم گشوده، به شاهراه سعادت قدم خواهد گذاشت. شاهراهي كه پشيماني و ندامت و حسرت و ملامت خود در آن راهي ندارد. مولوي در يكي از مواردي كه به دعاي فوق اشاره نموده است دليل نياز به استجابت اين دعا را هم ذكر نموده است:
تا به آخر، چون بگردانی ورق
از پشیمانی نه افتم در قلق