افسون - وبلاگ محمدجعفر مصفا

   ما را از کودکی در خط "بزرگی" کوک کرده‌اند و در مسیر "شخصیت" قرار داده‌اند و بحرکت واداشته اند. بنابراین ما اکنون جز به بزرگی به چیز دیگری نمی‌اندیشیم. و اگر بیندیشیم، می‌خواهیم آنرا نیز بخدمت بزرگی درآوریم. ما افسون‌شدهٔ جلال و بزرگی هستیم و بنابراین از مسائل اساسی زندگی بی‌خبریم.


برگرفته از کتاب «انسان در اسارت فکر»


پروانه شو

   در روابط دوستی(و نیز عشق و عاشقی بین دو نفر)، بکار بردن ترفند برای جلب توجه دیگری وقتی برای من مطرح می‌شود که احساس نیاز به دوست داشته شدن بکنم. وقتی نیاز دارم به اینکه کسی مرا دوست بدارد، در فکر می‌شوم که «چه کار کنم تا توجه او را کسب کنم؟ تا بمن توجه کند. تا مرا دوست بدارد. تا خیالم راحت شود مورد توجه و نظر او هستم.» متأسفانه.

   و روشهای جلب توجه بسیار بسیار متنوع هم هست. از بی‌توجهی عمدی و زیرکانه برای تیز کردن آتش طرف گرفته تا تحریک حس حسادت او با انواع بازی‌ها و وانمود دوستی‌ با دیگران، و نیز حقه‌ها و ترفندهای بسیار دیگر که این روزها در روابط بسیار شایع است.

   اما کسی که از درون پر است و احساس نیاز به دوست داشته شدن نمی‌کند، هیچگاه دست به ترفند هم نمی‌شود تا بخواهد توجه و ابراز محبت دیگری را دریافت کند. حتی فکرش هم بذهنش خطور نمی‌کند.

    اگر رابطه‌ای به سمتی برود که احساس نیاز عاطفی در آن مطرح شود، فرد نیازکننده(نیازمند) بلحاظ درونی مشکلی دارد. و این مشکل درون اوست که بعد از وصل، یعنی ازدواج یا حتی در همان رابطه‌شان، نیز بطور جدی مسئله‌ساز خواهد بود، هم برای او و هم برای بقای رابطه‌شان.  (ممکن است هر دو نیز نیاز کنند که در اینصورت قوز بالای قوز است.) روشن است که منظور، ابراز نیاز زبانی نیست. بلکه احساس درونی فرد است. احساس نیازمندی عاطفی، در درون من.

   در عین حال، اظهار دوست‌داشتن بسیار هم زیباست. حتی یک طرفه‌اش. یعنی هر یک از دو طرف مثل آفتاب تابنده باشند، نه اینکه مثل گداها مفلوک عاطفی یکدیگر.

   در صورتیکه در ابراز عشق و دوشت داشتن، نیاز مطرح نباشد یعنی فرد ابرازکننده، دروناً احساس نیاز نکند، مثلاً «اگر تو نباشی می‌میرم» و اینگونه افکار، نشان‌دادن مهر و محبت یکی از جلوه‌های خودبخودی، طبیعی و بسیار زیبای زندگی‌ست.

   هش دار! 


گويش همداني (1) - منصور بنانی

گويش همداني (1) - منصور بنانی


پادکست «بزرگداشت»

پادکست «بزرگداشت»


گوهري از بحر معنوي (7) - منصور بنانی

گوهري از بحر معنوي (7) - منصور بنانی


آفرین

آفرین

گوهري از بحر معنوي (6) - منصور بنانی

گوهري از بحر معنوي (6) - منصور بنانی


پادکست «صید»

پادکست «صید»

پرانتز

پرانتز


برنامهٔ پنجاه و سوم رادیو حافظ -مقالهٔ "شعر زبان سعدی و زبان شعر حافظ"

برنامهٔ پنجاه و سوم رادیو حافظ -مقالهٔ "شعر زبان سعدی و زبان شعر حافظ"


پادکست «زندگی»

پادکست «زندگی»


گوهري از بحر معنوي(5) - منصور بنانی

گوهري از بحر معنوي(5) - منصور بنانی


ای مطرب شده!

ای مطرب شده! 


جاروي جادويي - منصور بنانی

جاروي جادويي - منصور بنانی


گوهري از بحر معنوي(3) - منصور بنانی

گوهري از بحر معنوي(3) - منصور بنانی


پادکست «مراقبت»

پادکست «مراقبت»


رهایی!

تصویر فوق که کار آقای Jim Benton است، کار بامزه‌ای‌ست. اگر چه به طنز است، اما - چه خود طراح بداند و چه نداند - به نکتهٔ جالبی هم اشاره دارد.


«رهایی باید از درون باشد»(!) جمله‌ٔ معروفی‌ست که در فضاهای عرفانی و درون‌گرایانه به شکلهای متنوع گفته می‌شود. اما وجه شبه این طنز تصویری فقط نکتهٔ «از درون» بودن رهایی نیست.


