مقام معلم و شاگرد


   در روش سنتی آموزش، معلم می داند و شاگرد نمی داند و شاگرد اطلاعات دسته دوم را در خصوص یک موضوع از معلم فرا می گیرد و معلم متکلم وحده است. در برخی موارد مدرن هم هست که شاگرد می داند و معلم نمی داند و شاگرد برای معلم و سایرین سمینار می دهد! اما در روش دیگر آموزش نه معلم می داند و نه شاگرد و هر دو بر اساس شیوه کشف و شهود بی غرضانه جمعی؛ موضوع را مورد مشاهده قرار می دهند و هر دو در یادگیری سهیم هستند و فرقی ندارد که چه کسی معلم باشد و چه کسی شاگرد! و هر دو مادی و معنوی رشد می کنند. البته شاید هرسه روش مکمل هم باشند و در جای خود مفید ولی محرومیت از طریقت سوم، بسیار زیان بار است و در آموزش و پرورش دنیا هم متأسفانه بسیار اتفاق می افتد. سعی من در این وبلاگ این است که حداقل در برخی موارد از دید نمی دانم مطالب گفته شود و از نظرات و گفته های دیگران هم بیاموزم تا به یافته نزدیکتر به حقیقت دست یابم.

   در چند مطلب قبلی در خصوص "حضور در لحظه حال"، درحال مطالعه نظرات دوستان و همینطور یکی دو کتاب از جمله نیروی حال آقای اکهارت تول و ترجمه آقای مسیحا برزگر هستم و مشاهده و مراقبه می کنم تا به برداشتی برسم و ارائه کنم. اگر دوستان بیشتری در این یادگیری جمعی مشارکت کنند و وقت بگذارند و بدون عجله ( که کار شیطان است) در مورد موضوع، چند روزی تعمق کنند ارزش دارد و ممنون می شوم.