سفر روستای سیبک مرداد ۱۴۰۳
...
چنانچه مایل به دریافت پاسخ هستید، ایمیل بزنید.
وبسایت: www.Panevis.com
۱. آمدیم و از دستت در رفت، درست مثل اینکه خسارت مالی دیدهای. ملامت شدیدی که میکنی کار اشتباهی است. ملامت باعث میشود فشار شدیدی بر خودت وارد کنی. و این فشار روانی باعث میشود استرس و نگرانی تداوم پیدا کند. و این استرس خودش باز باعث پناه آوردن به خودارضایی میشود. چرا که یکی از دلایل اصلی خودارضایی، خلاصی از استرس روانی است. ارضای جنسی باعث میشود فرد - ولو بطور موقت - از فشارهای روحی فراغت پیدا کند. در حقیقت فراری است، از استرس.
پس، اگر خطا کردی، ملامت نکن. بدون ملامت از همانجا به بعد، انجامش نده.
اشتباهی که اکثر افراد میکنند این است که تصور میکنند بوسیلهٔ ملامت، بوسیلهٔ زدن شلاق بر روانشان، بوسیلهٔ این تنبیه روحی، باعث میشوند دیگر خودارضایی نکنند. حال آنکه به تجربه حتی دریافتهاند که اینطور نیست. اما باز هم ملامت میکنند!
۲. میل جنسی مانند غذا خوردن میلی طبیعی است و باید از راه درست و طبیعی آن برآورده شود. درست است که مقدار زیادی از میل به خودارضایی بخاطر مسائل ناشی از استرسهای منبعث از فشارهای «خود» است، در عین حال خود میل جنسی نیز یک واقعیت است و باید برای ارضای صحیح آن اقدام کنی. نه اینکه انتظار داشته باشی اقدامی نکنی و خودت را تحت فشار شدید بگذاری و عذاب بکشی.
۳. از جمه فکرهایی که پس از خطای خودارضایی سعی میکند بر انسان چیره شوند این است که «دیگه کار از کار گذشته و حالا که انجام دادی، دیگه هر چند بار دیگه انجامش بده. از دست رفتهای و دیگر فایدهای ندارد». این فکر کاملاً اشتباه است. در اولین دوربرگردان میتوانی برگردی. البته که ضرری دادهای، اما این به معنی آن نیست که دیگر هر چه ضرر است باید بدهی! فرض کنی مالی را از دست دادهای، بله ضرر کردهای، در این شکی نیست. اما حالا آیا باید بقیهٔ مالت را هم سوخت کنی و آتش بزنی؟ آیا باید خودت را دائم و بشدت ملامت کنی؟ چه فایده دارد؟ نه سرزنش و نه دادن ضرر بیشتر هیچ توجیه خردمندانهای ندارد. بنابراین در اولین فرصت برگرد سراغ حفظ و مراقبت از خودت.
+ این یادداشت برای بعد از خودارضایی است. برای وقتی که فرد از دست فرد در رفته. نه به معنی توجیه خودارضایی. امیدوارم روشن باشد.
+ نکات و پادکست و یادداشتهای دیگری در مورد همین موضوع در این کانال و سایت آمده است. میتوانی با جستجوی واژهٔ «خودارضایی» آنها را بیابی.
+ اگر مایلید تجربیات خود را در این زمینه با دوستانتان در میان بگذارید، از لینک زیر میتوانید این کار را بکنید.
سلام به دوستان،
دوستانی که طی این سالهای برگزاری کلاسها و دورهها از حدود سال 2003 تاکنون همراه بودهاند، یا دوستانی که در این سالهای اخیر پیوستهاند، خواهشی دارم. و آن اینکه یک هدیه به بنده بدهند.
مسلماً کار بنده بی نقص نبوده است. هدیهٔ بسیار ارزشمندی که از دوستانم میخواهم، نقد و پیشنهاد است. هر نقدی یا پیشنهادی که فکر میکنید در مورد برگزاری کلاسها و دورهها وجود داشته و میتواند بنده را متوجه چیزی که ندانسته بودم و نمیدانم بکند، برای بنده بسیار باارزش است. این لطف را در حق بنده بکنید.
پیامها میتواند بصورت نام مستعار نیز باشد. برای راحت بودن در نوشتن هرگونه نقدی، هرگونه. لطفاً کاملاً راحت باشید.
منتظر پیامتان هستم.
پانویس
ارسال نقد و پیشنهاد:
@Panevisdotcom
تصور کن مثلاً بودا یا یک عارف ذنبودیست مبایل داشت. بنظرت چه پیامی برای پیغامگیر مبایلش میگذاشت؟
پاسخی محتمل:
سلام. من نه هستم و نه نیستم. نه اینجا هستم و نه آنجا و نه بین این دو. امیدوارم شما هم نباشید. اگر هستید، نام و شماره خود را بگذارید.
