مرکز
آیا تا بحال دقت کردهایم که چرا انسانها را با تصویری که از سرشان(چهرهشان) در ذهن داریم، میشناسیم؟ وقتی مثلاً خودمان را روی فرمی، پروفایلی میخواهیم معرفی کنیم، تصویر سرمان را میگذاریم، نه عکس مثلاً پا یا دستمان را. یا من باب مثال وقتی کاریکاتوریستها میخواهند شخصیت فردی را به طنز نمایش دهند، اصلیترین تمرکز آنها روی سر و چهرهٔ اوست.
یا مثلاً اگر کسی بمن بگوید پسر عمویت کیست، من نمیروم عکس دست و پای پسر عمویم را بیاورم نشان او دهم و بگویم اینست. بلکه عکس سر پسر عمویم را نشانش میدهم. یا اگر عکسی که در آن، بدن پسر عمویم هم هست را به او نشان دهم، حتماً آن عکس باید سر پسر عمویم را هم شامل شود. اگر بدن بدون سر او را نشان دهم پذیرفته نیست، نامتعارف است. پس حتماً باید سر او در عکس باشد و این سر اوست که نمایندهٔ اوست. در حالیکه اگر خوب دقت کنیم، حقیقت پسر عموی من که سر او نیست! هست؟ آیا سر شما خود شماست؟ یعنی سر و حالت چهرهٔ شما تمام کیفیت و حال و احوال درونی شما را بیان میکند؟