غارهای جنولان

غارهای جنولان


دگرگونی - محمدجعفر مصفا

   در زمینهٔ امور روانی، بهبود تدریجی و اصلاح و پیشرفت بمرور زمان، بی‌معنا است. باید تحول و دگرگونی یکباره حادث بشود. یعنی پندارهائی که در ذهن لانه کرده و ما آنها را بنام "من" می‌شناسیم، یا باید یکباره از ذهن خارج شوند، یا بتدریج و مرور زمان و امروز و فردا کردن هم خارج نمی‌شوند.


   "فردا و سال دیگر کمی بهتر خواهم شد"، فریبی است که فکر در کار ما می‌کند برای اینکه حیات خود را از امروز به فردا و از فردا به هزاران فردای دیگر بکشاند و ما را از لزوم دگرگونی اساسی و وانهادن یکبارهٔ "من" غافل نگه دارد.


افتخر یفتخر افتخار

افتخر یفتخر افتخار


گوهری از بحر معنوی (1) - منصور بنانی

"گوهری از بحر معنوی" مجموعه ای از تک بیت های انتخاب شده ی مثنوی مولوی است که به تدریج تقدیم حضورتان می گردد. منابع مورد استفاده در مجموعه ی "بارقه ای از آفتاب" به ویژه مثنوی معنوی آقای کریم زمانی در اینجا هم به کار رفته است:
عاشقان از بی مرادی های خویش
با خبر گشتند از مولای خویش 4466/3
معنی بیت: عاشقان از نرسیدن به مقصود و آرزوی خود از سرور و مولای خویش با خبر شدند.

شهود


هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست

ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست   (حافظ)



کرامات و عرفان - وبلاگ محمدجعفر مصفا

کرامات و عرفان - وبلاگ محمدجعفر مصفا


پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۳٠ سایت محمدجعفر مصفا

پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۳٠ سایت محمدجعفر مصفا



برنامهٔ چهل و چهارم رادیو حافظ - بخش اول مقاله "معرفی و نقد کتاب ِ "حافظ از نگاهی دیگر""

برنامهٔ چهل و چهارم رادیو حافظ - بخش اول مقاله "معرفی و نقد کتاب ِ "حافظ از نگاهی دیگر""


فهرست موضوعات این برنامه:


قسمت اول معرفی و نقد کتاب ِ "حافظ از نگاهی دیگر"‌ نوشته‌ی آقای علی ‌حصوری

مقاله‌ای از خانم پریسا حبیبی

برگرفته از نشریه "کتاب ماه ادبیات"‌ شماره 51 تیر ماه 1390


معرفی کتاب به لحاظ ساختاری

معرفی کتاب به لحاظ محتوایی

عرفان زدایی از دیوان حافظ

مادی دانستن می و معشوق در اشعار حافظ

مَشت Masht، شراب کهنه و رسیده

مهر پرستی حافظ

معرفی کتاب به لحاظ مأخذ شناسی‌

نقد نظر خرم‌شاهی، از دیدگاه نویسنده کتاب

متن شناسی‌ دیوان حافظ

حافظ از جوانی تا پیری

حافظ در جوانی عارف نبوده

در میانسالی هم گرفتار زیبا‌ رویان دلفریب بوده

و در پیری عاشق و نظر باز و پیشه‌ور عشق‌های زمینی

ابیات مدح آمیز حافظ در باب دیگران

ساقی‌نامه حافظ


تکثر و تعین - محمدجعفر مصفا

تکثر و تعین - محمدجعفر مصفا


مورچه

بعضی‌ها که چه عرض کنم خیلی از ما، فکر می‌کنیم عرفان و خود‌شناسی برابر با کسب و بدست آوردن چیزهایی است. اسم این «چیز‌ها» را هم مثلاً مقام و حال و فضایل می‌گذاریم. حتی من و شما هم که ماشالله ماشالله یک پا خودشناسیم، یا حداقل اینطور فکر می‌کنیم، اگر نه برای تحصیل و کسب چیزی سراغ مطالب عرفانی می‌رویم، پس برای چه می‌رویم؟! همین الان شما برای چی به این سایت سر زده‌ای؟! آیا انگیزهٔ "شدن" پشت آن نیست؟ آیا نپذیرفتن خودمان در این مراجعه نهفته نیست؟ من اگر نخواهم چیزی بشوم، اگر در کیفیت پذیرش(رضا) باشم، دیگر چه لزومی دارد به این در و آن در بزنم؟ چرا می‌خواهم چیزی بدست بیاورم؟ ولو این چیز "مقام" و "حال" نباشد و اسمش خوشبختی، احساس خوب، احساس سبکی، رهایی، عشق یا هر چیز دیگر باشد.



ارتباط با زندگی - محمدجعفر مصفا

   یکی از خصوصیات هویت فکری اینست که به محض تماس با هر چیز، لحظات کوتاهی را در رابطه با واقعیت آن می‌ماند و بلافاصله ارتباطش با آن قطع می‌گردد و با تعبیر و معنای آن چیز خود را مشغول می‌کند.
   معنای این امر آن است که ما فقط لحظات کوتاهی در واقعیت قضایای زندگی هستیم.
برگرفته از کتاب "رابطه"

---
برای دریافت جملات قصار سایت محمدجعفر مصفا، این توضیح را بخوانید.

خلوت

بهتر نه، خوب نه، حیاتی است که انسان حداقل ساعتی را در روز برای خلوت کردن با خودش و تنها بودن کنار بگذارد. جدا شدن از همه چیز: از دیگران، از جمع، از کتاب، روزنامه، رادیو و تلوزیون و ماهواره، از گوشی مبایل، از فیسبوک و اینترنت، از کامپیوتر و لپ تاپ، از همه چیز بطور مطلق.