کانال تلگرام:
@Panevisdotcom

سلام به دوستان،
مفهوم ارائه شده در این تصویر، که این روزها هم خیلی مد است و فراگیر، حتی شرکت پپسی هم روی بطوریهایش میزند، اشکالی دارد. بنظر شما این اشکال چیست؟
لینک ثابت این مطلب در کانال تلگرام:
https://t.me/PanevisDotCom/387
@Panevisdotcom
https://telegram.me/PanevisDotCom/170
https://telegram.me/PanevisDotCom/172
کارتونی هست بنام The Incredibles که تا امروز شاید هفت هشت بار آنرا تماشا کردهام. شخصیتهای دوستداشتنیئی دارد با توانائیهای شگفتانگیز و خارقالعاده. گفتم "شگفتانگیز" یادم افتاد که این کارتون در کلوبهای ایران بنام "شگفتانگیزان" پخش شده است.
ماجرای خانوادهای است که والدین و دو فرزند آنها دارای توانائیهای خاصی هستند و قابلیتهایشان را در راه دفاع از خوبی و مبارزه با بدی بکار میگیرند. در انتهای این کارتون سکانسی هست که بسیار برایم جالب است. همهٔ کارتون یک طرف، این سکانس آخریاش یک طرف. ببین:
ادامهٔ مطلب و تماشای ویدیو:
http://www.panevis.com/2011/01/up-or-down.html
به اطلاع میرساند ثبتنام دورهٔ جدید کلاسهای آنلاین خودشناسی آغاز شده است:
+ این دوره، از اواسط خرداد ماه آغاز میشود.
+ در این دوره مشخصاً به بررسی کتابهای خودشناسی بقلم محمدجعفر مصفا، همراه با انجام لِمها(تمرینها) و نیز گزیدههایی از لُب و جان داستانهای مثنوی معنوی پرداخته میشود.
+ مدرس دوره، مدیر سایت www.panevis.com است.
+ هر ماه چهار جلسه برگزار میشود.
+ جلسات بوسیلهٔ برنامه پیامرسان WhatsApp بر روی گوشیهای همراه برگزار میگردد. لذا اعضاء از هر کشور شرکت میکنند.
+ عضویت و شرکت در این دوره شرایطی دارد که این شرایط، قبل از ثبتنام به اطلاع میرسد.
نحوهٔ ثبتنام:
۱. برنامه WhatsApp را روی گوشی همراه(یا تبلت) خود نصب کنید.
۲. در برنامهٔ WhatsApp به شمارهٔ 00989389393633 (صبا) پیام دهید و درخواست عضویت بنویسید.
شرایط عضویت و شرکت در این دوره، برای شما در برنامهٔ WhatsApp فرستاده میشود و میتوانید ثبتنام خود را کامل کنید.
توجه:
* لطفاً برای ثبت نام، زنگ نزنید(تماس تلفنی نگیرید). بلکه طبق روش گفته شده در بالا، پیام دهید. تمامی اطلاعات لازم، برای شما ارسال میگردد.
* لطفاً مطالب فوق را به دقت بخوانید. از پاسخ به سوالاتی که جواب آنها در متن فوق آمده، معذوریم.
---
گروه رمانخوانی آنلاین
برنامه خواندن کتاب رمان بصورت دستهجمعی را با رمان «برادران کارامازوف» شروع میکنیم از حدود یک هفته آینده.
اگر مایلید به جمع دوستانتان بپیوندید، بوسیله ارسال ایمیل به مدیر سایت، تقاضای عضویت دهید.
+ مرامنامهٔ این گروه، پس از عضویت باطلاع اعضاء میرسد و اعضاء ملزم به رعایت آن هستند.
عنوان ایمیل: عضویت در گروه رمانخوانی
محتوای ایمیل: نام، نام خانوادگی، شماره در برنامه واتساپ
* عضویت در این گروه آزاد و رایگان است.
ای فدای تو هم دل و هم جان...
http://podcast.panevis.com/2015/12/0268-yeki.html
این پست که دربارهٔ فردی بنام سعید گلمحمدی است، بطور مشروط برداشته شده است.
در صورت نقض تعهدنامه ای که این فرد بصورت کتبی در محضر رسمی داده است، شکایت قانونی از طریق شاهد(سردفتردار جناب آقای امیری) و نیز فرد مسئول(جناب آقای اصطهباناتی) به جریان خواهد افتاد.
مدیر سایت:
اصطهباناتی
بگذار خاطرهای رو برایت تعریف کنم. سال دوم راهنمایی بودم، معلمی داشتیم برای درس قرآن بنام آقای رحیمی، که «هر کجا هست، خدایا بسلامت دارش». قدی نسبتاً کوتاه، تپل و دوستداشتنی، صدایی بسیار آرام و لطیف، و وجناتی بسیار مطبوع و دلنشین.
