بارقه اي از آفتاب (4) - منصور بنانی
سه استاد خنده و شادي
قبل از ادامه شرح غزل 1989، و در تكميل آن، در اينجا بيتي ازغزل 683 تقديم حضورتان مي گردد و سه استاد ديگر شادي و خنده (البته به غير از مولانا و استادش؛ شمس، و به غير از نوزادن و كودكان نو پا) هم معرفي مي شوند:
میا بیدف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
بدون دف بر سر مزار من حاضر مشو، كه مرگ تحولي مبارك و جشني الهي است و در چنين ضيافتي غمگين بودن شايسته نيست.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط Panevis
|
