برنامهٔ پنجاه و سوم رادیو مولانا - قسمت اول گفتگو با خانم سعیده قدس

برنامهٔ پنجاه و سوم رادیو مولانا - قسمت اول گفتگو با خانم سعیده قدس

http://www.radiomolana.com/2013/03/program-53.html



بهار جان

گفت پیغمبر که نفحتهای حق

اندرین ایام می‌آرد سبق


گوش هش دارید این اوقات را

در ربایید این چنین نفحات را


گفت پیغمبر ز سرمای بهار

تن مپوشانید یاران زینهار


زانک با جان شما آن می‌کند

کان بهاران با درختان می‌کند


لیک بگریزید از سرد خزان

کان کند کو کرد با باغ و رزان


راویان این را به ظاهر برده‌اند

هم بر آن صورت قناعت کرده‌اند


بی‌خبر بودند از جان آن گروه

کوه را دیده ندیده کان بکوه


آن خزان نزد خدا نفس و هواست

عقل و جان عین بهارست و بقاست


   بهار جان اسیر زمان و مناسبت نیست. چون از جنس زمان و ذهن نیست. ایام و مناسبات اجتماعی به انسان شادکامی حقیقی نمی‌دهد. بلکه انسانی که جانش بهاری است به ایام، روابط و روز‌ها برکت و سرزندگی می‌دهد. 



پادکست "دزد"

پادکست "دزد"


پادکست ظاهر و باطن

پادکست ظاهر و باطن


برنامهٔ چهل و سوم رادیو حافظ - بخش دوم مقاله "طنز حافظ و گونهٔ مضمونی و ساختاری ‌آن"

فهرست موضوعات این برنامه:


رابطه‌ی طنز و هنر

طنز انتقادی در دیوان حافظ

هجو در اشعار حافظ

سر به سر گذاشتن با یار

طنزهای‌ دیر‌یاب و پوشیده در شعر حافظ

خصوصیات شعر خوب:

به یاد ماندنی بودن،

پایداری در مقابل تکرار


یک نمونه از طنز در بیت زیر:


یارب آن زاهد ِ خودبین که به جز عیب ندید،

دوده ِ آهی‌ش در آیینه‌ی ادراک انداز


زاهد در شعر حافظ

عیب ِ بی‌هنری


ممتاز

محسن: این روزنامه رو ببین! چه تشویق خوبی این معلم از شاگردش کرده. با اینکه معدل بچه شده ۱۰/۲۵ عکس رو داده توی روزنامه انداخته‌اند. (فقط نمی‌دونم چرا نوشته «شاگرد ممتاز»!)


ابراهیم: ببینمش. می‌دونی با این آگهی چه زهری در جان و روان این بچهء معصوم با اون صورت نازنینش می‌کنند؟ (تازه سوای چیز مهمی از "روزنامه" ساختن.) معلم به خیال خودش داره کار خوبی می‌کنه اما بی‌خبر از اینکه چه بلایی سر کودک داره درمیاره. 


محسن: تو هم شده‌ای پانویس ها. هی فرت و فرت هر چی بهت می‌گیم ربطش می‌دی به هویت و شخصیت. آخرش هم می‌زنی به صحرای عرفان و خود‌شناسی و میگی بچه‌ها توی ذاتشون هستند و از این حرف‌ها. آخه چه اشکال داره بجای تحقیر و یا حتی نادیده گرفتن بچه، اون رو تشویق کنیم؟ اینطوری امیدوار می‌شه و با شوق بیشتری درسهاش رو می‌خونه و خدا رو چه دیدی شاید معدلش یه روز به بالای ۱۸ هم رسید.


ابراهیم: خیلی پرتی از قضیه، محسن! ناامیدم می‌کنی، پسر! اساساً درس بخونه که چی بشه؟ که شغل و درآمد داشته باشه و بتونه در آرامش زندگی سالمی داشته باشه، دیگه. نه؟ خوب، تو می‌دونی این روش خودش نقض غرضه؟ یعنی با گرفتن آرامش از بچه وادارش می‌کنیم «موفق» بشه. بعد که بفرض «موفق» شد، کدوم آرامشی براش باقی مونده که بتونه از اون موفقیتش بهره ببره؟! 


پادکست تماشا

پادکست تماشا


حقیقت

   این یک موضوع ساده و روشن است که بسیاری از چیزهایی که ما فکر می‌کنیم واقعیت عینی دارند، صرفاً ذهنی هستند و واقعیت ندارند. مثلاً مفهومی با عنوان «مردم» امری ذهنی است. موجودی واقعی با عنوان «مردم» نداریم. انسان و تک تک انسان‌ها هستند که موجوداتی واقعی هستند، اما «مردم» پدیده‌ای ذهنی است. روشن است؟ این را داشته باش. 


   به همین سیاق، موجودی بنام «جنگل» وجود ندارد. بلکه درخت واقعیت دارد. تک تک درخت‌ها هستند که وجود واقعی دارند. یا مثلاً «کشور» مفهومی ذهنی است، اما سرزمین و کوه و تپه و دشت واقعیت دارد. 

 
ادامه...