روزی قرار بود از ما امتحان قرآن بگیرد. دوستانم من رو شیر کردند که اگر جرأت تقلب کردن داری، سر امتحان قرآن تقلب کن. من خب کلاً درسم خوب بود و علی رغم شیطون بودن چون درسها رو سر کلاس خوب میگرفتم، نیازی به درس خواندن در خانه یا تقلب کردن سر امتحان نداشتم. ولی خب، بچهها تحریکم کردند که تو میترسی تقلب کنی و از این حرفها، و من هم گفتم قبول، سر امتحان قرآن این هفته تقلب میکنم.
روز امتحان جزوهٔ قرآنم را گذاشتم در جا کیفی داخل میز و هر وقت آقای رحیمی پشتش به من میشد، جزوه رو بیرون میکشیدم و ورق میزدم که دوستانم ببینند که یعنی دارم تقلب میکنم. (در حالیکه اصلاً نیازی هم نداشتم.)
وقت تمام شد و آقا رحیمی برگهها را جمع کرد و آمد نشست پشت میزش. بدون اینکه به من یا هر کس نگاه کند، فقط گفت: «من از بعضیها که انتظارش را نداشتم چیزهایی دیدم که باورم نمیشد.»
آب شدم. مُردم. دلم میخواست زمین دهن باز کند و من رو ببلعد. این اولین و آخرین تقلبم بود.
(هفتهٔ بعد که نمرههای امتحان را آورده بود، نمرهام را بیست داده بود.)
بنظرم این عکس، که کودکی را نشان میدهد در حالت تسلیم، بیچارگی و استیصال از جنگ و ناامنی، و این حالت خاصی که در نگاه اوست، تکاندهندهترین هشدار به انسان است. به من و تو. بله، به من و توی واقعی، نه نوعی. من و تو مسئول بالا بردن دست این کودکیم. من و تو مقصر این نگاهش هستیم. ما فکر میکنیم فقط کسانی تقصیر دارند که در جنگ و خونریزی شرکت میکنند. اما تا وقتی من در اسارت «هستی» و «چیزی بودن» و خواستن «چیزی شدن»، داشتن هر نوع هویت اعم از ملیت و قومیت و ... هستم، بطور بالقوه هیچ فرقی با عاملان ایجاد جنگ و ناامنی ندارم.
تا وقتی من بوسیلهٔ مقایسه خودم با دیگران، ملامت و سرزنش خودم، آزار و اذیت خودم، زورگویی بخودم، ایجاد ترس و نگرانی برای خودم، و ... برای خودم ایجاد عدم امنیت روانی و عدم صلح درونی میکنم، مسلماً بمحض موجود بودن شرایطش، در بیرون هم بر سر همنوعانم همینها را خواهم آورد. در رابطه و روابطم هم همینطور هستم. آیا غیر از اینست؟ پس حال که من این بلاها را بر سر خودم میآورم، آیا مسئول جنگها و خونریزیها و ناامنیها نیستم؟
باطلاع میرساند از اواسط فروردین سال آتی(سال نو مبارک!) تا حدود اواخر تابستان، جلسات خودشناسی با استفاده از شرح و تفسیر داستانهای مثنوی معنوی مولانا جلالالدین خان بلخی را در اصفهان قرار است برگزار کنیم.
چند نکته دربارهٔ این دوره:
+ این جلسات برای افرادی خواهد بود که خودشناسی را از صفر و نیز از حد متوسط میخواهند شروع کنند. از پایه و اساس مفاهیم خودشناسی را بزبان مثنوی معنوی کار میکنیم.
+ ویژگی این دوره از جلسات، تمرینهای عملیست که به اعضاء داده میشود. و از آنها خواسته میشود این تمرینها را در زندگی خود اجرا کنند و نتیجه را گزارش دهند. بنابراین کار بصورت فردیست. مباحث خودشناسی، خواندن و شرح داستانهای مثنوی معنوی، انجام تمرین و لمهای خودشناسی(به فراخور هر عضو). صرف شنیدن مباحث و به جلسه آمدن مطلوب نیست. اگر جدیتی در عضوی دیده نشود و تنبلی کند، عذرش خواسته خواهد شد و باقی هزینه ثبتنامش به او برگردانده میشود.
+ اعضاء باید جدیت و همت داشته باشند. اگر فکر میکنید ندارید، لطفاً ثبتنام نکنید و وقت خود و ما را تلف نکنید.
+ جلسات بدلایلی موجه متاسفانه مجانی نیست.
+ تعداد نفراتی که میگیریم محدود است. و اولویت با کسانیست که زودتر ثبتنام کردهاند.
+ ثبت نام برای عموم آزاد است.
+ جلسات بصورت هفتگی یا دو هفته یکبار برگزار میشود.
+ اگر ظرفیت پر شود امکان اضافه کردن برایمان وجود ندارد.
+ تلفن ثبتنام: 09389393633 خانم صبا
اما اینکه این بخش چه محتوایی را شامل میشود را در صفحهاش میتوانید بخوانید:
Group.Panevis.com