سه وجه دیگر تشابه بنظر می‌رسد:


۱. «من»، یا همان شخصیتی که من انسان برای خودم ساخته‌ام، نه تنها درون من است(!)، بلکه چنان گرفتارش هستم که زندگی را بر من تنگ کرده‌است(!). انسانی که تنگش گرفته باشد را چه به دیدار زندگی؟ چه به احساس فراغ‌بالی روحی؟ 


۲. از ترس آبرو جرأت رها کردنش را ندارم! نگرانی از اینکه «اونوقت دیگران راجع به من چی فکر می‌کنند؟»!


۳. بماند که چه جلوه‌گری، سر و صدا و چه بوی تعفنی نیز در روابطم با دیگر همنوعانم و تمام وجوه زندگی‌ام راه انداخته است!



جستجو - محمدجعفر مصفا

جستجو - محمدجعفر مصفا


پادکست «سرگین‌کشی»

پادکست «سرگین‌کشی»


دیـده

آدمی دیده است ...


گوهري از بحر معنوي(2) - منصور بنانی

دوستان عزيزم سلام؛ پس از وقفه اي چند ماهه به دلايل سفر و همينطور ازدواج سپهر(پسرم) و بهاره،  گوهري از درياي بيكران مثنوي معنوي را تقديمتان مي كنم. اميدوارم كه با نورانيت اين گوهر، شادي دلتان بيشتر شود و مرا هم بابت اين غيبت عفو نماييد.

چشم ظاهر و چشم باطن

كوري كوران  ز رحمت دور نيست

كوري حرص است، كان معذور نيست

"دفتر 4 مثنوي معنوي بيت 1706"

كسي كه چشم ظاهرش كور است، از رحمت خداوند بي بهره نمي ماند. اما آن كسي كه چشم مشاهده گر درونش بر اثر غرض ورزي و حرص و طمع كور شده باشد، عذرش پذيرفته نيست و بايستي نسبت به مشاهده گري بدون غرض زندگي اقدام نمايد.

 حرص؛ خواستن چيزي است كه در حال حاضر وجود ندارد و به عبارت ديگر نپذيرفتن واقعيت موجود است. چنين حرصي ما را نسبت به واقعيت موجود نا بينا مي كند. اما مشاهده گري درست؛ آگاهي از واقعيت لحظه به لحظه زمان حال، همراه با پذيرش واقعيت موجود است. هر چه حرص كمتر باشد،  پذيرش بيشتر مي شود و پذيرش بيشتر به آگاهي و بينايي بيشتر مجال و فرصت خواهد داد.

در اينجا مثالي مي زنم ولي شما هم مي توانيد با مثالهاي ديگر ارتباط پذيرش و بينايي و يا به عبارت ديگر حرص و كوري را بهتر درك نماييد.

به عنوان نمونه واقعيت حسادت را كه ممكن است متعاقب برتري ديگران در زمينه خاصي بروز نمايد، در نظر بگيريد:


هر گونه حرص براي ميدان دادن به حسادت يا حتي حرص براي نداشتن حسادت يا خشم نسبت به خودم بابت حسادت، بيشتر باشد؛ حسادت قوي تر و موذيانه تر به حيات خود ادامه مي دهد. زيرا در هر دو حالت "سركوب" يا "غرق شدن" كوركورانه در حسادت، موجب تقويت آن و اسارت بيشتر ما مي شود.

 تنها مشاهده ي بدون غرض به ما قدرت تسلط واقعي بر حسادت و ...را مي دهد.

هر وقت حسادت بروز كرد بدون خشم يا حرص يا نا آگاهي يا چسبندگي و يكي تصور كردن خود با آن، با چشم دل فقط بگويم: "آه ذهن هم اكنون در حالت حسادت است" و همراه آن دم و بازدم خودم را حس كنم.... وضعيت داغ شدن يا سرد شدن پوست بدنم يا ضربان قلبم و.. را حس كنم يا افكاري كه همراه آن مي آيند را مشاهده نمايم ....

 اگر قدرت پذيرش حسادت را در خودم داشته باشم و بتوانم بدون "خشم و ملامت خود" يا بدون "حرص براي ارضاي حسادت در گفتار يا رفتار" يا حتي بدون "حرص براي  حالت نبودن حسادت" ؛ فقط آن را بپذيرم؛ آنگاه آگاهي ام عميق تر مي شود و واقعيت حسادت آنچنان كه هست خودش را بهتر  نشان مي دهد.

و سرانجام در حالت آگاهي عميق و وراي فكر، و مشاهده خالص و بدون قضاوت و بدون فكر حسادت؛ معجزه اي رخ مي دهد: بينايي و پذيرش كامل و "كيمياگري تبديل انرژي حسادت به انرژي عشق و محبت"


یک شب

ليلة

لو باقي ليلة 

بعمري ابيه الليله   

و اسهر في ليل عيونك    

و هي ليلة عمر


يالله يالله

وش كثر انتي جميله

يالله يالله

وش كثر انا احب


احلم احلم بك دايم

جنبي و انا صاحي و نايم

ياللي ايامي بدونك

ما هي من العمر


صوتك، همسك

بيتي و سفري

قمرک، شمسك

ليلي و فجري


و انتي يا عيوني

انتي قلبي

انا وين ما كونتي


ياللي سواد عيونك

افديه العمر