پادکست "دستور زبان عشق" ۲

پادکست "دستور زبان عشق" ۲


پادکست نشانی‌ها

پادکست نشانی‌ها



چون بوی تو دارد جان

چون بوی تو دارد جان...


پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۹ سایت محمدجعفر مصفا

پرسش‌ پاسخ شمارهٔ ۲۹ سایت محمدجعفر مصفا



مولانا و ملامت خود (قسمت هفتم) - منصور بنانی

ملامت خود عصبی، راه حلی عاقلانه و بالغانه در برخورد با نا ملایمات زندگی نیست:

   در دفتر چهارم مثنوی، مولانا به جای غرق شدن در ملامت ذهنی و افکار و رفتار غیر منطقی، جستجوی راه حل عاقلانه و منطقی را پیشنهاد می کند. او می گوید که بهتر است از اعتیاد وحشتناک به پشیمانی و ملامت خود بابت گذشته، اجتناب کنیم. اعتیادی که حاصل امید واهی و حریصانه برای چیزی شدن در آینده است یا در نتیجه ی مقایسه ی کور کورانه با دیگران به وجود آمده است.

   به جای آن، مولانا توصیه به حقیقت خواهی و واقع بینی می کند:

این پشیمانی قضای دیگر است

این پشیمانی بهل، حق را پرست

بهل= رها کن


ور کنی عادت پشیمان خور شوی

زین پشیمانی، پشیمان‌تر شوی


نیم عمرت در پریشانی رود

نیم دیگر در پشیمانی رود


   ملامت خود ما را درگیر ذهنیت اشتباه کرده و بابت گذشته ای که دیگر کاری از دست ما برای تغییر آن ساخته نیست.


پادکست آگاهی

پادکست آگاهی


مولانا و ملامت خود (قسمت ششم) - منصور بنانی

مولانا و ملامت خود (قسمت ششم)


شقیقه

اگر برده‌ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...


اگر روزمرگی را تغییر ندهی،


اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکن،


تو به آرامی آغاز به مردن میکنی.


اگر هنگامی که با شغلت، با عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی، اگربرای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،


اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی‌ات ورای مصلحت‌اندیشی بروی

...


امروز زندگی را آغاز کن!


امروز مخاطره کن!


امروز کاری کن!


نگذار که به آرامی بمیری


پابلو نرودا - ترجمه: احمد شاملو 



کلمه‌ها و ترکیبات تازه:


نداریم! اما توضیحی عرض کنم بر اینکه چرا می‌گویم اینگونه حرفها بسیار سطحی‌نگری است، و با سخنان فریبنده و دلربا آراسته‌شده است. و البته بسیار هم پرطرفدار و محبوب عامه‌ هستند. 


پادکست کنکور - قسمت دوم

پادکست کنکور - قسمت دوم



مولانا و ملامت خود ( قسمت پنجم) - منصور بنانی

   از حضرت مولانا می پرسیم که چگونه شاد و خندان شویم؟ البته نه شادی ناشی از لذت های زود گذر نفسانی و فکری که به دنبالش خماری و غم می آید بلکه شادی و ابتهاج معنوی پایدار. در واقع با مطالبی که تاکنون مرور کردیم می توان این پرسش را به شکل دیگری مطرح نمود: چگونه از جرثومه ی "ملامت خود" خلاص شویم؟ چون خلاصی از ملامت خود همانا و غرق شور و ابتهاج درونی و خندان شدن همان!

شرح غزلی از دیوان شمس


پادکست کنکور - قسمت اول

پادکست کنکور - قسمت اول


ایران در ماه

ایران در ماه


پادکست فلسفه و زندگی

پادکست فلسفه و زندگی


برنامهٔ چهل و دوم رادیو حافظ - مقاله "طنز حافظ و گونهٔ مضمونی و ساختاری ‌آن" نوشتهٔ بهاء‌الدین خرمشا

برنامهٔ چهل و دوم رادیو حافظ - مقاله "طنز حافظ و گونهٔ مضمونی و ساختاری ‌آن" نوشتهٔ بهاء‌الدین خرمشاهی



جغجغه - محمدجعفر مصفا

جغجغه - محمدجعفر مصفا

   توجه‌ات را به یك یا دو نكتهٔ قابل تأمل جلب كنم: اول اینكه صرف نوشتن چند كتاب ـ به قول دوستان بی‌سر و ته ـ نشانهٔ خردمندی نیست! دوم اینكه صرف هفتاد و دو سال عمر، و حتی هشتاد و نود و صد سالش هم بدان معنا نیست كه ما زندگی را تجربه كرده‌ایم؛ پخته شده‌ایم؛ و شما جوان‌های تازه‌وارد ناپخته‌اید. به تفصیل توضیح داده‌ایم كه چگونه جامعه كودك را هنوز چشم به زندگی باز نكرده است كه در یك قالب توهمی فرو می‌اندازد؛ و در این قالب او را خواب می‌كند؛ و تا پایان عمر او را در یك خواب و رؤیای شبه‌بیداری نگه می‌دارد! و انسانی كه در این قالب توهمی فرو رفت؛



پادکست چشم بستن عمدی

پادکست چشم بستن عمدی


سهر

سهر


پادکست تشویق

پادکست تشویق