معنای تعلق - محمدجعفر مصفا

معنای تعلق - محمدجعفر مصفا


آرشیو صد پادکست دوم - پادکست‌ها

آرشیو صد پادکست دوم - پادکست‌ها



مرکز

  آیا تا بحال دقت کرده‌ایم که چرا انسان‌ها را با تصویری که از سرشان(چهره‌شان) در ذهن داریم، می‌شناسیم؟ وقتی مثلاً خودمان را  روی فرمی، پروفایلی می‌خواهیم معرفی کنیم، تصویر سرمان را می‌گذاریم، نه عکس مثلاً پا یا دستمان را. یا من باب مثال وقتی کاریکاتوریست‌ها می‌خواهند شخصیت فردی را به طنز نمایش دهند، اصلی‌ترین تمرکز آنها روی سر و چهرهٔ اوست. 


   یا مثلاً اگر کسی بمن بگوید پسر عمویت کیست، من نمی‌روم عکس دست و پای پسر عمویم را بیاورم نشان او دهم و بگویم اینست. بلکه عکس سر پسر عمویم را نشانش می‌دهم. یا اگر عکسی که در آن، بدن پسر عمویم هم هست را به او نشان دهم، حتماً آن عکس باید سر پسر عمویم را هم شامل شود. اگر بدن بدون سر او را نشان دهم پذیرفته نیست، نامتعارف است. پس حتماً باید سر او در عکس باشد و این سر اوست که نمایندهٔ اوست. در حالیکه اگر خوب دقت کنیم، حقیقت پسر عموی من که سر او نیست! هست؟ آیا سر شما خود شماست؟ یعنی سر و حالت چهرهٔ شما تمام کیفیت و حال و احوال درونی شما را بیان می‌کند؟ 


پادکست "کار خویش"

پادکست "کار خویش"


پادکست "هزل"

پادکست "هزل"


برنامهٔ پنجاه و چهارم رادیو مولانا - قسمت دوم(پایانی) گفتگو با خانم سعیده قدس

برنامهٔ پنجاه و چهارم رادیو مولانا - قسمت دوم(پایانی) گفتگو با خانم سعیده قدس


ارتباط ذهنی

ارتباط ذهنی


بارقه ای از آفتاب (1) - منصور بنانی

   مجموعه ای که به مرور و اگر عمری باشد، طی ماهها و سالهای پیش رو، تحت این عنوان، تقدیم حضورتان می شود، شرحی بر تک بیتی های برگزیده از غزلیات شمس مولانا ست (کار مشابه ای در خصوص مثنوی هم انجام خواهد شد). منابع اصلی مورد استفاده، که بیشتر برای معنی کلمات و ابیات، در این مجموعه استفاده شده است، گزیده غزلیات شفیعی کدکنی و گزیده غزلیات بهاءالدین خرمشاهی و مثنوی معنوی کریم زمانی است (زیرا برای شرح بیت از مثنوی هم استفاده می شود). از برخی منابع دیگر هم شامل سایت دوست عزیزم پانویس، سایت گنجور و گنج حضور(پرویز شهبازی) و همچنین کتابهای کلیات دیوان شمس محمد عباسی، با پیر بلخ محمد جعفر مصفا، ، مثنوی معنوی کلاله خاور و فرهنگ عمید و.. استفاده شده است. غزل کامل و بدون شرح هم در صورتی که در گزیده ی شفیعی کدکنی باشد، از آنجا و در غیر اینصورت از سایت گنجور آورده خواهد شد و شماره غزل هم از سایت گنجور گرفته شده است. این مراجع در قسمتهای بعدی ذکر نخواهند شد، مگر اینکه رفرانس جدیدی استفاده شده باشد.

   در این مجموعه، بیشتر برداشت های شخصی در "شرح بیت" وارد شده و از همین رو از بیان نظرات، اصلاحات و انتقادات دوستان هم استقبال خواهد شد. این نظرات حتماً به نحوی، در کتابی که قرار است در آینده؟ به خواست خدا، از این مجموعه بیرون بیاید!، استفاده خواهد شد.


بیتی از غزل شماره 37  شمس مولانا:


این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی

راه شدی، تا نبدی این همه گفتار مرا  



پادکست "ابهام‌طلبی"

پادکست "ابهام‌طلبی"


گل آن جهانی - منصور بنانی

گل آن جهانی - منصور بنانی

با تبریک سال نو و آرزوی شادی و آرامش برای همه ی موجودات و همه ی انسانها، هدیه نوروزی ام برای شما دوستان و خوانندگان عزیز، غزلی از غزلیات شمس تبریزی اثر شگفت انگیز حضرت مولانا ست:

غزل شماره 1348 و شرحی بر آن:

بازگشت گلهای اسرار آمیز و رنگارنگ را از سرزمین نیستی و قدم گذاشتن آنها را به باغچه ها، پارکها و جنگلها و گلدانها  و... تحول زمین و زمان و وزش نسیم بهاری را به همه دوستان، انسانها و مورچه ها و گنجشکها و کلاغها و.. تبریک و شاد باش می گویم. امیدوارم همگی فرصت و همت بیشتری برای حس کردن ضربان نبض زمین پیدا کنیم.

پیوند با طبیعت، به شفای جسم و جان مدد می رساند. ثابت شده که طواف گیاهانی که دوستشان داریم، در بهبودی از بیماری مؤثر است. قدم زدن همراه با توجه، در اطراف گل و گیاه، به انسان آرامش و شادی می بخشد و امواج شفا دهنده ی آلفا را در مغز ما به نوسان در می آورد.