ادامه شرح غزل 1989 :

گر چه من خود ز عدم، دلخوش و خندان زادم
عشق آموخت مرا، شکل دگر خندیدن

آقای پانویس در جلسه 107شرح مثنوی http://www.panevis.net/molana/masnawi107.htm
این بیت را چنین معنی کرده است: همچنانکه من در کیفیت عدم و عشق، دلخوش و خندان هستم بنابراین ، نوع دیگر خندیدن را (که با نوع نفسانی آن متفاوت است) از طریق عشق آموخته ام.
ضمن اینکه معنای ایشان را با روح سخنان مثنوی متناسب می دانم (و در قسمت قبلی- بارقه ای از آفتاب- هم اشاره ای به این دونوع خنده شده است).
اما در اینجا معنی کمی متفاوت تر ارائه می شود. در واقع سه نوع خندیدن مورد بحث قرار می گیرد؛ خنده ی نفسانی ناشی از ارضاء خشم و حرص و..؛ خنده ی کودکانه ی فرشته گونه؛ و خنده عاشقانه و عارفانه ی انسانی. که این دو نوع آخر، خنده ی ممدوح و اولی مذموم است:      
"اگر چه من از عدم خندان متولد شدم، ولي عشق نوع ديگر خنديدن ممدوح را هم به من آموزش داد."

...